گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۳

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

دگر خلوت به عشرت خانهٔ خمّار می باید

ز وجد صوفیان صد حقه بازار می باید

چنان با عشرت ده روزهٔ بلبل حسد داری

که پنداری در این گلشن گل پر بار می باید

خزان جور زلف او دراز افسانه ای دارد

همین گویم کزین گلشن به بلبل خار می باید

نماند یک نفس از دوستان دشمنم در دل

ولی از دوست گر خاری خلد بسیار می باید

کسی گر بهر طاعت ماند اندر کعبه یک ساعت

اگر داند حساب مطلب از صد کار می باید

تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم

کنون می میرم و با من بت و زنار می باید

ندامت رنگ حرفی بر زبان می آورد عرفی

به دستان نفاق آلوده استغفار می باید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام