گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۷

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است

راه اگر بسیار باشد، باش، منزل یکی است

شوق دیدار است کز هر دل به کامی دل گشاد

عالمی در گفتگوی خواهش سایل یکی است

گر تعلق نیست اسباب جهان مردود نیست

صد هزاران پرده پیش دیده ی حایل یکی است

عالمی در جلوه و عاشق نبیند غیر دوست

گر ز مجنون پرسی اندر کاروان محمل یکی است

دوست دشمن را به خون غلطان کنم عرفی، ولی

دوست دارم دشمنی را کو را زبان و دل یکی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن... نوشته:

در مصراع اخر “را”ی دوم به نظر نا مناسب می اید و بهتر است به صورت ذیل باشد:
دوست دارم دشمنی را کو زبان و دل یکی است

با تشکر

حمید نوشته:

مصرع دوم
راه اگر بسیار باشد، “باش” گو؛ منزل یکیست

حمید زارعی مرودشت نوشته:

دوست دارم دشمنی کو را زبان و دل یکیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام