گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۷

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

کو فنا تا زخم ها شمشیر بر مرهم نهند

بیخودی و هوشمندی سربه پای هم نهند

عمر فرصت کوته است و دست یغمایی دراز

تنگ چشمان را بگو تا برگ عشرت کم نهند

گرفشانم دُرد دَردی بر دل آسودگان

تهمت بیداری صد شور از ماتم نهند

اشک ریزان ترا نازم که از لخت جگر

یک چمن گل در کنار قطره ی شبنم نهند

رحمتش درفعل داروخانه را خندان کند

زخم ها را تا به چاک جامه ها مرهم نهند

اهل دل عرفی اگر یابند فرمان طرب

قصر شادی را بنا هم در زمین غم نهند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
گرفشانم دُرد دَردی بر دل آسودگان
تهمت بیداری صد شور از ماتم نهند

درست:
گرفشانم دُرد دَردی بر دل آسودگان
تهمت بی دردی صد سور بر ماتم نهند

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
اشک ریزان ترا نازم که از لخت جگر
یک چمن گل در کنار قطره ی شبنم نهند

درست:
اشک ریزان ترا نازیم کز لخت جگر
یک چمن گل در کنار قطره ی شبنم نهند

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
رحمتش درفعل داروخانه را خندان کند
زخم ها را تا به چاک جامه ها مرهم نهند

درست:
رحمت اش گر فضل دارد، خانه را خندان کند
زخم ها را تا به چاک جامه ها مرهم نهند

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
اهل دل عرفی اگر یابند فرمان طرب
قصر شادی را بنا هم در زمین غم نهند

درست:
اهل دل عرفی اگر یابند فرمان طرب
قصر شادی را بنا بر شاهراه غم نهند

رسته نوشته:

متن غزل مطابق نسخۀ انصاری:

کو فنا تا زخم ها شمشیر بر مرهم نهند
بیخودی و هوشمندی سر به پای هم نهند
عمر فرصت کوته است و دست یغمایی دراز
تنگ چشمان را بگو تا برگ عشرت کم نهند
گرفشانم دود دَردی بر دل آسودگان
تهمت بیداری صد سوز بر ماتم نهند
رحمتش گر فضل دارد خانه را خندان کند
زخم ها را تا به چاک جامه ها مرهم نهند
اشک ریزان ترا نازیم کز لخت جگر
یک چمن گل در کنار قطرۀ شبنم نهند
اهل دل عرفی اگر یابند فرمان طرب
قصر شادی را بنا هم در زمین غم نهند

کانال رسمی گنجور در تلگرام