گنجور

بخش ۳۸ - قاهره

 
ناصرخسرو
ناصرخسرو » سفرنامه
 

و ازتنیس به قسطنطنیه کشتی به بیست روز رود. و ما به جانب مصر روانه شدیم و چون به نزدیک دریا می‌رسد شاخ‌ها می‌شود و پراکنده در دریا می‌ریزد. و آن شاخ آب را که ما در آن می‌رفتیم رومش می‌گفتند و همچنین کشتی از روی آب می‌آمد تا به شهری رسیدیم که آن را صالحیه می‌گفتند و این روستای پرنعمت و خواربار است و کشتی بسیار می‌سازند و هر ژک را دویست خروار بار می‌کنند و به مصر می‌برند تا در دکان بقال می‌رود که اگر نه چنین بودی آزوقه آن شهر به پشت ستور نشایستی داشتن با آن مشغعله که آن جاست. و ما بدین صالحیه از کشتی بیرون آمدیم و آن شب نزدیک شهر رفتیم. روز یکشنبه هفتم صفر سنه تسع وثلثین و اربعمائه که روز اورمزد بود از شهریورماه قدیم در قاهره بودیم.

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

اشکارا شاخاب را برای خلیج بکار برده است ، به کردی هم خلیج کندا یعنی با اب کنده شده است که زیباست ، اما خلیج به عربی یعنی اسب تیز رو ، به معنی gulf , شاخاب ان با تردید به فارسی بودن امده است .

امین کیخا نوشته:

اورمزد روز یا هرمز روز پنجشنبه است گویا . روز ا ام ماه را هم می گویند

alireza نوشته:

منظورش از قسطنطنیه کجاست ! و اینکه با کشتی تا خود قاهره اومدن ! که البته زمان زیاد باید ببره

امین کیخا نوشته:

کنستانتیپول منظورش بوده یعنی همان استامبول امروزی که از راه آب به شمال افریکا می پیوندد .حکیم دانا بوده است و دو سخنی در میان گفته هایش نیست .

کانال رسمی گنجور در تلگرام