گنجور

بخش ۴ - عزم نیشابور و کسوف

 
ناصرخسرو
ناصرخسرو » سفرنامه
 

و بیست و سیوم شعبان به عزم نیشابور بیرون آمدم و از مرو به سرخس شدم که سی فرسنگ باشد و از آن جا به نیشابور چهل فرسنگ است. روز شنبه یازدهم شوال در نیشابور شدم.

چهارشنبه آخر این ماه کسوف بود و حاکم زمان طغرل بیک محمد بود برادر جعفری بیک.

و مدرسه ای فرموده بود به نزدیک بازار سراجان و آن را عمارت می‌کردند. و او به ولایت گیری به اصفهان رفته بود بار اول و دوم ذی القعده از نیشابور بیرون رفتم در صحبت خواجه موفق که خواجه سلطان بود.

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پریسا نوشته:

با سلام،
لطفا
جمله ی “و مدرسه ای فرموده بود به نزدیک بازار سراجان و آ« را عمارت می‌کردند” را به
“و مدرسه ای فرموده بود به نزدیک بازار سراجان و آن را عمارت می‌کردند”

اصلاح کنید.
با تشکر

پاسخ: با تشکر، کلمه «آن» تصحیح شد.

سام نوشته:

با سلام
چگونه توبه اى بوده که در همان گام نخست از یکى از واجبات دین به سادگى چشم پوشى شده؟ هفت روز مانده به رمضان به قصد سفر حج جلاى وطن نموده.در حالیکه رسیدن به حج تمتع آن سال مقدور نبوده و اگر مقصود عمره بوده که ضرورتى به شتاب و عجله نبوده.

کانال رسمی گنجور در تلگرام