گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۳

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

درد کیشان همه ناموس کش کیش همند

غمگسار هم و ناسور کن نیش همند

صبح تا شام گدای هم و شب تا به سحر

شکر دریوزه گذار دل ریش همند

زان به صورت بشتابند و به آمیزش هم

که به خلوتگه معنی همه در پیش همند

دست از ین جمع پریشان بنمای، کایشان

همه بیگانه ی خویشند و بی خویش همند

کفر و دین را ببر از یاد که این فتنه گران

در بد آموزی ما مصلحت اندیش همند

عرفی این نکته ی مجموعه ی احباب نویس

که محبان وفا تازه کن ریش همند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
درد کیشان همه ناموس کش کیش همند
غمگسار هم و ناسور کن نیش همند
درست:
درد کیشان همه ناموس کش کیش هم اند
غمگسار هم و ناسور کن ریش هم اند

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
صبح تا شام گدای هم و شب تا به سحر
شکر دریوزه گذار دل ریش همند
درست :
صبح تا شام گدای هم و شب تا به سحر
شکر دریوزه گذار دل درویش هم اند

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
زان به صورت بشتابند و به آمیزش هم
که به خلوتگه معنی همه در پیش همند

درست:
زان به صورت نشتابند و به آمیزش هم
که به خلوتگه معنی همه در پیش هم اند

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
عرفی این نکته ی مجموعه ی احباب نویس
که محبان وفا تازه کن ریش همند

درست:
عرفی این نکته به مجموعه ی احباب نویس
که: محبان وفا تازه کن ریش هم اند

رسته نوشته:

متن غزل از روی نسخۀ انصاری:

درد کیشان همه ناموس کُش کیش همند
غمگسار هم و ناسور کن نیش همند
صبح تا شام گدای هم و شب تا به سحر
شکر دریوزه گذار دل درویش همند
زان به صورت نشناسند به آمیزش هم
که به خلوتگه معنی همه در پیش همند
دست از ین جمع پریشان بگذاری، کایشان
همه بیگانۀ خویشند ولی خویش همند
کفر و دین را ببر از یاد که این فتنه گران
در بد آموزی ما مصلحت اندیش همند
عرفی این نکته به مجموعۀ احباب نویس
که محبان وفا تازه کن ریش همند

کانال رسمی گنجور در تلگرام