گنجور

ی

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » ی
 

الف تا خ

د

ر تا ل

م

ن تا ه

ی

ی

غزل شماره ۲۴۲۷: گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی

غزل شماره ۲۴۲۸: فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری

غزل شماره ۲۴۲۹: ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری

غزل شماره ۲۴۳۰: ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می‌روی

غزل شماره ۲۴۳۱: این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله‌ای

غزل شماره ۲۴۳۲: ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانه‌ای

غزل شماره ۲۴۳۳: ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختی

غزل شماره ۲۴۳۴: از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی

غزل شماره ۲۴۳۵: من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری

غزل شماره ۲۴۳۶: ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی

غزل شماره ۲۴۳۷: ای یوسف خوش نام هی در ره میا بی‌همرهی

غزل شماره ۲۴۳۸: دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده‌ای

غزل شماره ۲۴۳۹: دامن کشانم می‌کشد در بتکده عیاره‌ای

غزل شماره ۲۴۴۰: ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی

غزل شماره ۲۴۴۱: آخر مراعاتی بکن مر بی‌دلان را ساعتی

غزل شماره ۲۴۴۲: بانکی عجب از آسمان در می‌رسد هر ساعتی

غزل شماره ۲۴۴۳: ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتی

غزل شماره ۲۴۴۴: چون درشوی در باغ دل مانند گل خوش بو شوی

غزل شماره ۲۴۴۵: از بامدادان ساغری پر کرد خوش خماره‌ای

غزل شماره ۲۴۴۶: ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی

غزل شماره ۲۴۴۷: یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی

غزل شماره ۲۴۴۸: ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی

غزل شماره ۲۴۴۹: من پیش از این می‌خواستم گفتار خود را مشتری

غزل شماره ۲۴۵۰: در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری

غزل شماره ۲۴۵۱: دریوزه‌ای دارم ز تو در اقتضای آشتی

غزل شماره ۲۴۵۲: ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی

غزل شماره ۲۴۵۳: بویی ز گردون می‌رسد با پرسش و دلداریی

غزل شماره ۲۴۵۴: عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی

غزل شماره ۲۴۵۵: برگذری درنگری جز دل خوبان نبری

غزل شماره ۲۴۵۶: هم نظری هم خبری هم قران را قمری

غزل شماره ۲۴۵۷: ای دل سرگشته شده در طلب یاوه روی

غزل شماره ۲۴۵۸: سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری

غزل شماره ۲۴۵۹: عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی

غزل شماره ۲۴۶۰: تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی

غزل شماره ۲۴۶۱: چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی

غزل شماره ۲۴۶۲: طوطی و طوطی بچه‌ای قند به صد ناز خوری

غزل شماره ۲۴۶۳: آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌ای

غزل شماره ۲۴۶۴: هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری

غزل شماره ۲۴۶۵: آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی

غزل شماره ۲۴۶۶: ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌ای

غزل شماره ۲۴۶۷: کعبه طواف می‌کند بر سر کوی یک بتی

غزل شماره ۲۴۶۸: نیست بجز دوام جان ز اهل دلان روایتی

غزل شماره ۲۴۶۹: آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی

غزل شماره ۲۴۷۰: جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی

غزل شماره ۲۴۷۱: سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی

غزل شماره ۲۴۷۲: چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنی

غزل شماره ۲۴۷۳: آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویی

غزل شماره ۲۴۷۴: ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی

غزل شماره ۲۴۷۵: باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده‌ای

غزل شماره ۲۴۷۶: هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی

غزل شماره ۲۴۷۷: سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی

غزل شماره ۲۴۷۸: باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری

غزل شماره ۲۴۷۹: پیش از آنک از عدم کرد وجودها سری

غزل شماره ۲۴۸۰: ای دل بی‌قرار من راست بگو چه گوهری

غزل شماره ۲۴۸۱: با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی

غزل شماره ۲۴۸۲: ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی

غزل شماره ۲۴۸۳: تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی

غزل شماره ۲۴۸۴: خواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستی

غزل شماره ۲۴۸۵: یاور من تویی بکن بهر خدای یاریی

غزل شماره ۲۴۸۶: ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه‌ای

غزل شماره ۲۴۸۷: هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی

غزل شماره ۲۴۸۸: ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی

غزل شماره ۲۴۸۹: گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری

غزل شماره ۲۴۹۰: ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری

غزل شماره ۲۴۹۱: جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری

غزل شماره ۲۴۹۲: هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی

غزل شماره ۲۴۹۳: رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی

غزل شماره ۲۴۹۴: زرگر آفتاب را بسته گاز می‌کنی

غزل شماره ۲۴۹۵: آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی

غزل شماره ۲۴۹۶: خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می‌دهی

غزل شماره ۲۴۹۷: صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی

غزل شماره ۲۴۹۸: مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی

غزل شماره ۲۴۹۹: مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی

غزل شماره ۲۵۰۰: چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی‌گردی

غزل شماره ۲۵۰۱: گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی

غزل شماره ۲۵۰۲: امیر دل همی‌گوید تو را گر تو دلی داری

غزل شماره ۲۵۰۳: چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی

غزل شماره ۲۵۰۴: اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی‌خویشی

غزل شماره ۲۵۰۵: چو بی گه آمدی باری درآ مردانه‌ای ساقی

غزل شماره ۲۵۰۶: مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی

غزل شماره ۲۵۰۷: بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی‌دانی

غزل شماره ۲۵۰۸: مرا آن دلبر پنهان همی‌گوید به پنهانی

غزل شماره ۲۵۰۹: بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی

غزل شماره ۲۵۱۰: مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی

غزل شماره ۲۵۱۱: به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی

غزل شماره ۲۵۱۲: رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی

غزل شماره ۲۵۱۳: بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی

غزل شماره ۲۵۱۴: درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی

غزل شماره ۲۵۱۵: یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی

غزل شماره ۲۵۱۶: اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی

غزل شماره ۲۵۱۷: ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی

غزل شماره ۲۵۱۸: اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی

غزل شماره ۲۵۱۹: غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی

غزل شماره ۲۵۲۰: گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی

غزل شماره ۲۵۲۱: اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی

غزل شماره ۲۵۲۲: دل پردرد من امشب بنوشیده‌ست یک دردی

غزل شماره ۲۵۲۳: دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی

غزل شماره ۲۵۲۴: اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی

غزل شماره ۲۵۲۵: اگر گل‌های رخسارش از آن گلشن بخندیدی

غزل شماره ۲۵۲۶: نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری

غزل شماره ۲۵۲۷: بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری

غزل شماره ۲۵۲۸: مروت نیست در سرها که اندازند دستاری

غزل شماره ۲۵۲۹: ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری

غزل شماره ۲۵۳۰: دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری

غزل شماره ۲۵۳۱: چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری

غزل شماره ۲۵۳۲: کی افسون خواند در گوشت که ابرو پرگره داری

غزل شماره ۲۵۳۳: برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری

غزل شماره ۲۵۳۴: مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری

غزل شماره ۲۵۳۵: هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری

غزل شماره ۲۵۳۶: مثال باز رنجورم زمین بر من ز بیماری

غزل شماره ۲۵۳۷: مگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری

غزل شماره ۲۵۳۸: حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری

غزل شماره ۲۵۳۹: یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی

غزل شماره ۲۵۴۰: چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی

غزل شماره ۲۵۴۱: الا ای جان جان جان چو می‌بینی چه می‌پرسی

غزل شماره ۲۵۴۲: بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی

غزل شماره ۲۵۴۳: بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی

غزل شماره ۲۵۴۴: شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی

غزل شماره ۲۵۴۵: مگر مستی نمی‌دانی که چون زنجیر جنبانی

غزل شماره ۲۵۴۶: سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی

غزل شماره ۲۵۴۷: شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی

غزل شماره ۲۵۴۸: تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی

غزل شماره ۲۵۴۹: چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی

غزل شماره ۲۵۵۰: یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی

غزل شماره ۲۵۵۱: دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی

غزل شماره ۲۵۵۲: کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی

غزل شماره ۲۵۵۳: کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گویی

غزل شماره ۲۵۵۴: اگر بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی

غزل شماره ۲۵۵۵: چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری

غزل شماره ۲۵۵۶: زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی

غزل شماره ۲۵۵۷: هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی

غزل شماره ۲۵۵۸: الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی

غزل شماره ۲۵۵۹: الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی

غزل شماره ۲۵۶۰: الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی‌آیی

غزل شماره ۲۵۶۱: مسلمانان مسلمانان مرا جانی است سودایی

غزل شماره ۲۵۶۲: یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی

غزل شماره ۲۵۶۳: من پای همی‌کوبم ای جان و جهان دستی

غزل شماره ۲۵۶۴: گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی

غزل شماره ۲۵۶۵: ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی

غزل شماره ۲۵۶۶: آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی

غزل شماره ۲۵۶۷: افتاد دل و جانم در فتنه طراری

غزل شماره ۲۵۶۸: یک حمله و یک حمله کمد شب و تاریکی

غزل شماره ۲۵۶۹: آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی

غزل شماره ۲۵۷۰: پنهان به میان ما می‌گردد سلطانی

غزل شماره ۲۵۷۱: ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی

غزل شماره ۲۵۷۲: جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی

غزل شماره ۲۵۷۳: در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی

غزل شماره ۲۵۷۴: از آتش ناپیدا دارم دل بریانی

غزل شماره ۲۵۷۵: هر لحظه یکی صورت می‌بینی و زادن نی

غزل شماره ۲۵۷۶: ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی

غزل شماره ۲۵۷۷: همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی

غزل شماره ۲۵۷۸: ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی

غزل شماره ۲۵۷۹: با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی

غزل شماره ۲۵۸۰: ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی

غزل شماره ۲۵۸۱: ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی

غزل شماره ۲۵۸۲: خواهم که روم زین جا پایم بگرفتستی

غزل شماره ۲۵۸۳: آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی

غزل شماره ۲۵۸۴: ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی

غزل شماره ۲۵۸۵: گر نرگس خون خوارش دربند امانستی

غزل شماره ۲۵۸۶: گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی

غزل شماره ۲۵۸۷: ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی

غزل شماره ۲۵۸۸: ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی

غزل شماره ۲۵۸۹: نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی

غزل شماره ۲۵۹۰: ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی

غزل شماره ۲۵۹۱: ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی

غزل شماره ۲۵۹۲: ای صورت روحانی امروز چه آوردی

غزل شماره ۲۵۹۳: گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری

غزل شماره ۲۵۹۴: از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری

غزل شماره ۲۵۹۵: امشب پریان را من تا روز به دلداری

غزل شماره ۲۵۹۶: نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری

غزل شماره ۲۵۹۷: گر روی بگردانی تو پشت قوی داری

غزل شماره ۲۵۹۸: ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری

غزل شماره ۲۵۹۹: ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری

غزل شماره ۲۶۰۰: گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری

غزل شماره ۲۶۰۱: ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری

غزل شماره ۲۶۰۲: ای دشمن عقل من وی داروی بی‌هوشی

غزل شماره ۲۶۰۳: ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی

غزل شماره ۲۶۰۴: آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی

غزل شماره ۲۶۰۵: ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی

غزل شماره ۲۶۰۶: مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی

غزل شماره ۲۶۰۷: آن ماه همی‌تابد بر چرخ و زمین یا نی

غزل شماره ۲۶۰۸: افند کلیمیرا از زحمت ما چونی

غزل شماره ۲۶۰۹: در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی

غزل شماره ۲۶۱۰: چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی

غزل شماره ۲۶۱۱: جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی

غزل شماره ۲۶۱۲: در کوی کی می‌گردی ای خواجه چه می‌خواهی

غزل شماره ۲۶۱۳: ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

غزل شماره ۲۶۱۴: ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی

غزل شماره ۲۶۱۵: هم پهلوی خم سر نه‌ای خواجه هرجایی

غزل شماره ۲۶۱۶: من نیت آن کردم تا باشم سودایی

غزل شماره ۲۶۱۷: عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی

غزل شماره ۲۶۱۸: جانا نظری فرما چون جان نظرهایی

غزل شماره ۲۶۱۹: گل گفت مرا نرمی از خار چه می‌جویی

غزل شماره ۲۶۲۰: ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی

غزل شماره ۲۶۲۱: از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی

غزل شماره ۲۶۲۲: ای خواجه تو چه مرغی نامت چه چرا شایی

غزل شماره ۲۶۲۳: ما گوش شماییم شما تن زده تا کی

غزل شماره ۲۶۲۴: برخیز که جان است و جهان است و جوانی

غزل شماره ۲۶۲۵: گر علم خرابات تو را همنفسستی

غزل شماره ۲۶۲۶: ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی

غزل شماره ۲۶۲۷: عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری

غزل شماره ۲۶۲۸: هر روز بگه ای شه دلدار درآیی

غزل شماره ۲۶۲۹: ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی

غزل شماره ۲۶۳۰: یا ساقی شرف بشراباتک زندی

غزل شماره ۲۶۳۱: تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی

غزل شماره ۲۶۳۲: ای جان گذرکرده از این گنبد ناری

غزل شماره ۲۶۳۳: در خانه خود یافتم از شاه نشانی

غزل شماره ۲۶۳۴: امروز در این شهر نفیر است و فغانی

غزل شماره ۲۶۳۵: امروز سماع است و مدام است و سقایی

غزل شماره ۲۶۳۶: ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی

غزل شماره ۲۶۳۷: امروز سماع است و شراب است و صراحی

غزل شماره ۲۶۳۸: ای آنک به دل‌ها ز حسد خار خلیدی

غزل شماره ۲۶۳۹: برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری

غزل شماره ۲۶۴۰: مگریز ز آتش که چنین خام بمانی

غزل شماره ۲۶۴۱: گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی

غزل شماره ۲۶۴۲: زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی

غزل شماره ۲۶۴۳: ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی

غزل شماره ۲۶۴۴: یک روز مرا بر لب خود میر نکردی

غزل شماره ۲۶۴۵: بخوردم از کف دلبر شرابی

غزل شماره ۲۶۴۶: چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی

غزل شماره ۲۶۴۷: دلا چون واقف اسرار گشتی

غزل شماره ۲۶۴۸: دریغا کز میان ای یار رفتی

غزل شماره ۲۶۴۹: منم فانی و غرقه در ثبوتی

غزل شماره ۲۶۵۰: تو آن ماهی که در گردون نگنجی

غزل شماره ۲۶۵۱: کریما تو گلی یا جمله قندی

غزل شماره ۲۶۵۲: نگارا تو در اندیشه درازی

غزل شماره ۲۶۵۳: گر این سلطان ما را بنده باشی

غزل شماره ۲۶۵۴: ببین این فتح ز استفتاح تا کی

غزل شماره ۲۶۵۵: تو نقشی نقش بندان را چه دانی

غزل شماره ۲۶۵۶: نه آتش‌های ما را ترجمانی

غزل شماره ۲۶۵۷: دلا تا نازکی و نازنینی

غزل شماره ۲۶۵۸: اگر درد مرا درمان فرستی

غزل شماره ۲۶۵۹: کسی کو را بود در طبع سستی

غزل شماره ۲۶۶۰: چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی

غزل شماره ۲۶۶۱: کجا شد عهد و پیمانی که کردی

غزل شماره ۲۶۶۲: دلا رو رو همان خون شو که بودی

غزل شماره ۲۶۶۳: مرا چون ناف بر مستی بریدی

غزل شماره ۲۶۶۴: از این تنگین قفص جانا پریدی

غزل شماره ۲۶۶۵: صلا ای صوفیان کامروز باری

غزل شماره ۲۶۶۶: به تن این جا به باطن در چه کاری

غزل شماره ۲۶۶۷: مبارک باد بر ما این عروسی

غزل شماره ۲۶۶۸: خبر واده کز این دنیای فانی

غزل شماره ۲۶۶۹: برفتیم ای عقیق لامکانی

غزل شماره ۲۶۷۰: خوشی آخر بگو ای یار چونی

غزل شماره ۲۶۷۱: بر من نیستی یارا کجایی

غزل شماره ۲۶۷۲: دلا در روزه مهمان خدایی

غزل شماره ۲۶۷۳: سؤالی دارم ای خواجه خدایی

غزل شماره ۲۶۷۴: هلا ای آب حیوان از نوایی

غزل شماره ۲۶۷۵: بیاموز از پیمبر کیمیایی

غزل شماره ۲۶۷۶: سبک بنواز ای مطرب ربایی

غزل شماره ۲۶۷۷: سلام علیک ای مقصود هستی

غزل شماره ۲۶۷۸: اگر خورشید جاویدان نگشتی

غزل شماره ۲۶۷۹: ز ما برگشتی و با گل فتادی

غزل شماره ۲۶۸۰: چنین باشد چنین گوید منادی

غزل شماره ۲۶۸۱: کجا شد عهد و پیمان را چه کردی

غزل شماره ۲۶۸۲: به بخت و طالع ما ای افندی

غزل شماره ۲۶۸۳: نگارا تو گلی یا جمله قندی

غزل شماره ۲۶۸۴: شنودم من که چاکر را ستودی

غزل شماره ۲۶۸۵: دگرباره شه ساقی رسیدی

غزل شماره ۲۶۸۶: اگر یار مرا از من برآری

غزل شماره ۲۶۸۷: صلا ای صوفیان کامروز باری

غزل شماره ۲۶۸۸: صلا ای صوفیان کامروز باری

غزل شماره ۲۶۸۹: منم غرقه درون جوی باری

غزل شماره ۲۶۹۰: چو عشق آمد که جان با من سپاری

غزل شماره ۲۶۹۱: نگفتم دوش ای زین بخاری

غزل شماره ۲۶۹۲: به جان تو پس گردن نخاری

غزل شماره ۲۶۹۳: به تن با ما به دل در مرغزاری

غزل شماره ۲۶۹۴: مرا بگرفت روحانی نگاری

غزل شماره ۲۶۹۵: متاز ای دل سوی دریای ناری

غزل شماره ۲۶۹۶: مرا در خنده می‌آرد بهاری

غزل شماره ۲۶۹۷: بدید این دل درون دل بهاری

غزل شماره ۲۶۹۸: خداوندا زکات شهریاری

غزل شماره ۲۶۹۹: ندارد مجلس ما بی‌تو نوری

غزل شماره ۲۷۰۰: ز هر چیزی ملول است آن فضولی

غزل شماره ۲۷۰۱: مرا هر لحظه قربان است جانی

غزل شماره ۲۷۰۲: مگیر ای ساقی از مستان کرانی

غزل شماره ۲۷۰۳: ز مهجوران نمی‌جویی نشانی

غزل شماره ۲۷۰۴: برون کن سر که جان سرخوشانی

غزل شماره ۲۷۰۵: مرا هر لحظه منزل آسمانی

غزل شماره ۲۷۰۶: چه دلشادم به دلدار خدایی

غزل شماره ۲۷۰۷: کجایید ای شهیدان خدایی

غزل شماره ۲۷۰۸: تو هر روزی از آن پشته برآیی

غزل شماره ۲۷۰۹: دلاراما چنین زیبا چرایی

غزل شماره ۲۷۱۰: بیا ای غم که تو بس باوفایی

غزل شماره ۲۷۱۱: بیا ای یار کامروز آن مایی

غزل شماره ۲۷۱۲: بیا جانا که امروز آن مایی

غزل شماره ۲۷۱۳: چنان گشتم ز مستی و خرابی

غزل شماره ۲۷۱۴: چو اسم شمس دین اسما تو دیدی

غزل شماره ۲۷۱۵: مرا اندر جگر بنشست خاری

غزل شماره ۲۷۱۶: بگفتم با دلم آخر قراری

غزل شماره ۲۷۱۷: تو جانا بی‌وصالش در چه کاری

غزل شماره ۲۷۱۸: بیا ای آنک سلطان جمالی

غزل شماره ۲۷۱۹: مگر تو یوسفان را دلستانی

غزل شماره ۲۷۲۰: تو تا بنشسته‌ای بر دار فانی

غزل شماره ۲۷۲۱: نه آتش‌های ما را ترجمانی

غزل شماره ۲۷۲۲: به کوی دل فرورفتم زمانی

غزل شماره ۲۷۲۳: دیدی که چه کرد یار ما دیدی

غزل شماره ۲۷۲۴: روز ار دو هزار بار می‌آیی

غزل شماره ۲۷۲۵: مندیش از آن بت مسیحایی

غزل شماره ۲۷۲۶: ای دیده ز نم زبون نگشتی

غزل شماره ۲۷۲۷: گر وسوسه ره دهی به گوشی

غزل شماره ۲۷۲۸: باغ است و بهار و سرو عالی

غزل شماره ۲۷۲۹: با این همه مهر و مهربانی

غزل شماره ۲۷۳۰: آورد خبر شکرستایی

غزل شماره ۲۷۳۱: بشنیده بدم که جان جانی

غزل شماره ۲۷۳۲: ای ساقی باده معانی

غزل شماره ۲۷۳۳: ای وصل تو آب زندگانی

غزل شماره ۲۷۳۴: ای بی‌تو حرام زندگانی

غزل شماره ۲۷۳۵: برجه که بهار زد صلایی

غزل شماره ۲۷۳۶: چون سوی برادری بپویی

غزل شماره ۲۷۳۷: مجلس چو چراغ و تو چو آبی

غزل شماره ۲۷۳۸: من پار بخورده‌ام شرابی

غزل شماره ۲۷۳۹: ای یار یگانه چند خسبی

غزل شماره ۲۷۴۰: بازم صنما چه می‌فریبی

غزل شماره ۲۷۴۱: ای آنک تو خواب ما ببستی

غزل شماره ۲۷۴۲: ای آنک تو خواب ما ببستی

غزل شماره ۲۷۴۳: رو رو که از این جهان گذشتی

غزل شماره ۲۷۴۴: روز طرب است و سال شادی

غزل شماره ۲۷۴۵: آخر گل و خار را بدیدی

غزل شماره ۲۷۴۶: آن را که به لطف سر بخاری

غزل شماره ۲۷۴۷: خضری به میان سینه داری

غزل شماره ۲۷۴۸: می‌آید سنجق بهاری

غزل شماره ۲۷۴۹: ای چشم و چراغ شهریاری

غزل شماره ۲۷۵۰: ای جان و جهان چه می‌گریزی

غزل شماره ۲۷۵۱: از قصه حال ما نپرسی

غزل شماره ۲۷۵۲: ای دلبر بی‌دلان صوفی

غزل شماره ۲۷۵۳: ای آنک تو شاه مطربانی

غزل شماره ۲۷۵۴: روزی که مرا ز من ستانی

غزل شماره ۲۷۵۵: چون عشق کند شکرفشانی

غزل شماره ۲۷۵۶: ای وصل تو اصل شادمانی

غزل شماره ۲۷۵۷: کژزخمه مباش تا توانی

غزل شماره ۲۷۵۸: مست می عشق را حیا نی

غزل شماره ۲۷۵۹: گویم سخن لب تو یا نی

غزل شماره ۲۷۶۰: با دل گفتم چرا چنینی

غزل شماره ۲۷۶۱: در خون دلم رسید فتوی

غزل شماره ۲۷۶۲: در عشق هر آنک شد فدایی

غزل شماره ۲۷۶۳: عشق است دلاور و فدایی

غزل شماره ۲۷۶۴: ماها چو به چرخ دل برآیی

غزل شماره ۲۷۶۵: آن شمع چو شد طرب فزایی

غزل شماره ۲۷۶۶: ای بی‌تو محال جان فزایی

غزل شماره ۲۷۶۷: گر یار لطیف و باوفایی

غزل شماره ۲۷۶۸: ساقی انصاف خوش لقایی

غزل شماره ۲۷۶۹: برخیز و بزن یکی نوایی

غزل شماره ۲۷۷۰: رخ‌ها بنگر تو زعفرانی

غزل شماره ۲۷۷۱: ای قلب و درست را روایی

غزل شماره ۲۷۷۲: ای آنک تو خواب ما ببستی

غزل شماره ۲۷۷۳: با یار بساز تا توانی

غزل شماره ۲۷۷۴: در فنای محض افشانند مردان آستی

غزل شماره ۲۷۷۵: مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی

غزل شماره ۲۷۷۶: ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی

غزل شماره ۲۷۷۷: شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی

غزل شماره ۲۷۷۸: ای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویی

غزل شماره ۲۷۷۹: بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر رسته‌ای

غزل شماره ۲۷۸۰: در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی

غزل شماره ۲۷۸۱: ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختی

غزل شماره ۲۷۸۲: گر شراب عشق کار جان حیوانیستی

غزل شماره ۲۷۸۳: ای نرفته از دل من اندرآ شاد آمدی

غزل شماره ۲۷۸۴: در جهان گر بازجویی نیست بی‌سودا سری

غزل شماره ۲۷۸۵: گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمی

غزل شماره ۲۷۸۶: آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌ای

غزل شماره ۲۷۸۷: ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده‌ای

غزل شماره ۲۷۸۸: آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره‌ای

غزل شماره ۲۷۸۹: پیش شمع نور جان دل هست چون پروانه‌ای

غزل شماره ۲۷۹۰: بار دیگر ملتی برساختی برساختی

غزل شماره ۲۷۹۱: هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی

غزل شماره ۲۷۹۲: سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی

غزل شماره ۲۷۹۳: این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی

غزل شماره ۲۷۹۴: ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی

غزل شماره ۲۷۹۵: ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی

غزل شماره ۲۷۹۶: ای که جان‌ها خاک پایت صورت اندیش آمدی

غزل شماره ۲۷۹۷: تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری

غزل شماره ۲۷۹۸: در دو چشم من نشین ای آن که از من منتری

غزل شماره ۲۷۹۹: بی گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری

غزل شماره ۲۸۰۰: در میان جان نشین کامروز جان دیگری

غزل شماره ۲۸۰۱: عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی

غزل شماره ۲۸۰۲: آخر ای دلبر تو ما را می‌نجویی اندکی

غزل شماره ۲۸۰۳: ساقیا شد عقل‌ها هم خانه دیوانگی

غزل شماره ۲۸۰۴: چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی

غزل شماره ۲۸۰۵: ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظاره‌ای

غزل شماره ۲۸۰۶: آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه‌ای

غزل شماره ۲۸۰۷: گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی

غزل شماره ۲۸۰۸: گر چه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی

غزل شماره ۲۸۰۹: ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی

غزل شماره ۲۸۱۰: ای بداده دیده‌های خلق را حیرانیی

غزل شماره ۲۸۱۱: از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی

غزل شماره ۲۸۱۲: ای دهان آلوده جانی از کجا می خورده‌ای

غزل شماره ۲۸۱۳: اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی

غزل شماره ۲۸۱۴: خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری

غزل شماره ۲۸۱۵: بمشو همره مرغان که چنین بی‌پر و بالی

غزل شماره ۲۸۱۶: که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی

غزل شماره ۲۸۱۷: مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی

غزل شماره ۲۸۱۸: صنما چونک فریبی همه عیار فریبی

غزل شماره ۲۸۱۹: اگر او ماه منستی شب من روز شدستی

غزل شماره ۲۸۲۰: چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی

غزل شماره ۲۸۲۱: تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری

غزل شماره ۲۸۲۲: تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری

غزل شماره ۲۸۲۳: ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی

غزل شماره ۲۸۲۴: مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی

غزل شماره ۲۸۲۵: مثل ذره روزن همگان گشته هوایی

غزل شماره ۲۸۲۶: همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی

غزل شماره ۲۸۲۷: بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی

غزل شماره ۲۸۲۸: خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری

غزل شماره ۲۸۲۹: تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری

غزل شماره ۲۸۳۰: هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی

غزل شماره ۲۸۳۱: چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی

غزل شماره ۲۸۳۲: صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی

غزل شماره ۲۸۳۳: سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری

غزل شماره ۲۸۳۴: به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامی

غزل شماره ۲۸۳۵: ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی

غزل شماره ۲۸۳۶: به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی

غزل شماره ۲۸۳۷: هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی

غزل شماره ۲۸۳۸: صفت خدای داری چو به سینه‌ای درآیی

غزل شماره ۲۸۳۹: بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی

غزل شماره ۲۸۴۰: منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی

غزل شماره ۲۸۴۱: به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبی

غزل شماره ۲۸۴۲: بت من ز در درآمد به مبارکی و شادی

غزل شماره ۲۸۴۳: هله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدی

غزل شماره ۲۸۴۴: تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی

غزل شماره ۲۸۴۵: بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی

غزل شماره ۲۸۴۶: چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی

غزل شماره ۲۸۴۷: دل بی‌قرار را گو که چو مستقر نداری

غزل شماره ۲۸۴۸: سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری

غزل شماره ۲۸۴۹: ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری

غزل شماره ۲۸۵۰: ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشی

غزل شماره ۲۸۵۱: شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی

غزل شماره ۲۸۵۲: چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی

غزل شماره ۲۸۵۳: تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی

غزل شماره ۲۸۵۴: برسید لک لک جان که بهار شد کجایی

غزل شماره ۲۸۵۵: هله ای دلی که خفته تو به زیر ظل مایی

غزل شماره ۲۸۵۶: صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی

غزل شماره ۲۸۵۷: چه جمال جان فزایی که میان جان مایی

غزل شماره ۲۸۵۸: صنما تو همچو آتش قدح مدام داری

غزل شماره ۲۸۵۹: برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ای

غزل شماره ۲۸۶۰: هست در حلقه ما حلقه ربایی عجبی

غزل شماره ۲۸۶۱: چند روز است که شطرنج عجب می‌بازی

غزل شماره ۲۸۶۲: هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

غزل شماره ۲۸۶۳: وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی

غزل شماره ۲۸۶۴: به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی

غزل شماره ۲۸۶۵: در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی

غزل شماره ۲۸۶۶: گر گریزی به ملولی ز من سودایی

غزل شماره ۲۸۶۷: نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای

غزل شماره ۲۸۶۸: در دلت چیست عجب که چو شکر می‌خندی

غزل شماره ۲۸۶۹: هست اندر غم تو دلشده دانشمندی

غزل شماره ۲۸۷۰: ای دریغا در این خانه دمی بگشودی

غزل شماره ۲۸۷۱: به دغل کی بگزیند دل یارم یاری

غزل شماره ۲۸۷۲: مرغ اندیشه که اندر همه دل‌ها بپری

غزل شماره ۲۸۷۳: رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری

غزل شماره ۲۸۷۴: سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری

غزل شماره ۲۸۷۵: نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری

غزل شماره ۲۸۷۶: شکنی شیشه مردم گرو از من گیری

غزل شماره ۲۸۷۷: بر یکی بوسه حقستت که چنان می‌لرزی

غزل شماره ۲۸۷۸: هله تا ظن نبری کز کف من بگریزی

غزل شماره ۲۸۷۹: ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی

غزل شماره ۲۸۸۰: به حق و حرمت آنک همگان را جانی

غزل شماره ۲۸۸۱: گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی

غزل شماره ۲۸۸۲: تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی

غزل شماره ۲۸۸۳: چه حریصی که مرا بی‌خور و بی‌خواب کنی

غزل شماره ۲۸۸۴: به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنی

غزل شماره ۲۸۸۵: هله آن به که خوری این می و از دست روی

غزل شماره ۲۸۸۶: اگر امشب بر من باشی و خانه نروی

غزل شماره ۲۸۸۷: بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی

غزل شماره ۲۸۸۸: به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی

غزل شماره ۲۸۸۹: ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی

غزل شماره ۲۸۹۰: سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی

غزل شماره ۲۸۹۱: هر کی از نیستی آید به سوی او خبری

غزل شماره ۲۸۹۲: ای شه جاودانی وی مه آسمانی

غزل شماره ۲۸۹۳: قدر غم گر چشم سر بگریستی

غزل شماره ۲۸۹۴: با چنین رفتن به منزل کی رسی

غزل شماره ۲۸۹۵: چاره‌ای کو بهتر از دیوانگی

غزل شماره ۲۸۹۶: قره العین منی ای جان بلی

غزل شماره ۲۸۹۷: بوی باغ و گلستان آید همی

غزل شماره ۲۸۹۸: هر دم ای دل سوی جانان می‌روی

غزل شماره ۲۸۹۹: بار دیگر عزم رفتن کرده‌ای

غزل شماره ۲۹۰۰: بوی مشکی در جهان افکنده‌ای

غزل شماره ۲۹۰۱: فارغم گر گشت دل آواره‌ای

غزل شماره ۲۹۰۲: ای درآورده جهانی را ز پای

غزل شماره ۲۹۰۳: باوفا یارا جفا آموختی

غزل شماره ۲۹۰۴: عاقبت از عاشقان بگریختی

غزل شماره ۲۹۰۵: اندرآ در خانه یارا ساعتی

غزل شماره ۲۹۰۶: گوید آن دلبر که چون همدل شدی

غزل شماره ۲۹۰۷: آفتابا سوی مه رویان شدی

غزل شماره ۲۹۰۸: باوفاتر گشت یارم اندکی

غزل شماره ۲۹۰۹: هست امروز آنچ می‌باید بلی

غزل شماره ۲۹۱۰: باز گردد عاقبت این در بلی

غزل شماره ۲۹۱۱: طبع چیزی نو به نو خواهد همی

غزل شماره ۲۹۱۲: با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی

غزل شماره ۲۹۱۳: باز چون گل سوی گلشن می‌روی

غزل شماره ۲۹۱۴: ناگهان اندردویدم پیش وی

غزل شماره ۲۹۱۵: خوش بود گر کاهلی یک سو نهی

غزل شماره ۲۹۱۶: مرحبا ای پرده تو آن پرده‌ای

غزل شماره ۲۹۱۷: هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای

غزل شماره ۲۹۱۸: می‌زنم حلقه در هر خانه‌ای

غزل شماره ۲۹۱۹: گر سران را بی‌سری درواستی

غزل شماره ۲۹۲۰: ای بهار سبز و تر شاد آمدی

غزل شماره ۲۹۲۱: ساقی این جا هست ای مولا بلی

غزل شماره ۲۹۲۲: هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می

غزل شماره ۲۹۲۳: باد بین اندر سرم از باده‌ای

غزل شماره ۲۹۲۴: آه از عشق جمال حوریی

غزل شماره ۲۹۲۵: ای دلی کز گلشکر پرورده‌ای

غزل شماره ۲۹۲۶: گر در آب و گر در آتش می‌روی

غزل شماره ۲۹۲۷: ز کجا آمده‌ای می‌دانی

غزل شماره ۲۹۲۸: آنچ در سینه نهان می‌داری

غزل شماره ۲۹۲۹: ای خیالی که به دل می‌گذری

غزل شماره ۲۹۳۰: تو چرا جمله نبات و شکری

غزل شماره ۲۹۳۱: از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی

غزل شماره ۲۹۳۲: چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی

غزل شماره ۲۹۳۳: ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی

غزل شماره ۲۹۳۴: گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی

غزل شماره ۲۹۳۵: گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی

غزل شماره ۲۹۳۶: ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی

غزل شماره ۲۹۳۷: از بهر مرغ خانه چون خانه‌ای بسازی

غزل شماره ۲۹۳۸: آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی

غزل شماره ۲۹۳۹: ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسی

غزل شماره ۲۹۴۰: چون زخمه رجا را بر تار می‌کشانی

غزل شماره ۲۹۴۱: ای گوهر خدایی آیینه معانی

غزل شماره ۲۹۴۲: اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی

غزل شماره ۲۹۴۳: گرمی مجوی الا از سوزش درونی

غزل شماره ۲۹۴۴: ای مبدعی که سگ را بر شیر می‌فزایی

غزل شماره ۲۹۴۵: ای حیله‌هات شیرین تا کی مرا فریبی

غزل شماره ۲۹۴۶: دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی

غزل شماره ۲۹۴۷: یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی

غزل شماره ۲۹۴۸: ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی

غزل شماره ۲۹۴۹: در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی

غزل شماره ۲۹۵۰: ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی

غزل شماره ۲۹۵۱: زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری

غزل شماره ۲۹۵۲: گر از شراب دوشین در سر خمار داری

غزل شماره ۲۹۵۳: بازآمدی که ما را درهم زنی به شوری

غزل شماره ۲۹۵۴: گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری

غزل شماره ۲۹۵۵: چون روی آتشین را یک دم تو می‌نپوشی

غزل شماره ۲۹۵۶: دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی

غزل شماره ۲۹۵۷: اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی

غزل شماره ۲۹۵۸: مطرب چو زخمه‌ها را بر تار می‌کشانی

غزل شماره ۲۹۵۹: ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی

غزل شماره ۲۹۶۰: رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی

غزل شماره ۲۹۶۱: در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی

غزل شماره ۲۹۶۲: با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی

غزل شماره ۲۹۶۳: می‌زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی

غزل شماره ۲۹۶۴: دی دامنش گرفتم کای گوهر عطایی

غزل شماره ۲۹۶۵: ای برده اختیارم تو اختیار مایی

غزل شماره ۲۹۶۶: هر چند بی‌گه آیی بی‌گاه خیز مایی

غزل شماره ۲۹۶۷: آمد ز نای دولت بار دگر نوایی

غزل شماره ۲۹۶۸: ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی

غزل شماره ۲۹۶۹: بوی کباب داری تو نیز دل کبابی

غزل شماره ۲۹۷۰: با صد هزار دستان آمد خیال یاری

غزل شماره ۲۹۷۱: اندر قمارخانه چون آمدی به بازی

غزل شماره ۲۹۷۲: ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌ای

غزل شماره ۲۹۷۳: ای از جمال حسن تو عالم نشانه‌ای

غزل شماره ۲۹۷۴: آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی

غزل شماره ۲۹۷۵: هر روز بامداد به آیین دلبری

غزل شماره ۲۹۷۶: شد جادوی حرام و حق از جادوی بری

غزل شماره ۲۹۷۷: هر روز بامداد درآید یکی پری

غزل شماره ۲۹۷۸: ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری

غزل شماره ۲۹۷۹: هر روز بامداد طلبکار ما تویی

غزل شماره ۲۹۸۰: آن لحظه کفتاب و چراغ جهان شوی

غزل شماره ۲۹۸۱: ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهی

غزل شماره ۲۹۸۲: ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای

غزل شماره ۲۹۸۳: ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای

غزل شماره ۲۹۸۴: ای مرغ گیر دام نهانی نهاده‌ای

غزل شماره ۲۹۸۵: مه طلعتی و شهره قبایی بدیده‌ای

غزل شماره ۲۹۸۶: ای عشق کز قدیم تو با ما یگانه‌ای

غزل شماره ۲۹۸۷: ای جان و ای دو دیده بینا چگونه‌ای

غزل شماره ۲۹۸۸: هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتی

غزل شماره ۲۹۸۹: رویش ندیده پس مکنیدم ملامتی

غزل شماره ۲۹۹۰: جان خاک آن مهی که خداش است مشتری

غزل شماره ۲۹۹۱: ای عشق پرده در که تو در زیر چادری

غزل شماره ۲۹۹۲: ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری

غزل شماره ۲۹۹۳: شاها بکش قطار که شهوار می‌کشی

غزل شماره ۲۹۹۴: ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی

غزل شماره ۲۹۹۵: اندر میان جمع چه جان است آن یکی

غزل شماره ۲۹۹۶: گر من ز دست بازی هر غم پژولمی

غزل شماره ۲۹۹۷: ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنی

غزل شماره ۲۹۹۸: سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنی

غزل شماره ۲۹۹۹: تا چند از فراق مرا کار بشکنی

غزل شماره ۳۰۰۰: ساقی بیار باده سغراق ده منی

غزل شماره ۳۰۰۱: ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی

غزل شماره ۳۰۰۲: شوری فتاد در فلک ای مه چه شسته‌ای

غزل شماره ۳۰۰۳: ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی

غزل شماره ۳۰۰۴: بزم و شراب لعل و خرابات و کافری

غزل شماره ۳۰۰۵: آن دل که گم شده‌ست هم از جان خویش جوی

غزل شماره ۳۰۰۶: سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری

غزل شماره ۳۰۰۷: دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبی

غزل شماره ۳۰۰۸: خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی

غزل شماره ۳۰۰۹: آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی

غزل شماره ۳۰۱۰: روی من از روی تو دارد صد روشنی

غزل شماره ۳۰۱۱: هر نفسی از درون دلبر روحانیی

غزل شماره ۳۰۱۲: ای دل چون آهنت بوده چو آیینه‌ای

غزل شماره ۳۰۱۳: یار در آخرزمان کرد طرب سازیی

غزل شماره ۳۰۱۴: رو که به مهمان تو می‌نروم ای اخی

غزل شماره ۳۰۱۵: جان و جهان می‌روی جان و جهان می‌بری

غزل شماره ۳۰۱۶: بازرهان خلق را از سر و از سرکشی

غزل شماره ۳۰۱۷: لاله ستانست از عکس تو هر شوره‌ای

غزل شماره ۳۰۱۸: ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتری

غزل شماره ۳۰۱۹: ای که تو عشاق را همچو شکر می‌کشی

غزل شماره ۳۰۲۰: پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی

غزل شماره ۳۰۲۱: شیردلا صد هزار شیردلی کرده‌ای

غزل شماره ۳۰۲۲: گفت مرا آن طبیب رو ترشی خورده‌ای

غزل شماره ۳۰۲۳: قصر بود روح ما نی تل ویرانه‌ای

غزل شماره ۳۰۲۴: بستگی این سماع هست ز بیگانه‌ای

غزل شماره ۳۰۲۵: جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ای

غزل شماره ۳۰۲۶: خیره چرا گشته‌ای خواجه مگر عاشقی

غزل شماره ۳۰۲۷: نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری

غزل شماره ۳۰۲۸: ای صنم گلزاری چند مرا آزاری

غزل شماره ۳۰۲۹: آه که دلم برد غمزه‌های نگاری

غزل شماره ۳۰۳۰: سلمک الله نیست مثل تو یاری

غزل شماره ۳۰۳۱: خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی

غزل شماره ۳۰۳۲: از پگه ای یار زان عقار سمایی

غزل شماره ۳۰۳۳: چند دویدم سوی افندی

غزل شماره ۳۰۳۴: می‌رسد ای جان باد بهاری

غزل شماره ۳۰۳۵: دوش همه شب دوش همه شب

غزل شماره ۳۰۳۶: گاه چو اشتر در وحل آیی

غزل شماره ۳۰۳۷: به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی

غزل شماره ۳۰۳۸: ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی

غزل شماره ۳۰۳۹: هزار جان مقدس هزار گوهر کانی

غزل شماره ۳۰۴۰: چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی

غزل شماره ۳۰۴۱: اگر مرا تو ندانی بپرس از شب تاری

غزل شماره ۳۰۴۲: چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری

غزل شماره ۳۰۴۳: ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی

غزل شماره ۳۰۴۴: گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی

غزل شماره ۳۰۴۵: من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی

غزل شماره ۳۰۴۶: چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی

غزل شماره ۳۰۴۷: به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی

غزل شماره ۳۰۴۸: تو آسمان منی من زمین به حیرانی

غزل شماره ۳۰۴۹: ربود عقل و دلم را جمال آن عربی

غزل شماره ۳۰۵۰: خدایگان جمال و خلاصه خوبی

غزل شماره ۳۰۵۱: به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی

غزل شماره ۳۰۵۲: چه باده بود که در دور از بگه دادی

غزل شماره ۳۰۵۳: ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی

غزل شماره ۳۰۵۴: منم که کار ندارم به غیر بی‌کاری

غزل شماره ۳۰۵۵: بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری

غزل شماره ۳۰۵۶: خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری

غزل شماره ۳۰۵۷: اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری

غزل شماره ۳۰۵۸: ز بامداد درآورد دلبرم جامی

غزل شماره ۳۰۵۹: چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی

غزل شماره ۳۰۶۰: نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی

غزل شماره ۳۰۶۱: اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی

غزل شماره ۳۰۶۲: اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی

غزل شماره ۳۰۶۳: به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی

غزل شماره ۳۰۶۴: ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

غزل شماره ۳۰۶۵: شدم به سوی چه آب همچو سقایی

غزل شماره ۳۰۶۶: رسید ترکم با چهره‌های گل وردی

غزل شماره ۳۰۶۷: تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری

غزل شماره ۳۰۶۸: فرست باده جان را به رسم دلداری

غزل شماره ۳۰۶۹: نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلداری

غزل شماره ۳۰۷۰: اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری

غزل شماره ۳۰۷۱: دلا همای وصالی بپر چرا نپری

غزل شماره ۳۰۷۲: به من نگر که بجز من به هر کی درنگری

غزل شماره ۳۰۷۳: بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری

غزل شماره ۳۰۷۴: مسلم آمد یار مرا دل افروزی

غزل شماره ۳۰۷۵: بیا بیا که تو از نادرات ایامی

غزل شماره ۳۰۷۶: بلندتر شده‌ست آفتاب انسانی

غزل شماره ۳۰۷۷: ایا مربی جان از صداع جان چونی

غزل شماره ۳۰۷۸: ز آب تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینی

غزل شماره ۳۰۷۹: بیامدیم دگربار سوی مولایی

غزل شماره ۳۰۸۰: تو نور دیده جان یا دو دیده مایی

غزل شماره ۳۰۸۱: تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی

غزل شماره ۳۰۸۲: رهید جان دوم از خودی و از هستی

غزل شماره ۳۰۸۳: بیا بیا که چو آب حیات درخوردی

غزل شماره ۳۰۸۴: به جان تو که بگویی وطن کجا داری

غزل شماره ۳۰۸۵: به حق آنک تو جان و جهان جانداری

غزل شماره ۳۰۸۶: شبی که دررسد از عشق پیک بیداری

غزل شماره ۳۰۸۷: اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری

غزل شماره ۳۰۸۸: حرام گشت از این پس فغان و غمخواری

غزل شماره ۳۰۸۹: به اهل پرده اسرارها ببر خبری

غزل شماره ۳۰۹۰: بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی

غزل شماره ۳۰۹۱: اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی

غزل شماره ۳۰۹۲: هزار جان مقدس فدای سلطانی

غزل شماره ۳۰۹۳: نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی

غزل شماره ۳۰۹۴: بگو به جان مسافر ز رنج‌ها چونی

غزل شماره ۳۰۹۵: از این درخت بدان شاخ و بر نمی‌بینی

غزل شماره ۳۰۹۶: ز بامداد دلم می‌جهد به سودایی

غزل شماره ۳۰۹۷: بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

غزل شماره ۳۰۹۸: ترش ترش بنشستی بهانه دربستی

غزل شماره ۳۰۹۹: بداد پندم استاد عشق از استادی

غزل شماره ۳۱۰۰: ببست خواب مرا جاودانه دلداری

غزل شماره ۳۱۰۱: کسی که باده خورد بامداد زین ساقی

غزل شماره ۳۱۰۲: برست جان و دلم از خودی و از هستی

غزل شماره ۳۱۰۳: پدید گشت یکی آهوی در این وادی

غزل شماره ۳۱۰۴: طواف کعبه دل کن اگر دلی داری

غزل شماره ۳۱۰۵: ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی

غزل شماره ۳۱۰۶: فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری

غزل شماره ۳۱۰۷: میان تیرگی خواب و نور بیداری

غزل شماره ۳۱۰۸: به دست هجر تو زارم تو نیز می‌دانی

غزل شماره ۳۱۰۹: کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی

غزل شماره ۳۱۱۰: جان جان مایی، خوشتر از حلوایی

غزل شماره ۳۱۱۱: تو چنین نبودی تو چنین چرایی

غزل شماره ۳۱۱۲: تو خدای خویی تو صفات هویی

غزل شماره ۳۱۱۳: نه ز عاقلانم که ز من بگیری

غزل شماره ۳۱۱۴: عشق تو خواند مرا کز من چه می‌گذری

غزل شماره ۳۱۱۵: در لطف اگر بروی شاه همه چمنی

غزل شماره ۳۱۱۶: دلا گر مرا تو ببینی ندانی

غزل شماره ۳۱۱۷: پذیرفت این دل ز عشقت خرابی

غزل شماره ۳۱۱۸: نگارا، چرا قول دشمن شنیدی

غزل شماره ۳۱۱۹: نشانت کی جوید که تو بی‌نشانی

غزل شماره ۳۱۲۰: اگر چه لطیفی و زیبالقایی

غزل شماره ۳۱۲۱: هم ایثار کردی هم ایثار گفتی

غزل شماره ۳۱۲۲: الا میر خوبان هلا تا نرنجی

غزل شماره ۳۱۲۳: به حیلت تو خواهی که در را ببندی

غزل شماره ۳۱۲۴: چو عشقش برآرد سر از بی‌قراری

غزل شماره ۳۱۲۵: بتا گر مرا تو ببینی ندانی

غزل شماره ۳۱۲۶: گل سرخ دیدم شدم زعفرانی

غزل شماره ۳۱۲۷: عجب‌العجایب توی در کیایی

غزل شماره ۳۱۲۸: تو هر چند صدری شه مجلسی

غزل شماره ۳۱۲۹: رضیت بما قسم‌الله لی

غزل شماره ۳۱۳۰: تماشا مرو نک تماشا تویی

غزل شماره ۳۱۳۱: الا هات حمرا کالعندم

غزل شماره ۳۱۳۲: خواهیم یارا کامشب نخسپی

غزل شماره ۳۱۳۳: حدی نداری در خوش لقایی

غزل شماره ۳۱۳۴: تو جان مایی، ماه سمایی

غزل شماره ۳۱۳۵: با چرخ گردان تیره هوایی

غزل شماره ۳۱۳۶: خواهی ز جنون بویی ببری

غزل شماره ۳۱۳۷: سلطان منی سلطان منی

غزل شماره ۳۱۳۸: آن به که مرا تمکین نکنی

غزل شماره ۳۱۳۹: صنما خرگه توم که بسازی و برکنی

غزل شماره ۳۱۴۰: صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری

غزل شماره ۳۱۴۱: ای خجل از تو شکر و آزادی

غزل شماره ۳۱۴۲: حکم نو کن که شاه دورانی

غزل شماره ۳۱۴۳: مستی و عاشقانه می‌گویی

غزل شماره ۳۱۴۴: بحر ما را کنار بایستی

غزل شماره ۳۱۴۵: آوخ آوخ چو من وفاداری

غزل شماره ۳۱۴۶: ای دلزار محنت و بلا داری

غزل شماره ۳۱۴۷: ساقیا ساقیا روا داری

غزل شماره ۳۱۴۸: تا شدستی امیر چوگانی

غزل شماره ۳۱۴۹: مستم از باده‌های پنهانی

غزل شماره ۳۱۵۰: من مرید توام مراد تویی

غزل شماره ۳۱۵۱: چند اندر میان غوغایی

غزل شماره ۳۱۵۲: گر چه تو نیم شب رسیدستی

غزل شماره ۳۱۵۳: ز اول بامداد سر مستی

غزل شماره ۳۱۵۴: ز اول بامداد سرمستی

غزل شماره ۳۱۵۵: در غم یار یار بایستی

غزل شماره ۳۱۵۶: در غم یار، یار بایستی

غزل شماره ۳۱۵۷: آنکه چون ابر خواند کف ترا

غزل شماره ۳۱۵۸: رو، مسلم تراست بی‌کاری

غزل شماره ۳۱۵۹: زندگانی مجلس سامی

غزل شماره ۳۱۶۰: جان جانی و جان صد جانی

غزل شماره ۳۱۶۱: خامشی ناطقی مگر جانی

غزل شماره ۳۱۶۲: ای که مستک شدی و می‌گویی

غزل شماره ۳۱۶۳: عشق در کفر کرد اظهاری

غزل شماره ۳۱۶۴: مست و خوشی باده کجا خوردهٔ

غزل شماره ۳۱۶۵: جان و جهان! دوش کجا بودهٔ

غزل شماره ۳۱۶۶: ای دل سرمست، کجا می‌پری

غزل شماره ۳۱۶۷: از مه من مست دو صد مشتری

غزل شماره ۳۱۶۸: یا ملک المغرب والمشرق

غزل شماره ۳۱۶۹: گر نه شکار غم دلدارمی

غزل شماره ۳۱۷۰: ای که تو از عالم ما می‌روی

غزل شماره ۳۱۷۱: خشم مرو خواجه! پشیمان شوی

غزل شماره ۳۱۷۲: ای که ازین تنگ قفص می‌پری

غزل شماره ۳۱۷۳: باده ده، ای ساقی هر متقی

غزل شماره ۳۱۷۴: صد دل و صد جان بدمی دادمی

غزل شماره ۳۱۷۵: کار به پیری و جوانیستی

غزل شماره ۳۱۷۶: کردم با کان گهر آشتی

غزل شماره ۳۱۷۷: آدمیی، آدمیی، آدمی

غزل شماره ۳۱۷۸: در دل من پردهٔ نو می‌زنی

غزل شماره ۳۱۷۹: این طریق دارهم یا سندی و سیدی

غزل شماره ۳۱۸۰: اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی

غزل شماره ۳۱۸۱: ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی

غزل شماره ۳۱۸۲: بغداد همانست که دیدی و شنیدی

غزل شماره ۳۱۸۳: ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی

غزل شماره ۳۱۸۴: کسی کو را بود خلق خدایی

غزل شماره ۳۱۸۵: عزیزی و کریم و لطف داری

غزل شماره ۳۱۸۶: بگو ای تازه رو، کم کن ملولی

غزل شماره ۳۱۸۷: اتی‌النیروز مسرورالجنان

غزل شماره ۳۱۸۸: ادر کاسی و دعنی عن فنونی

غزل شماره ۳۱۸۹: یا ساقی اسقنی براح

غزل شماره ۳۱۹۰: سلب‌العشق فادی، حصل‌الیوم مرادی

غزل شماره ۳۱۹۱: کالی تیشی آینوسؤای افندی چلبی

غزل شماره ۳۱۹۲: لا یغرنک سد هوس عن رایی

غزل شماره ۳۱۹۳: غدرالعشق فزلت قدمی

غزل شماره ۳۱۹۴: وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری

غزل شماره ۳۱۹۵: درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی

غزل شماره ۳۱۹۶: بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی

غزل شماره ۳۱۹۷: سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی

غزل شماره ۳۱۹۸: گهی پرده‌سوزی، گهی پرده‌داری

غزل شماره ۳۱۹۹: الام طماعیة العاذل

غزل شماره ۳۲۰۰: هذا طبیبی، عند الدوآء

غزل شماره ۳۲۰۱: یا ساقی الحی اسمع سؤالی

غزل شماره ۳۲۰۲: هذا سیدی، هذا سندی

غزل شماره ۳۲۰۳: طیب‌الله عیشکم، لا اوحش‌الله من ابی

غزل شماره ۳۲۰۴: یا ملک المبعث والمحشر

غزل شماره ۳۲۰۵: روزن دل! آه چه خوش روزنی

غزل شماره ۳۲۰۶: اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی

غزل شماره ۳۲۰۷: قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری

غزل شماره ۳۲۰۸: الا فی‌الغشق تشریفی و عیدی

غزل شماره ۳۲۰۹: نسیت الیوم من عشقی صلاتی

غزل شماره ۳۲۱۰: اتاک الصوم فی حلل السعود

غزل شماره ۳۲۱۱: نسیم‌الصبح جد بابتشار

غزل شماره ۳۲۱۲: الا یا مالکا رق‌الزمان

غزل شماره ۳۲۱۳: املا قدح البقا ندیمی

غزل شماره ۳۲۱۴: یا مالک دمة الزمان

غزل شماره ۳۲۱۵: یا ساقیةالمدام هاتی

غزل شماره ۳۲۱۶: طارت حیلی و زال حیلی

غزل شماره ۳۲۱۷: قالت الکأس ارفعونی کم تحبسونی

غزل شماره ۳۲۱۸: ترکبن طبقا عن طبق مولائی

غزل شماره ۳۲۱۹: اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری

غزل شماره ۳۲۲۰: لا قی‌الفراش نارا کن هکذا حبیبی

غزل شماره ۳۲۲۱: الا حریم لیلی، علیکم سلامی

غزل شماره ۳۲۲۲: اخرج عن‌المکان، یا صارم‌الزمان

غزل شماره ۳۲۲۳: یا من یزید حسنک حقا تحیری

غزل شماره ۳۲۲۴: یا ویح نفسنا بفوات الفضائل

غزل شماره ۳۲۲۵: یا ملک‌المحشر، ترحم لا ترتشی

غزل شماره ۳۲۲۶: قلت له مصیحا یا ملک‌المشرق

غزل شماره ۳۲۲۷: یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی

غزل شماره ۳۲۲۸: ایا ملتقی العیش کم تبعدی

غزل شماره ۳۲۲۹: یا ولی نعمتی و سلطانی