ی
ی
ی
غزل شماره ۲۴۲۷: گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی
غزل شماره ۲۴۲۸: فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری
غزل شماره ۲۴۲۹: ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری
غزل شماره ۲۴۳۰: ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی میروی
غزل شماره ۲۴۳۱: این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبلهای
غزل شماره ۲۴۳۲: ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانهای
غزل شماره ۲۴۳۳: ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختی
غزل شماره ۲۴۳۴: از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی
غزل شماره ۲۴۳۵: من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری
غزل شماره ۲۴۳۶: ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی
غزل شماره ۲۴۳۷: ای یوسف خوش نام هی در ره میا بیهمرهی
غزل شماره ۲۴۳۸: دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زادهای
غزل شماره ۲۴۳۹: دامن کشانم میکشد در بتکده عیارهای
غزل شماره ۲۴۴۰: ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی
غزل شماره ۲۴۴۱: آخر مراعاتی بکن مر بیدلان را ساعتی
غزل شماره ۲۴۴۲: بانکی عجب از آسمان در میرسد هر ساعتی
غزل شماره ۲۴۴۳: ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتی
غزل شماره ۲۴۴۴: چون درشوی در باغ دل مانند گل خوش بو شوی
غزل شماره ۲۴۴۵: از بامدادان ساغری پر کرد خوش خمارهای
غزل شماره ۲۴۴۶: ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی
غزل شماره ۲۴۴۷: یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی
غزل شماره ۲۴۴۸: ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی
غزل شماره ۲۴۴۹: من پیش از این میخواستم گفتار خود را مشتری
غزل شماره ۲۴۵۰: در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری
غزل شماره ۲۴۵۱: دریوزهای دارم ز تو در اقتضای آشتی
غزل شماره ۲۴۵۲: ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی
غزل شماره ۲۴۵۳: بویی ز گردون میرسد با پرسش و دلداریی
غزل شماره ۲۴۵۴: عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی
غزل شماره ۲۴۵۵: برگذری درنگری جز دل خوبان نبری
غزل شماره ۲۴۵۶: هم نظری هم خبری هم قران را قمری
غزل شماره ۲۴۵۷: ای دل سرگشته شده در طلب یاوه روی
غزل شماره ۲۴۵۸: سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری
غزل شماره ۲۴۵۹: عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی
غزل شماره ۲۴۶۰: تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی
غزل شماره ۲۴۶۱: چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی
غزل شماره ۲۴۶۲: طوطی و طوطی بچهای قند به صد ناز خوری
غزل شماره ۲۴۶۳: آه چه دیوانه شدم در طلب سلسلهای
غزل شماره ۲۴۶۴: هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری
غزل شماره ۲۴۶۵: آمدهای که راز من بر همگان بیان کنی
غزل شماره ۲۴۶۶: ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیادهای
غزل شماره ۲۴۶۷: کعبه طواف میکند بر سر کوی یک بتی
غزل شماره ۲۴۶۸: نیست بجز دوام جان ز اهل دلان روایتی
غزل شماره ۲۴۶۹: آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی
غزل شماره ۲۴۷۰: جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی
غزل شماره ۲۴۷۱: سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی
غزل شماره ۲۴۷۲: چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی
غزل شماره ۲۴۷۳: آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویی
غزل شماره ۲۴۷۴: ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی
غزل شماره ۲۴۷۵: باز ترش شدی مگر یار دگر گزیدهای
غزل شماره ۲۴۷۶: هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی
غزل شماره ۲۴۷۷: سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی
غزل شماره ۲۴۷۸: باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری
غزل شماره ۲۴۷۹: پیش از آنک از عدم کرد وجودها سری
غزل شماره ۲۴۸۰: ای دل بیقرار من راست بگو چه گوهری
غزل شماره ۲۴۸۱: با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی
غزل شماره ۲۴۸۲: ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی
غزل شماره ۲۴۸۳: تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی
غزل شماره ۲۴۸۴: خواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستی
غزل شماره ۲۴۸۵: یاور من تویی بکن بهر خدای یاریی
غزل شماره ۲۴۸۶: ای زده مطرب غمت در دل ما ترانهای
غزل شماره ۲۴۸۷: هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی
غزل شماره ۲۴۸۸: ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی
غزل شماره ۲۴۸۹: گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری
غزل شماره ۲۴۹۰: ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری
غزل شماره ۲۴۹۱: جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری
غزل شماره ۲۴۹۲: هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی
غزل شماره ۲۴۹۳: رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی
غزل شماره ۲۴۹۴: زرگر آفتاب را بسته گاز میکنی
غزل شماره ۲۴۹۵: آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی
غزل شماره ۲۴۹۶: خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند میدهی
غزل شماره ۲۴۹۷: صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی
غزل شماره ۲۴۹۸: مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی
غزل شماره ۲۴۹۹: مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی
غزل شماره ۲۵۰۰: چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمیگردی
غزل شماره ۲۵۰۱: گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی
غزل شماره ۲۵۰۲: امیر دل همیگوید تو را گر تو دلی داری
غزل شماره ۲۵۰۳: چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی
غزل شماره ۲۵۰۴: اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بیخویشی
غزل شماره ۲۵۰۵: چو بی گه آمدی باری درآ مردانهای ساقی
غزل شماره ۲۵۰۶: مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی
غزل شماره ۲۵۰۷: بیامد عید ای ساقی عنایت را نمیدانی
غزل شماره ۲۵۰۸: مرا آن دلبر پنهان همیگوید به پنهانی
غزل شماره ۲۵۰۹: بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
غزل شماره ۲۵۱۰: مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی
غزل شماره ۲۵۱۱: به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی
غزل شماره ۲۵۱۲: رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی
غزل شماره ۲۵۱۳: بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی
غزل شماره ۲۵۱۴: درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی
غزل شماره ۲۵۱۵: یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
غزل شماره ۲۵۱۶: اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی
غزل شماره ۲۵۱۷: ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی
غزل شماره ۲۵۱۸: اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی
غزل شماره ۲۵۱۹: غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی
غزل شماره ۲۵۲۰: گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی
غزل شماره ۲۵۲۱: اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی
غزل شماره ۲۵۲۲: دل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردی
غزل شماره ۲۵۲۳: دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
غزل شماره ۲۵۲۴: اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی
غزل شماره ۲۵۲۵: اگر گلهای رخسارش از آن گلشن بخندیدی
غزل شماره ۲۵۲۶: نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری
غزل شماره ۲۵۲۷: بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
غزل شماره ۲۵۲۸: مروت نیست در سرها که اندازند دستاری
غزل شماره ۲۵۲۹: ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری
غزل شماره ۲۵۳۰: دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری
غزل شماره ۲۵۳۱: چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری
غزل شماره ۲۵۳۲: کی افسون خواند در گوشت که ابرو پرگره داری
غزل شماره ۲۵۳۳: برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری
غزل شماره ۲۵۳۴: مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری
غزل شماره ۲۵۳۵: هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری
غزل شماره ۲۵۳۶: مثال باز رنجورم زمین بر من ز بیماری
غزل شماره ۲۵۳۷: مگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری
غزل شماره ۲۵۳۸: حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری
غزل شماره ۲۵۳۹: یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی
غزل شماره ۲۵۴۰: چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی
غزل شماره ۲۵۴۱: الا ای جان جان جان چو میبینی چه میپرسی
غزل شماره ۲۵۴۲: بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی
غزل شماره ۲۵۴۳: بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی
غزل شماره ۲۵۴۴: شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی
غزل شماره ۲۵۴۵: مگر مستی نمیدانی که چون زنجیر جنبانی
غزل شماره ۲۵۴۶: سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی
