گنجور

بخش ۵ - زیارت شیخ بایزید بسطامی و طلب اهل علم

 
ناصرخسرو
ناصرخسرو » سفرنامه
 

به راه کوان به قومس رسیدیم و زیارت شیخ بایزید بسطامی بکردم قدس الله روحه.

روز آدینه روز هشتم ذی القعده از آن جا مدتی مقام کردم و طلب اهل علم کردم. مردی نشان دادند که او را استاد علی نسائی می‌گفتند. نزدیک وی شدم. مردی جوان بود سخن به فارسی همی گفت به زبان اهل دیلم و موی گشوده جمعی پیش وی حاضر. گروهی اقلیدس خواندند و گروهی طب و گروهی حساب.

در اثنای سخن می‌گفت که بر استاد ابوعلی سینا رحمه الله علیه چنین خواندم و از وی چنین شنیدم. همانا غرض وی آن بود تا من بدانم که او شاگرد ابوعلی سیناست. چون با ایشان در بحث شدم او گفت من چیزی سپاهانه دانم و هوس دارم که چیزی بخوانم. عجب داشتم و بیرو ن آمدم گفتم چون چیزی نمی داند چه به دیگری آموزد.

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

chabouk نوشته:

قومس نام قدیم سمنان است

پریسا نوشته:

با سلام

در جمله ی “او را استاد علی نسائی می‌گفتند”،
آیا علی نسائی صحیح است؟ به شخص خاصی اشاره دارد یا در اصل همان ابو علی سینا می باشد؟

با تشکر

اسماعیل نوشته:

“سپاهانه” به چه معنی است؟

بهروز نوشته:

سپاهانه
احتمالا همان « سفاهانه » است که از سفیه و سفاهت به معنی نادان و نادانی گرفته شده است .

کانال رسمی گنجور در تلگرام