گنجور

بخش ۲ - (مناجات اول) در سیاست و قهر یزدان

 
نظامی
نظامی » خمسه » مخزن الاسرار
 

ای همه هستی زتو پیدا شده

خاک ضعیف از تو توانا شده

زیرنشین علمت کاینات

ما بتو قائم چو تو قائم بذات

هستی تو صورت پیوند نی

تو بکس و کس بتو مانند نی

آنچه تغیر نپذیرد توئی

وانکه نمردست و نمیرد توئی

ما همه فانی و بقا بس تراست

ملک تعالی و تقدس تراست

خاک به فرمان تو دارد سکون

قبه خضرا تو کنی بیستون

جز تو فلکرا خم چوگان که داد

دیک جسد را نمک جان که داد

چون قدمت بانک بر ابلق زند

جز تو که یارد که اناالحق زند

رفتی اگر نامدی آرام تو

طاقت عشق از کشش نام تو

تا کرمت راه جهان برگرفت

پشت زمین بار گران برگرفت

گرنه زپشت کرمت زاده بود

ناف زمین از شکم افتاده بود

عقد پرستش زتو گیرد نظام

جز بتو بر هست پرستش حرام

هر که نه گویای تو خاموش به

هر چه نه یاد تو فراموش به

ساقی شب دستکش جام تست

مرغ سحر دستخوش نام تست

پرده برانداز و برون آی فرد

گر منم آن پرده بهم در نورد

عجز فلک را به فلک وانمای

عقد جهانرا زجهان واگشای

نسخ کن این آیت ایام را

مسخ کن این صورت اجرام را

حرف زبانرا به قلم بازده

وام زمین را به عدم بازده

ظلمتیانرا بنه بی نور کن

جوهریانرا زعرض دور کن

کرسی شش گوشه بهم در شکن

منبر نه پایه بهم درفکن

حقه مه بر گل این مهره زن

سنگ زحل بر قدح زهره زن

دانه کن این عقد شب‌افروز را

پر بشکن مرغ شب و روز را

از زمی این پشته گل بر تراش

قالب یکخشت زمین گومباش

گرد شب از جبهت گردون بریز

جبهه بیفت اخبیه گو برمخیز

تا کی ازین راه نوروزگار

پرده‌ای از راه قدیمی بیار

طرح برانداز و برون کش برون

گردن چرخ از حرکات و سکون

آب بریز آتش بیداد را

زیرتر از خاک نشان باد را

دفتر افلاک شناسان بسوز

دیده خورشید پرستان بدوز

صفر کن این برج زطوق هلال

باز کن این پرده ز مشتی خیال

تا به تو اقرار خدائی دهند

بر عدم خویش گوائی دهند

غنچه کمر بسته که ما بنده‌ایم

گل همه تن جان که به تو زنده‌ایم

بی دیتست آنکه تو خونریزیش

بی بدلست آنکه تو آویزیش

منزل شب را تو دراز آوری

روز فرو رفته تو بازآوری

گرچه کنی قهر بسی را ز ما

روی شکایت نه کسی را ز ما

روشنی عقل به جان داده‌ای

چاشنی دل به زبان داده‌ای

چرخ روش قطب ثبات از تو یافت

باغ وجود آب حیات از تو یافت

غمزه نسرین نه ز باد صباست

کز اثر خاک تواش توتیاست

پرده سوسن که مصابیح تست

جمله زبان از پی تسبیح تست

بنده نظامی که یکی گوی تست

در دو جهان خاک سر کوی تست

خاطرش از معرفت آباد کن

گردنش از دام غم آزاد کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمد اصفهانی » حسرت » همه هستی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

بیت ۱

غلط : همت
درست: همه

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

ناشناس نوشته:

تا به تو اقرار خدایی دهند
بر عدم خویش “گواهی” دهند

شمس الحق نوشته:

البته مأخذی دراختیارم نیست اما این هم ازجمله اشعاریست که ازبر دارم ودربیت ۱۳ هردومصرع با [هرکه] آغازمیشود ، اینگونه :
هرکه نه گویای تو خاموش به
هرکه نه یاد تو فراموش به
بلحاظ معنی نیز[هرچه نه یاد تو] بی معنی بنظرمیاید چرا که چیزها یاد خداوند نمیکنند .

محمد نوشته:

با سلام با به عرض حضرتعالی برسانم که چیزها هم خدا را یاد میکنند همه آفریده های خداوند اور را یاد میکنند.

امیر نوشته:

روح شاد نظامی
خداوند متعال بسیار بسیار بزرگ است

شایق نوشته:

با سلام هر جه نه یاد تو فراموش به یعنی تمام چیزهایی که باعث فراموشی یاد تو میشود ویاد ترا از یاد میبرد فراموش باد مثل حرص وحسدو وابستگی به دنیا درمجموع خطاب به خداوند میگوید توحید خود را اشکارا نشان بده والبته می داند که اشکار است منتهی مانع دیدن ان خود ما هستیم حافظ تو خود حجاب خودی از میانه بر خیز لذا ازخدا میخواهد طومار این برده و حجاب را در هم ببیچد گر منم ان برده بهم در نورد

کاظم نوشته:

با درود به دوستان
هرچه نه یاد تو، یعنی یادآوری هرچیزی جز یاد تو بهتر است فراموش گردد. والسلام

حامد نوشته:

اشاره نظامی در دو بیت مانده به آخر. از ویکیپدیا. لطفا تصویر این گل رو که بشکل چلچراغ هست و ازین جهت گفته مصابیح در ویکیپدیا کلاحظه کنید؛
سوسن چلچراغ، یکی از گونه‌های تیرهٔ سوسن است. ارتفاع آن بین ۵۰ تا ۱۵۰سانتیمتر است. تنها گونهٔ ایرانی جنس سوسن است که از لحاظ زیبایی همردیف اکثر گونه‌های شناخته شده و پرورش یافتهٔ این جنس است. نمونه‌هایی از آن که بیشتر از ۱۵ گل دارند، نیز دیده شده است اما معمولاً دارای ۴ تا ۱۰ گل است که قطعات گل پوش آن در حدود ۷ سانتیمتر طول دارند. این گونه از استان گیلان (رودسر)، داماش، نور و تالش گزارش شده و در خارج از ایران نیز تنها در شهرستان لنکران در جمهوری آذربایجان دیده شده‌است. در این منطقه از استان گیلان که هم اکنون محافظت می‌گردد در حدود ۲۰۰۰ نمونه از آن در یک ناحیهٔ کوچک از جنگل‌های مخروبهٔ راش اطراف ده و در ارتفاع ۱۷۰۰ تا ۱۹۰۰ متری دیده شده‌است. زمان گلدهی در خرداد ماه است.[۱]

سامان قربانی نوشته:

قبه خضرا و خاک ضعیف به ترتیب استعاره اند از آسمان و انسان

محسن نوشته:

سلام
معنی این بیت چیست؟
جز تو فلکرا خم چوگان که داد
دیک جسد را نمک جان که داد
با تشکر

سمانه ، م نوشته:

محسن خان
جز تو فلک را خم چوگان که داد
دیک جسد را نمک جان که داد
برای فلک توانایی قائل شده
میگوید تو این توانایی را به فلک و گردش چرخ داده ای
مانند چوگانی که به دست چوگان باز در میدان بدهند
جان را هم در بدن به نمک تشبیه کرده ، و بدن را به ظرف طعام ، که جان درین طعام چونان نمک است
شاد زی بر دوام

یاسمین محمودی نوشته:

در جواب دوست عزیزی که فرموده بودند باید به جای کلمه “گوایی” ، کلمه “گواهی” جای گذاری شود، ملزوم است بگویم این مورد غلط املایی نمی باشد و نظامی به عمد در چندین بیت دیگر هم از کلمه “گوایی” که بمعنای همان گواهی و شهادت می باشد استفاده نموده. این مورد در لغت نامه دهخدا مشهود است. باتشکر

کانال رسمی گنجور در تلگرام