گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۷

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می آید

که می داند بر بیمار از جان سیر می آید

هوس هم جوش عشق آمد، وه چه ظلم است این

که روباه مزور همعنان شیر می آیذ

شهنشاهی به ملک دلبری در ترکتاز آمد

... ز نور حسنش مهر و مه زیر می آید

نمکسایی کن ای عشق از برای زخم بیدردان

که زخم با نمک سود از دیم شمشیر می آید

منم آن مست ای عرفی، کز لب شیون تراز من

ترنم زود می رنجد، تبسم دیر می آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
هوس هم جوش عشق آمد، وه چه ظلم است این
که روباه مزور همعنان شیر می آیذ

درست:
خرد همدوش عشق آمدبه میدان ، وه چه ظلم است این
که روباه مزور همعنان شیر می آید

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
شهنشاهی به ملک دلبری در ترکتاز آمد
… ز نور حسنش مهر و مه زیر می آید

درست:
شهنشاهی به ملک دلبری در ترکتاز آمد
که چتر نور حسن اش مهر و مه در زیر می آید

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:
نمکسایی کن ای عشق از برای زخم بیدردان
که زخم با نمک سود از دیم شمشیر می آید

درست:
نمکسایی کن ای عشق از برای زخم بیدردان
که زخم ما نمک سود از دم شمشیر می آید

رسته نوشته:

متن از روی نسخۀ انصاری:

نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می آید
که می داند بر بیمار از جان سیر می آید
خرد همدوش عشق آید به میدان، وه چه ظلم است این
که روباه مزور همعنان شیر می آیذ
شهنشاهی به ملک دلبری در ترکتاز آمد
که چتر نور حسنش مهر و مه در زیر می آید
نمکسایی کن ای عشق از برای زخم بیدردان
که زخم ما نمک سود از دم شمشیر می آید
منم آن مست عرفی، کز لب شیون تراز من
ترنم زود می رنجد، تبسم دیر می آید

کانال رسمی گنجور در تلگرام