گنجور

بخش ۳ - توبه و عزم سفر حج

 
ناصرخسرو
ناصرخسرو » سفرنامه
 

اندیشیدم که تا همه افعال و اعمال خود بدل نکنم فرح نیابم. روز پنجشنبه ششم جمادی الاخر سنه سبع و ثلثین و اربعمایه نیمه دی ماه پارسیان سال بر چهارصد و ده یزدجردی. سر و تن بشستم و به مسجد جامع شدم و نماز بکردم و یاری خواستم از باری تعالی به گذاردن آنچه بر من واجب است و دست بازداشتن از منهیات و ناشایست چنان که حق سبحانه و تعالی فرموده است.

پس از آن جا به شبورغان رفتم. شب به دیه باریاب بودم و از آن جا به راه سنکلان و طالقان به مروالرود شدم. پس به مرو رفتم و از آن شغل که به عهده من بود معاف خواستم و گفتم که مرا عزم سفر قبله است.

پس حسابی که بود جواب گفتم و از دنیایی آنچه بود ترک کردم الا اندک ضروری.

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

پرسمان همان اندک ناگزیر است که گریبان ما بگرفته !

حمید رضا گوهری نوشته:

امین عزیز خویش رنجه مکن که فرمود :
آن خانه عزیزاست نشان هاش بگفتید
ازخواجۀ آن خانه نشانی بنمایید

امین کیخا نوشته:

والله بگفتید درست می فرمایید

حمید رضا گوهری نوشته:

با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که برگنج شما پرده شمایید
…….
این مصراع آخرین مرا بخنده وا میدارد .

حمید رضا گوهری نوشته:

تشابه این مصراع با سخن حافظ دلنشین است
توخود حجاب خودی حافظ ازمیان برخیز

امین کیخا نوشته:

زهی زهی

کانال رسمی گنجور در تلگرام