گنجور

غزل شمارهٔ ۸۳

 
عبید زاکانی
عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

قصد آن زلفین سرکش کرده‌ام

خاطر از سودا مشوش کرده‌ام

در ره عشقش میان جان و دل

منزل اندر آب و آتش کرده‌ام

از وصالش تا طمع ببریده‌ام

با خیالش وقت خود خوش کرده‌ام

از نسیم گلستان تا شمه‌ای

بوی او بشنیده‌ام غش کرده‌ام

کیش او بگرفته قربان گشته‌ام

تا نپنداری که ترکش کرده‌ام

از دو لعل و از دو ابرو و دو زلف

گر امان یابم غلط شش کرده‌ام

دل طلب کردم ز زلفش بانک زد

کای عبید آنجا فروکش کرده‌ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام