گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۲

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

خم بجوش آمد، بگو چون توبه اکنون بشکند

توبه ای کز بی شرابی کرده ام چون بشکند

در چمن هرگز نکرد آن سرو قامت جلوه ای

کز خجالت باغبان صد نحل موزون بشکند

بر دهانش زن گر آرد نام همت بر زبان

تشنه ای کو جام جم بر فرق جیحون بشکند

گر دهم جامی به عشاق از خراب شوق دوست

بوی لیلی گر بیاید رنگ مجنون بشکند

در بیان شعر عرفی وقت آن خوش گر فتد

لفظ را بر لب بپیچد، شأن مضمون بشکند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پیرایه یغمایی نوشته:

ردیف این شعر اصلا ً کلمه ی (نشکند) است، نه (بشکند). این موضوع با توجه به بیت اول کاملا ً مشخص می شود، توجه بفرمایید :
خم به جوش آمد، بگو چون توبه اکنون نشکند؟
توبه ای کز بی شرابی کرده ام چون نشکند ؟

احمد صادقی نوشته:

سلام و مهربانی
نشکند، هم درست و هم پرمعنیش کرد
ممنون

کانال رسمی گنجور در تلگرام