گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۸

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باید که مال دنیا مسمار دل نباشد

کین مارها که بینی، جز مار دل نباشد

بیمار جهل گردد روزی هزار نوبت

از عقل اگر زمانی تیمار دل نباشد

وقتی که حرص و شهوت خواری کنند بر دل

آه! ار عنایت او غم خوار دل نباشد

سودی ندارد از کس یاری نمودن دل

نور هدایت او تا یار دل نباشد

نزد خداپرستان دانی که: چیست طاعت؟

آن سیرتی که در وی آزار دل نباشد

یک بار اگر ببینی دل را، یقین بدانی

کین آبگینه هرگز در بار دل نباشد

بر قول اوحدی کن گوش، ار نجات خواهی

زیرا که قول او جز مسمار دل نباشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام