گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۲

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

ز کوی عشق مَلَک دل شکسته می آید

مسیح می رود آن جا و خسته می آید

شهید ناوک آنم که چون رود به شکار

غزال قدس به فتراک بسته می آید

زمانه گلشن عیش که را به یغما داد

که گل به دامن ما دسته دسته می آید

هجوم درد بدان گونه بسته راه نفس

که بر لبم ز درون خسته خسته می آید

هوس به همت عرفی مگر شبیخون زد

که زخم دار و به محمل نشسته می آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام