گنجور

غزل شمارهٔ ۹۲

 
عبید زاکانی
عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

منگر به حدیث خرقه پوشان

آن سخت دلان سست کوشان

آویخته سبحه‌شان به گردن

همچون جرس از درازگوشان

از دور چو کشتگان ببینی

از راه بگرد و رو بپوشان

از بند ریا و زرق برخیز

با ساده نشین و باده نوشان

مفروش به ملک هر دو عالم

خاک سر کوی می فروشان

در باغ چه خوش بود سحرگاه

ما سرخوش و بلبلان خروشان

مطرب غزل عبید برخوان

دل برده ز دست تیزهوشان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام