گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۸

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند

به این بهانه حدیث می مغانه کند

دلم چکونه نتازد به صیدگاه کسی

که شوق ناوک او کار تازیانه کند

ستم فروش درآ، در زمانه، باک مدار

که خوش معاملگی بیشتر زمانه کند

شکوه عشق نگه کن ، که موی مجنون را

فلک به شعشعهٔ آفتاب شانه کند

کسی که خاک درت را کند چو سرمه به چشم

ببین چه بی ادبی ها به آستانه کند

جحیم با همه اسباب سوختن ، عرفی

ز برق شمع تو دریوزهٔ زبانه کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شکوهی نوشته:

عرفی گوید: کسی که خاک درت را کند چو سرمه به چشم
ببین که چه بی ادبی ها به آستانه کند.

حافظ گوید:
گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش

خاکروب در میخانه کنم مژگان را

آیا نظر عرفی شیرازی در این که گفته “کسی که …” حافظ بوده است؟!

کانال رسمی گنجور در تلگرام