گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۰

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باز بالای تو ما را در بلا خواهد نهاد

دود زلفت آتشی در جان ما خواهد نهاد

دامنم پر خون دل گردد ز دست روزگار

کان سزا در دامن هر ناسزا خواهد نهاد

از سر زلف دلاویز و لب شیرین تو

آنکه بر گیرد دل خود در کجا خواهد نهاد؟

دست صبح از چین زلف عنبرآمیزت به لطف

نافها در دامن باد صبا خواهد نهاد

چرخ را شرم آمدی کوکب نمایی با رخت

گر بدانستی که: پروین درسها خواهد نهاد

گر سر زلف ترا دیگر جفایی در دلست

گو: بیاور، کاوحدی تن در قضا خواهد نهاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام