گنجور

شمارهٔ ۱۰ - در عبرت

 
عبید زاکانی
عبید زاکانی » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای عبید این گل صد برگ بر اطراف چمن

هیچ دانی که سحرگاه چرا می‌خندد

با وجود گره غنچهٔ و تنگی دل او

حکمتی هست نه از باد هوا می‌خندد

چون ثبات فلک و کار جهان می‌بیند

به بقای خود و بر غفلت ما می‌خندد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کسرا نوشته:

روحت شاد عبید خان ♥
بسیار زیبا بود
فروردین ۱۳۹۵

یوسف نوشته:

هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نموداست درآیینه صبح
کزعمر شبی گذشت و تو بی خبری

کانال رسمی گنجور در تلگرام