گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۷

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

در محبت لب خشک و دل تر می خندد

مست مخمور در این تنگ شکر می خندد

اهل دل خنده زنانند و نمی بیند کس

لب این جمع به آیین دگر می خندد

ای کلیم، آتش ایمن، گل مقصود تو، چیست

به تمنای محال تو شجر می خندد

دیده از شاهد امید فروبند و ببین

که لب شام به صد ذوق سحر می خندد

کم مباد آب و هوای چمن ما، که در او

گل پژمرده به از لالهٔ تر می خندد

دل عرفی بود آن مرغ خزان پرورده

که به حبس نفس و بستن پر می خندد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمید زارعی مرودشت نوشته:

دیده از شاهدِ امید فروبند و ببین
که لبِ شام، به صد ذوقِ سحر می خندد
.
عرفی‌شیرازی
.
.
اینجا میشود (امید) را همان ایده‌آل‌های ذهنی در نظر گرفت که چشم آدم را بر خیلی چیزها میبندند.
.
کسانی که به شدت دنبال ایده آل هستند، از دیدن خوبی‌های اطرافشان محروم میشوند، چون همیشه چشم به ایده‌آلی دارند که نیست!
.
عرفی در این بیت میگوید این امید به ایده‌آل، مثل شاهدی زیباست و شما را به خودش متوجه می‌کند و نمیگذارد زیبایی‌های دیگر را ببینید.
.
کافی‌ست چشم از این ایده‌آل‌ها بردارید تا زیبایی‌های دیگر به چشمتان بیاید.
.
مثل آدمی که تمام شب به فکر سحر هست و از دیدن زیبایی‌های شب
محروم میشود
.
مثل مرد و زنی که برای دوستی ایده‌آل‌های عجیب دارند و تنها می‌مانند.
.
مثل انسانی که ایده‌آل مالی او را از زندگی هرچند ساده باز می‌دارد.
.
مثل دانش آموزی که ایده‌آل دانشگاه‌های بزرگ، او را از لذت تحصیل در دانشگاه خودش باز می‌دارد.
.
و خیلی ایده‌آل‌های بیهوده و دست نیافتنی دیگر.
.
باید پذیرفت آنچه را که نمی‌توان تغییر داد
.
بیدل میگوید:
.
حریفِ گوهرِ نایاب نبود سعیِ غواصان
مگر این کامِ دل از همتِ مردان شود پیدا
.
بیدل‌دهلوی
.
.
یعنی اگر گوهری را پیدا کنید، دیگر نایاب نیست، پس عملا هیچ غواصی نمیتواند آن مروارید دست نیافتنی را به دست بیاورد، چون دست نیافتنی بودن یک ایده‌آل است که توی دست نیافتنی بودن معنا دارد.
.
پس فقط از همت مردان و قدرت گذشتن از ایده‌آل است که آن مروارید دست نیافتنی (که همان بی نیازی‌ست) به دست می‌آید.
.
.
عمران صلاحی میگوید:
.

این راه چه ماه می‌تواند باشد
هر گوشه پناه می‌تواند باشد
از مقصدمان سوال کردم، گفتی:
مقصد خودِ راه می‌تواند باشد
.
عمران صلاحی

کانال رسمی گنجور در تلگرام