گنجور

مقطعات

 
عبید زاکانی
عبید زاکانی » دیوان اشعار » مقطعات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع عقل و روح آفرید و مردم کرد مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «د» است.

دسترسی سریع به حروف

ب | ت | د | ر | س | ض | ن | ه | ی

ب

شماره ۱ - در حل فال گوید: از عبید آن فال را بشنو جواب

ت

شماره ۲ - در عبرت از عاقبت کار شاه شیخ ابواسحاق: کاوازهٔ سعادت جودش جهان گرفت

شماره ۳ - در شکایت از قرض: فراوان مرا خرج و زر هیچ نیست

د

شماره ۴ - در مدح رکن‌الدین عمیدالملک وزیر: توئی که چرخ به جاه تو التجا دارد

شماره ۵ - ایضا در مدح همو: ای آنکه هرچه کرد ضمیرت صواب کرد

شماره ۶ - ایضا در مدح همو: خاک پایت چو بدین گنبد خضرا برسد

شماره ۷ - در یاس از خلق و توکل به خدا: ز بند حادثهٔ روزگار بگشاید

شماره ۸ - در کنایه به کسی: بر کس چه نهی تهمت کس را چه گنه باشد

شماره ۹ - در حسرت بر عمر گذشته: دریغ عمر و جوانی که میرود بر باد

شماره ۱۰ - در عبرت: هیچ دانی که سحرگاه چرا می‌خندد

شماره ۱۱ - در تعریض: عقل و روح آفرید و مردم کرد

ر

شماره ۱۲ - در تزکیهٔ نفس خود: جهان فانیست رو ترک جهان گیر

شماره ۱۳ - در صفت قصر شیخ ابواسحاق: که بادا تا به نفخ صور معمور

شماره ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید: « بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار»

س

شماره ۱۵ - در مناجات گوید: وز بسی نعمت نهادی بر من مسکین سپاس

ض

شماره ۱۶ - در شکایت از قرض گوید: هریک به کار و باری و من مبتلای قرض

شماره ۱۷ - ایضا در شکایت از قرض گوید: دایما همنشین و همدم قرض

ن

شماره ۱۸ - در وصف معشوقه گوید: مراد دیدهٔ باریک بینان

شماره ۱۹ - در وصف ایوان سلطانی گوید: نشان افزودن و مجلس نهادن

ه

شماره ۲۰ - در نصیحت: در شهر خویش بنشین بالخیر والسلامه

ی

شماره ۲۱ - در حقیقت احوال خود گوید: خرده‌ای از هر کناری آمدی

شماره ۲۲ - در حسرت بی پولی گوید: ای بی تو حرام زندگانی

شماره ۲۳ - در وصف کاخ سلطانی گوید: طرب کردن در این کاخ کیانی

شماره ۲۴ - در وصف قلعهٔ دارالامان کرمان گوید: چو آسمان به بلندیش نیست همتائی

شماره ۲۵ - در مناجات گوید به وضع مطایبه: که ملک عیش من معمور داری