گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۷

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای شب تیره فرع گیسیویت

اصل کفر از سیاهی مویت

مه ز دیوان مهر خواسته نور

وجه آن گشته روشن از رویت

بی‌سخن دم ببسته طوطی را

شیوهٔ شکر سخن گویت

مشک را در فکنده خون به جگر

نکهت زلف عنبرین بویت

خورده چوگان طعنه سیب بهشت

از زنخدان گرد چون گویت

از طراوت بیتر زده

ماه نو را کمان ابرویت

اوحدی را ز زلف بشکسته

تیزی چشم و تندی خویت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام