گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

فکر می کنم به جای “دیدی” باید “بودم” باشد.موسیقی شعر و معنی اینطور بهتر به نظر می آید.

ناشناس نوشته:

ظاهرا به جای دیدی ، بودم مصطلح تر هست.

مهدی نوشته:

این رباعی شباهتهایی نیز با این رباعی ابو سعید ابوالخیر دارد:

عشقم دادی زاهل دردم کردی………….از دانش و هوش و عقل فردم کردی

سجاده نشین با وقاری بودم………….میخواره و رند و هرزه گردم کردی

احمد آذرکمان نوشته:

به نظر حقیر مصرع اول باید این طور بوده باشد :
زاهد بُدَم و …

حامد نوشته:

در جایی دیگر به جای کلمه «فتنه»،کلمه «حلقه» نگارش شده است.
زاهد بودم ترانه گویم کردی

سر حلقه بزم و باده‌جویم کردی

علیرضا نوشته:

این شعر زیبارو بعد از مدتی هم نشینی با صاءب تبریزی سروده و در وصف اونه

نسیم نوشته:

باسمه الحبیب

مولانا فقیه نام آور و امام جماعت مسجد جامع بلخ بود

اهل زهد و تقوا و عبودیت و متشرع و مقید به اصول و فروع شرع

و نزد مردم به ورع و تقوا شهرت داشت،تا اینکه با شمس آشنا

شده و شرارۀ آتش عشق الهی شمس بر جان وی زده همچون

شمس از جام شراب طهور عشق الهی سر مست می گردد

و گاه در نظر مردم ظاهر بین کارهایی می کرده که خلاف شرع

به نظر می رسید،از جمله روی شمس برای محو آثار منیت

و شهرت از وی می خواهد که باده بر دوش از میان بازار شهر

بگذرد و مولانا چنین می کند،از آن به بعد مردم در تقوا و صلاح

وی شک کرده و وی را متهم به خروج از شریعت می دانند

تا جائیکه کودکان در کوی و برزن پشت سر وی راه افتاده وی

را تمسخر می کردند لذا این ابیات ظاهرا خطاب به شمس

و وصف آن دوران است:

سجاده نشین با وقاری بودم

بازیچۀ کودکان کویم کردی

بابک نوشته:

جلال الدین گویا در هفت سالگى (و به روایتى دیگر دوازده سالگى) از بلخ کوچ کرد…
او پس از مرگ پدر فقیه و ملا در روم و شهر قونیه شد…

کانال رسمی گنجور در تلگرام