گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۳

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

جماعتی که به ناموس ونام می گفتند

به دیر درس مستی و جام می گفتند

بیا ببین که چه فتوا دهد در مستی

همان گروه که می را حرام می گفتند

فغان که جمله فتادند در شکنجهٔ دام

کسان که عیب اسیران دام می گفتند

به صحن دیر شنیدم ز خادمان حرم

که اهل دیر، مغان را سلام می گفتند

به طوف کعبه شنیدم ز زائران صنم

همان که بر در بیت الحرام می گفتند

رموز آتش مهری که برهمن نشکافت

ز اهل دل شنیدم که نام می گفتند

تمام بوده به یک حرف گرم و ما غافل

حکایتی که همه ناتمام می گفتند

به کعبه صد ره ز نزدیک و دور دیدم

بگو که صومعه داران کدام می گفتند

فغان ز طبع تو عرفی، غلط نمی رفتند

سخنوران چو تو را خوش کلام می گفتند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عباس بروجردی نوشته:

در مصرع دوم بیت اول صحیح آن اینست:
به دیر دوش ز مستی و جام میگفتند

حمید زارعی مرودشت نوشته:

چاپ سنگی هند:

جماعتی که به ناموس ونام می گفتند
به دیر درس ز مستی و جام می گفتند

حمید زارعی مرودشت نوشته:

رموز آتش مهری که برهمن نشکافت
ز اهل دل نشنیدم که نام می گفتند

روفیا نوشته:

شد آن که اهل نظر بر کناره می‌رفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
ز کوی میکده دوشش به دوش می‌بردند
امام شهر که سجاده می‌کشید به دوش

حمید زارعی مرودشت نوشته:

رموز آتش مهری که برهمن نشکافت
ز اهل دل نشنیدم که نام می گفتند

توی نسخه‌ی چاپ سنگی هند به این شکل نوشته شده
.
ولی به نظر میاد باید (بشنیدم) باشه
.
رموز آتش مهری که برهمن نشکافت
ز اهل دل نشنیدم که نام می گفتند

حمید زارعی مرودشت نوشته:

به کعبه صد ره ز نزدیک و دور دیدم لیک
بگو که صومعه داران کدام می گفتند

مهناز ، س نوشته:

با حترام
چندین شکست در وزن این غزل و چند اشتباه دیدم
به نظر می آید به این صورت درست تر است .
،،
جماعتی که به ناموس ونام می‌گفتند
به دیر دوش ز مستی و جام می‌گفتند
بیا ببین که چه فتوا دهند در مستی
همان گروه که می را حرام می‌گفتند
فغان که جمله فتادند در شکنجه‌ء دام
کسان که عیب اسیران دام می‌گفتند
به طوف کعبه شنیدم ز ساکنان حرم
که اهل دیر مغان را سلام می‌گفتند
به صحن دیر شنیدم ز زائران صنم
همان که بر در بیت الحرام می‌گفتند
رموز آتش موسی که برهمن نشکافت
ز اهل دین نشنیدم که خام می‌گفتند
تمام بود به یک حرف ختم و ما غافل
حکایتی که همه ناتمام می‌گفتند
به کعبه صد ره نزدیک و دور دیدم لیک
بگو که صومعه داران کدام می‌گفتند
فغان ز طبع تو “عرفی”، غلط همی گفتند
سخنوران چو تو را خوش کلام می‌گفتند
مانا باشید

کانال رسمی گنجور در تلگرام