گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۲

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ

که با رخ تو کند خوی آشنا گستاخ

قبای ناز چو پوشی بعد ازین یاد آر

که می گشاد کسی بند این قبا گستاخ

نهال قد تو را رشک شاخ گل گفتم

به شاخ گل نوزد بعد ازین صبا گستاخ

به عشق ساده رسد محرمی، نه عقل فضول

کجاست قرب ادب پیشه و کجا گستاخ

ادب ز من طلبد شوخ آشنا رویی

که از تبسم او می شود حیا گستاخ

از آن سبب در بیکانه کوفت حسن غیور

که با کرشمه ی او هست آشنا گستاخ

عطای دوست شرابی دهد که از آن آمد

گناه پیشه به هنگامه ی جزا گستاخ

در آن مقام که از ناز حسن دلگیر است

از این مترس که بیگانه ای، در آ گستاخ

نیافت ره به حریم یگانگی عرفی

که همتش به ادب بود، مدعا گستاخ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

منصور محمدزاده نوشته:

خواهشمند است موارد زیر را اصلاح فرمایید:
نادرست:
از آن سبب در بیکانه کوفت حسن غیور
که با کرشمه ی او هست آشنا گستاخ

درست:
از آن سبب در بیگانه کوفت حسن غیور
که با کرشمه ی او هست آشنا گستاخ

الف رسته نوشته:

با تشکر از آقای منصور محمدزاده که عزل های عرفی شیرازی را خوانده اند و غلط های آن را یادداشت کرده اند، در نشر بعدی آن ها را تصحیح خواهم کرد

در این جا یک پیشنهاد برای نوشتن غلط ها دارم که می تواند برای تصحیح کننده مفید باشد:
به جای نقل قول کامل بیتی که غلط در آن اتفاق افتاده است کافی است که فقط شماره ی بیت را بنویسید و کلمه ی غلط و شکل درست آن را . به عنوان مثال در مورد فوق می توان چنین نوشت
بیت ۶
غلط: بیکانه
درست: بیگانه

کانال رسمی گنجور در تلگرام