غزل شماره ۲۵۴۷: شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی
غزل شماره ۲۵۴۸: تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی
غزل شماره ۲۵۴۹: چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی
غزل شماره ۲۵۵۰: یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی
غزل شماره ۲۵۵۱: دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی
غزل شماره ۲۵۵۲: کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی
غزل شماره ۲۵۵۳: کجا شد عهد و پیمانی که میکردی نمیگویی
غزل شماره ۲۵۵۴: اگر بیمن خوشی یارا به صد دامم چه میبندی
غزل شماره ۲۵۵۵: چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری
غزل شماره ۲۵۵۶: زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی
غزل شماره ۲۵۵۷: هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی
غزل شماره ۲۵۵۸: الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی
غزل شماره ۲۵۵۹: الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی
غزل شماره ۲۵۶۰: الا ای جان قدس آخر به سوی من نمیآیی
غزل شماره ۲۵۶۱: مسلمانان مسلمانان مرا جانی است سودایی
غزل شماره ۲۵۶۲: یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی
غزل شماره ۲۵۶۳: من پای همیکوبم ای جان و جهان دستی
غزل شماره ۲۵۶۴: گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی
غزل شماره ۲۵۶۵: ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی
غزل شماره ۲۵۶۶: آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی
غزل شماره ۲۵۶۷: افتاد دل و جانم در فتنه طراری
غزل شماره ۲۵۶۸: یک حمله و یک حمله کمد شب و تاریکی
غزل شماره ۲۵۶۹: آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی
غزل شماره ۲۵۷۰: پنهان به میان ما میگردد سلطانی
غزل شماره ۲۵۷۱: ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی
غزل شماره ۲۵۷۲: جانا به غریبستان چندین به چه میمانی
غزل شماره ۲۵۷۳: در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی
غزل شماره ۲۵۷۴: از آتش ناپیدا دارم دل بریانی
غزل شماره ۲۵۷۵: هر لحظه یکی صورت میبینی و زادن نی
غزل شماره ۲۵۷۶: ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی
غزل شماره ۲۵۷۷: همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی
غزل شماره ۲۵۷۸: ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی
غزل شماره ۲۵۷۹: با هر کی تو درسازی میدانک نیاسایی
غزل شماره ۲۵۸۰: ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی
غزل شماره ۲۵۸۱: ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی
غزل شماره ۲۵۸۲: خواهم که روم زین جا پایم بگرفتستی
غزل شماره ۲۵۸۳: آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی
غزل شماره ۲۵۸۴: ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی
غزل شماره ۲۵۸۵: گر نرگس خون خوارش دربند امانستی
غزل شماره ۲۵۸۶: گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی
غزل شماره ۲۵۸۷: ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
غزل شماره ۲۵۸۸: ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
غزل شماره ۲۵۸۹: نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی
غزل شماره ۲۵۹۰: ای پرده در پرده بنگر که چهها کردی
غزل شماره ۲۵۹۱: ای پرده در پرده بنگر که چهها کردی
غزل شماره ۲۵۹۲: ای صورت روحانی امروز چه آوردی
غزل شماره ۲۵۹۳: گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری
غزل شماره ۲۵۹۴: از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری
غزل شماره ۲۵۹۵: امشب پریان را من تا روز به دلداری
غزل شماره ۲۵۹۶: نظاره چه میآیی در حلقه بیداری
غزل شماره ۲۵۹۷: گر روی بگردانی تو پشت قوی داری
غزل شماره ۲۵۹۸: ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
غزل شماره ۲۵۹۹: ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
غزل شماره ۲۶۰۰: گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری
غزل شماره ۲۶۰۱: ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری
غزل شماره ۲۶۰۲: ای دشمن عقل من وی داروی بیهوشی
غزل شماره ۲۶۰۳: ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی
غزل شماره ۲۶۰۴: آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی
غزل شماره ۲۶۰۵: ای باغ همیدانی کز باد کی رقصانی
غزل شماره ۲۶۰۶: مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی
غزل شماره ۲۶۰۷: آن ماه همیتابد بر چرخ و زمین یا نی
غزل شماره ۲۶۰۸: افند کلیمیرا از زحمت ما چونی
غزل شماره ۲۶۰۹: در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی
