گنجور

بخش ۱۰۰ - در یاد کردن دوره زندگی پس از مرگ

 
نظامی
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین
 

دگر ره گفت بعد از زندگانی

بیاد آرم حدیث این جهانی

جوابش داد پیر دانش آموز

که ای روشن چراغ عالم‌افروز

تو آن نوری که پیش از صحبت خاک

ولایت داشتی بر بام افلاک

ز تو گر باز پرسند آن نشانها

نیاری هیچ حرفی یاد از آنها

چو روزی بگذری زین محنت‌آباد

از آن ترسم کز این هم ناوری یاد

کسی کو یاد نارد قصه دوش

تواند کردن امشب را فراموش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام