گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۱

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

مرا دردی است که از داروی راحت بیش می گردد

فلک بیهوده بر گرد دکان خویش می گردد

ببین کز نشتر مژگان او بختم چه پیش آرد

که موی بستر سنجاب نیش می گردد

به نوعی دیده ام از گریه ی بسیار نازک شد

که گر بر لاله و ریحان گشایم ریش می کردد

دل گم گشته ای کو تا دگر در سینه باز آید

که چون صف های مورم درد و غم در پیش می گردد

فلک چندان تُنُک مایه است تا این گرم بازاری

که یک جو عافیت گر بخشدم دل ریش می گردد

ندانم عرفی این غم دوستی را از کجا دارد

که در دنباله ی غم های بیش از پیش می گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
مرا دردی است که از داروی راحت بیش می گردد
فلک بیهوده بر گرد دکان خویش می گردد

درست:
مرا دردی است کز داروی راحت بیش می گردد
فلک بیهوده بر گرد دکان خویش می گردد

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
ببین کز نشتر مژگان او بختم چه پیش آرد
که موی بستر سنجاب نیش می گردد

درست:
ببین کز نشتر مژگان او بختم چه پیش آرد؟
که موی بستر سنجاب برمن نیش می گردد

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
فلک چندان تُنُک مایه است تا این گرم بازاری
که یک جو عافیت گر بخشدم دل ریش می گردد

درست:
فلک چندان تُنُک مایه است با این گرم بازاری،
که یک جو عافیت گر بخشدم درویش می گردد

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
ندانم عرفی این غم دوستی را از کجا دارد
که در دنباله ی غم های بیش از پیش می گردد

درست:
ندانم عرفی این غم دوستی را از کجا دارد
…که ازر دنباله ی غم های بیش از پیش می گردد

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
ندانم عرفی این غم دوستی را از کجا دارد
که در دنباله ی غم های بیش از پیش می گردد
درست:
ندانم عرفی این غم دوستی را از کجا دارد
که از دنباله ی غم های بیش از پیش می گردد

با پوزش از تکرار، برای اینکه در پست قبلی اشتباه تایپی اتفاق افتاد

پیرایه یغمایی نوشته:

دل گم گشته ای کو تا دگر در سینه باز آید
که چون صف های مورم درد و غم در پیش می گردد

این بیت هم به یقین اشتباه است و من پی گیر خواهم شد تا صورت درست اش را ارائه دهم

رسته نوشته:

متن کامل از روی نسخۀ انصاری:

مرا دردی است که از داروی راحت بیش می گردد
فلک بیهوده بر گرد دکان خویش می گردد
ببین کز نشتر مژگان او بختم چه پیش آورد
که موی بستر سنجاب بر من نیش می گردد
به نوعی دیده ام از گریۀ بسیار نازک شد
که گر بر لاله و ریحان گشایم ریش می کردد
دل گم گشته ام گویا دگر در سینه باز آمد
که چون صف های مورم درد و غم در پیش می گردد
فلک چندان تُنُک مایه است با این گرم بازاری
که یک جو عافیت گر بخشدم درویش می گردد
ندانم عرفی این غم دوستی را از کجا دارد
که در دنبالۀ غم های بیش از پیش می گردد

کانال رسمی گنجور در تلگرام