گنجور

بخش ۴۳ - انجامش روزگار هرمس

 
نظامی
نظامی » خمسه » خردنامه
 

مغنی بدان جرهٔ جان نواز

بر آهنگ ما نالهٔ نو بساز

که گشتیم چون بلبل از ناله مست

بدان ناله زین ناله دانیم رست

چو هرمس بدین ژرف دریا رسید

رهی دید کزوی رهائی ندید

فرو رفت و گفت آفرین بر کسی

که کالای کشتی ندارد بسی

چه باید گرانباریی ساختن

که باید به دریا در انداختن

جهان خانه وحش بود از نخست

در او بانوا هر گیاهی که رست

ز کوه گران تا به دریای ژرف

چه و بام او شد به باران و برف

چو شد آهوی گور آدم پدید

گریزنده شد گور و آهو رمید

من آن وحشی آهو کز دست زور

به پای خودم رفت باید به گور

درین ره پناه خود از هیچ‌کس

نسازم جز از پاک یزدان و بس

شما نیز چون عزم راه آورید

به پاکیزه یزدان پناه آورید

درین گفتنش خواب خوش باز برد

سخن را چه خسبانم او نیز مرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام