گنجور

بخش ۹۷ - گذشتن از جهان

 
نظامی
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین
 

دگر ره گفت کای دریای دربار

چو در صافی و چون دریا عجب کار

عجب دارم زیارانی که خفتند

که خواب دیده را با کس نگفتند

همه گفتند چون ما در زمین آی

نگوید کس چنین رفتم چنین آی

جوابش داد دانای نهانی

که نقد این جهانست آن جهانی

نگنجد آن ترنم اندرین ساز

مخالف باشد ار برداری آواز

نفس در آتش آری دم بگیرد

و گر آتش در آب آری بمیرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهرام مشهور نوشته:

بنام دانای جهان ، برقرار باشید و پروردگار یارتان برای این کار عظیم بایسته وشایسته ای که به انجامش پیروز آمده اید .و امّا دربارۀ این بخش : نظامی در ابتدای شعر دو صفت غیرهمساز را از دریا و محصول آن درّ صاف می گوید دریا ( یا اقیانوس ) بعنوان موجود عظیم که در درون خودش بیشمار عجایب و غرایب دارد ( دریای عجب کار )و متناقض با آن درّ صاف که در پیش دیدگان بی غل و غش و صاف و یکدست است و او این هردو وصف را نثار کسی که مورد خطاب دارد می نماید سپس با ایهام قشنگی ، خفتن ( مردن ) و خواب دیده شده را باز نگفتن ( از دنیای مردگان برنگشتن و برای مردم دنیا ماوقع را شرح ندادن ) که این را در بیت بعد هم توصیف می کند البته او در صورتی که در زمانه ما در چهل سال اخیر می توانست در دنیای مادی تفحص کند مسئلۀ گزارشهای تجربۀ نزدیک مرگ (NDE) که بواسطه بسط رسانه های توانمند کنونی دیگر جای کتمان برای منکران انحصارگر باقی نمی گذاشت را ببیند و از خود سخنان تازه تری را بگوید .در ابیات بعدی ازقول دانای نهانی می گوید اگر با دیده و ابزار این جهانی بخواهیم در کار آخرت بررسی کنیم مانند این است که در یک دستگاه موسیقی که یک سیستم ( سامانه ) را تشکیل می دهد بخواهیم یک ساز ناساز و ناهماهنگ بزنیم که کل اثر را ضایع می کند یعنی مانند شخص ناواردی که از سامانۀ موسیقی چیزی نمی داند به صرف این که می تواند یک ساز را به صدا در آورد و با این توانستن فکر می کند که می تواند در کار موسیقی وارد شود کار را خراب می کند و در بیت آخر هم این دخالت های ناموجه از سر ناآگاهی به این موضوع تشبیه گردیده که اثر هر مداخله ناآگاه خودش کار خویش را تباه می کند ( وگر آتش در آب آری بمیرد )

کانال رسمی گنجور در تلگرام