گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۰

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

منصور و ان الحق ردن و دار و دگر هیچ

ماییم و لبالب شدن از یار و دگر هیچ

گر راه به مراسم کده ی عشق بیابی

الماس بنه بر دل افگار و دگر هیچ

بر لوح مزارم بنویسید پس از مرگ

کای وای ز محرومی دیدار و دگر هیچ

از کعبه گر این بار برون ام بگذارند

ناقوس به دست آرم و زنار و دگر هیچ

عرفی به غلط شهره به زرق است ببینید

صد گل زده بر گوشه ی دستار و دگر هیچ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مجتبی نوشته:

در مصرع سوم ره درست تر از راه به نظر میرسد

فانی نوشته:

مصرع اول: زدن صحیح است.

کامران فتاحی نوشته:

بیت اول این شعر آورده نشده است :
ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ
صبرکم و بی تابی بسیار و دگر هیچ
در بیت دوم نیز ترتیب مصرع ها جابجاست :
ماییم و لبالب شدن از یار و دگر هیچ
منصور ان الحق زدن از دار و دگر هیچ
در بیت سوم مصرع اول چنین است :
گر راه به مرهمکده ی عشق بیابی
بیت پنجم در این غزل چنین است :
در حشر چو پرسند که سرمایه چه داری ؟
گویم که غم یار و غم یار و دگر هیچ
در مصرع اول بیت آخر :
عرفی به غلط شهره شهرست ببینید
صحیح است .

کانال رسمی گنجور در تلگرام