گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۷

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست

تا ریشه در آب است امید ثمری هست

هر چند رسد آیت یاس از در و دیوار

بر بام و در دوست پریشان نظری هست

منکر نشوی گر به غلط دم زنم از عشق

این نشأ مرا گر نبود با دگری هست

آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل

در دامنش آویز که با وی خبری هست

هرگز قدم غم ز دلم دور نبودست

شادیست که او را سر و برگ سفری هست

تا گفت خموشی به تو راز دل عرفی

دانست که از ناصیه غمازتری هست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شبدیز نوشته:

لطفا بحور شعری اشعار جدید را هم مشخص کنین

این غزل با آواز ایرج در چهارگاه بی نظیر است

سیروس فیزابی نوشته:

دیشب سر شب خوابم برد. نیمه های شب بیدار شدم .دیگه خوابم نمی امد.زدم بیرون .در حال رانندگی اقای مسنی کنار خیابان اشاره کرد که باستم. سوارش کردم. جلو یکی از اموزشگاههای موسیقی گفت پیاده میشم نگه داشتم کم کم داشت هوا روشن میشد درختهای انبوه کنار خیابان پر از گنجشک بود و سروصدای زیادی راه انداخته بودند این اقا که ظاهرا صاحب اموزشگاه بود بی اختیار گفت :به به ومن همان لحظه یاد این شع ر عرفی افتادم:آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل
در دامنش آویز که با وی خبری هست

امین کیخا نوشته:

سیروس جان بلبل را زندواف می گفته اند یعنی از قدیم ایرانیها براین باور بوده اند که بلبل زند را می خواند که کتاب سپند قبلی مان بوده است قبل از قران کریم

امین کیخا نوشته:

همه هستی نماز می خواند و نماز زندوافهاو ونج ها( گنجشکها) دیدنی است منهم صبح ها زیر تأثیر قرار می گیرم قران می فرماید الطیر صافات یعنی اینکه پرندگانی هستند که با صاف کردن بالها نماز می خوانند

علیرضا نوشته:

چندین به پریشانی آن طره چه نازی
در زلف تو از زلف تو آشفته تری هست

فانی نوشته:

بیت ۳ مصرع ۲: نشأه یا نشئه درست است

مهدی نوشته:

با سلام
شاخه گل ۳۸۴ ، واقعا استاد ایرج عالی اجرا کرده …

رهگذر نوشته:

آقای کیخا. ترجمه ی “الطیر صافات” را درست نوشته اید؟

شمس الحق نوشته:

جناب رهگذر آقای دکتر امین کیخا متأسفانه در اثر بعضی فرمایشات یکی از دوستان محترم حاشیه نویس ، بشدت رنجیده اند و نزدیک به یک سال است که به حضور ارزشمند خویش در گنجور خاتمه داده اند ، البته دوستداران ایشان با پرسش های خود می توانند ایشان را بازگردانند ، انشاءالله !
تنی چند از سروران و عزیزان دیگر نیز شوربختانه ما را از حضور خود محروم فرموده اند که نام مبارک بعضی از ایشان را در ذهن دارم ، اما از ذکرشان میگذرم چرا که قادر به یاد آوری نام همگان نیستم .

فرهاد نوشته:

چقدر این زیباست: “تا ریشه در آب است امید ثمری هست”
عرفی چو زدی زخمه بر آن تار دل از عشق،
بشنو سختی تا که بدانی اثری هست،
گر ریشه برون شد ز دل آب و بر خاک،
امید به باران و نم ابر تری هست :)

کانال رسمی گنجور در تلگرام