گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۴

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل مست و دیده مست و تن بی‌قرار مست

جانی زبون چه چاره کند با سه چار مست؟

تلخست کام ما ز ستیز تو، ای فلک

ما را شبی بر آن لب شیرین گمار، مست

یک شب صبح کرده بنالم بر آسمان

با سوز دل ز دست تو، ای روزگار، مست

ای باد صبح، راز دل لاله عرضه دار

روزی که باشد آن بت سوسن عذار مست

از درد هجر و رنج خمارش خبر دهم

گر در شوم شبی به شبستان یار مست

سر در سرش کنم به وفا، گر به خلوتی

در چنگم اوفتد سر زلف نگار، مست

لب برنگیرم از لب یار کناره گیر

گر گیرمش به کام دل اندر کنار، مست

یکسو نهم رعونت و در پایش اوفتم

روزی اگر ببینمش اندر کنار، مست

می‌خانه هست، از آن چه تفاوت که زاهدان

ما را به خانقاه ندادند بار مست؟

ما را تو پنج بار به مسجد کجا بری؟

اکنون که می‌شویم به روزی سه بار مست

از ما مدار چشم سلامت، که در جهان

جز بهر کار عشق نیاید به کار مست

ای اوحدی، گرت هوس جنگ و فتنه نیست

ما رای به کوی لاله‌رخان در می‌آرمست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید نوشته:

در مصرع آخر با توجه به معنی کل غزل و ایضا وزن غزل به نظر می آید واژه “رای” به اشتباه آورده شده ، رای به معنی قصد یا دیدن است ، در ضمن
“در می آر “نباید روی هم نوشته شود
صحیح : “ما را به کوی لاله‌رخان در مِی‌ آر، مست”

کسرا نوشته:

بی نظیره این غزل

حسین میلانی نوشته:

ای اوحدی گرت هوس جنگ وفتنه نیست
مارابه کوی لاله رخان درمیارمست
نتوجه به تاکید شاعر در مصرع اول علیالقاعده مصرع دوم باید اینچنین باشد
مارا درحالی که مست هستیم به کوی یار مبر

خسین میلانی نوشته:

ای اوحدی گرت هوس جنگ وفتنه نیست
مارا بکوی لاله رخان در میار مست
باتوجه به محتوای مصرع اول علی القاعده مصرع دوم بصورت فوق باشد

کانال رسمی گنجور در تلگرام