گنجور

بخش ۲۱ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم

 
نظامی
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین
 

چو بر زد بامدادن بور گلرنگ

غبار آتشین از نعل بر سنگ

گشاد از گنج در هر کنج رازی

چو دریا گشت هر کوهی طرازی

دگر ره بود پیشین رفته شاپور

به پیش آهنگ آن بکران چون حور

همان تمثال اول ساز کرده

همان کاغذ برابر باز کرده

رسیدند آن بتان با دلنوازی

بر آن سبزه چو گل کردند بازی

زده بر ماه خنده بر قصب راه

پرند آن قصب پوشان چون ماه

نشاطی نیم رغبت می‌نمودند

به تدریج اندک اندک می‌فزودند

چو در بازی شدند آن لعبتان باز

زمانه کرد لعبت بازی آغاز

دگر باره چو شیرین دیده بر کرد

در آن تمثال روحانی نظر کرد

به پرواز اندر آمد مرغ جانش

فرو بست از سخن گفتن زبانش

بود سرمست را خوابی کفایت

گل نم دیده را آبی کفایت

به یاران بانگ بر زد کاین چه حالست

غلط می‌کرد خود را کاین خیالست

به سروی زان سهی سروان بفرمود

که آن صورت بیاور نزد من زود

به رفت آن ماه و آن صورت نهان کرد

به گل خورشید پنهان چون توان کرد

بگفت این در پری برمی‌گشاید

پری زین سان بسی بازی نماید

وز آنجا رخت بربستند حالی

ز گلها سبزه را کردند خالی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ملک نوشته:

گُل نم دیده یا گِل نم دیده

امید صالحی نوشته:

«چو بر زد بامدادان بور گلرنگ…» (نسخه مرحوم دستگردی)

کانال رسمی گنجور در تلگرام