گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۳

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هوست معتکف خانهٔ خمارم کرد

عشقت از صومعه و مدرسه بیزارم کرد

خاطرم را ز حدیث دو جهان باز آورد

لب لعل تو به یک عشوه، که در کارم کرد

شورها در سر و با خلق نمی‌یارم گفت

زخمها بر دل و فریاد نمی‌یارم کرد

می‌شنیدم که: شود نیک به شربت بیمار

شربتی داد خیال تو، که بیمارم کرد

من ندانم سبب گرم و گدازی که مراست

تا چه زورست و تعدی که چنین زارم کرد؟

سایه‌ای بودم و عکس تو بپوشید مرا

ذره‌ای بودم و نور تو پدیدارم کرد

دیده تا باز گشودم بتو، اندیشه ببست

در بر وی همه و روی به دیوارم کرد

آنکه اندر عقب من به تعبد کوشید

بعد ازین حال ندانست که انکارم کرد

مرده بودم، به سخن‌های تو گشتم زنده

خفته بودم، صفت حسن تو بیدارم کرد

بادهٔ هر که چشیدم سبب مستی بود

اوحدی زان قدحی داد، که هشیارم کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای جاویدان » شمارهٔ ۱۲۵ » (نامعلوم) (۱۳:۱۶ - ۱۴:۱۷) نوازندگان: پرویز یاحقی (‎ویولن) خواننده آواز: مرضیه سراینده شعر آواز: اوحدی مراغی اصفهانی (غزل) مطلع شعر آواز: هوست معتكف خانه خمارم كرد

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کسرا نوشته:

خفته بودم، صفت حسن تو بیدارم کرد

به به

کانال رسمی گنجور در تلگرام