غزل شماره ۲۶۱۰: چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی
غزل شماره ۲۶۱۱: جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی
غزل شماره ۲۶۱۲: در کوی کی میگردی ای خواجه چه میخواهی
غزل شماره ۲۶۱۳: ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی
غزل شماره ۲۶۱۴: ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی
غزل شماره ۲۶۱۵: هم پهلوی خم سر نهای خواجه هرجایی
غزل شماره ۲۶۱۶: من نیت آن کردم تا باشم سودایی
غزل شماره ۲۶۱۷: عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی
غزل شماره ۲۶۱۸: جانا نظری فرما چون جان نظرهایی
غزل شماره ۲۶۱۹: گل گفت مرا نرمی از خار چه میجویی
غزل شماره ۲۶۲۰: ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی
غزل شماره ۲۶۲۱: از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی
غزل شماره ۲۶۲۲: ای خواجه تو چه مرغی نامت چه چرا شایی
غزل شماره ۲۶۲۳: ما گوش شماییم شما تن زده تا کی
غزل شماره ۲۶۲۴: برخیز که جان است و جهان است و جوانی
غزل شماره ۲۶۲۵: گر علم خرابات تو را همنفسستی
غزل شماره ۲۶۲۶: ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
غزل شماره ۲۶۲۷: عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری
غزل شماره ۲۶۲۸: هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
غزل شماره ۲۶۲۹: ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
غزل شماره ۲۶۳۰: یا ساقی شرف بشراباتک زندی
غزل شماره ۲۶۳۱: تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی
غزل شماره ۲۶۳۲: ای جان گذرکرده از این گنبد ناری
غزل شماره ۲۶۳۳: در خانه خود یافتم از شاه نشانی
غزل شماره ۲۶۳۴: امروز در این شهر نفیر است و فغانی
غزل شماره ۲۶۳۵: امروز سماع است و مدام است و سقایی
غزل شماره ۲۶۳۶: ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی
غزل شماره ۲۶۳۷: امروز سماع است و شراب است و صراحی
غزل شماره ۲۶۳۸: ای آنک به دلها ز حسد خار خلیدی
غزل شماره ۲۶۳۹: برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری
غزل شماره ۲۶۴۰: مگریز ز آتش که چنین خام بمانی
غزل شماره ۲۶۴۱: گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی
غزل شماره ۲۶۴۲: زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی
غزل شماره ۲۶۴۳: ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی
غزل شماره ۲۶۴۴: یک روز مرا بر لب خود میر نکردی
غزل شماره ۲۶۴۵: بخوردم از کف دلبر شرابی
غزل شماره ۲۶۴۶: چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی
غزل شماره ۲۶۴۷: دلا چون واقف اسرار گشتی
غزل شماره ۲۶۴۸: دریغا کز میان ای یار رفتی
غزل شماره ۲۶۴۹: منم فانی و غرقه در ثبوتی
غزل شماره ۲۶۵۰: تو آن ماهی که در گردون نگنجی
غزل شماره ۲۶۵۱: کریما تو گلی یا جمله قندی
غزل شماره ۲۶۵۲: نگارا تو در اندیشه درازی
غزل شماره ۲۶۵۳: گر این سلطان ما را بنده باشی
غزل شماره ۲۶۵۴: ببین این فتح ز استفتاح تا کی
غزل شماره ۲۶۵۵: تو نقشی نقش بندان را چه دانی
غزل شماره ۲۶۵۶: نه آتشهای ما را ترجمانی
غزل شماره ۲۶۵۷: دلا تا نازکی و نازنینی
غزل شماره ۲۶۵۸: اگر درد مرا درمان فرستی
غزل شماره ۲۶۵۹: کسی کو را بود در طبع سستی
غزل شماره ۲۶۶۰: چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی
غزل شماره ۲۶۶۱: کجا شد عهد و پیمانی که کردی
غزل شماره ۲۶۶۲: دلا رو رو همان خون شو که بودی
غزل شماره ۲۶۶۳: مرا چون ناف بر مستی بریدی
غزل شماره ۲۶۶۴: از این تنگین قفص جانا پریدی
غزل شماره ۲۶۶۵: صلا ای صوفیان کامروز باری
غزل شماره ۲۶۶۶: به تن این جا به باطن در چه کاری
غزل شماره ۲۶۶۷: مبارک باد بر ما این عروسی
غزل شماره ۲۶۶۸: خبر واده کز این دنیای فانی
غزل شماره ۲۶۶۹: برفتیم ای عقیق لامکانی
غزل شماره ۲۶۷۰: خوشی آخر بگو ای یار چونی
غزل شماره ۲۶۷۱: بر من نیستی یارا کجایی
غزل شماره ۲۶۷۲: دلا در روزه مهمان خدایی
غزل شماره ۲۶۷۳: سؤالی دارم ای خواجه خدایی
غزل شماره ۲۶۷۴: هلا ای آب حیوان از نوایی
غزل شماره ۲۶۷۵: بیاموز از پیمبر کیمیایی
غزل شماره ۲۶۷۶: سبک بنواز ای مطرب ربایی
غزل شماره ۲۶۷۷: سلام علیک ای مقصود هستی
غزل شماره ۲۶۷۸: اگر خورشید جاویدان نگشتی
غزل شماره ۲۶۷۹: ز ما برگشتی و با گل فتادی
غزل شماره ۲۶۸۰: چنین باشد چنین گوید منادی
غزل شماره ۲۶۸۱: کجا شد عهد و پیمان را چه کردی
غزل شماره ۲۶۸۲: به بخت و طالع ما ای افندی
غزل شماره ۲۶۸۳: نگارا تو گلی یا جمله قندی
غزل شماره ۲۶۸۴: شنودم من که چاکر را ستودی
غزل شماره ۲۶۸۵: دگرباره شه ساقی رسیدی
غزل شماره ۲۶۸۶: اگر یار مرا از من برآری
غزل شماره ۲۶۸۷: صلا ای صوفیان کامروز باری
غزل شماره ۲۶۸۸: صلا ای صوفیان کامروز باری
غزل شماره ۲۶۸۹: منم غرقه درون جوی باری
غزل شماره ۲۶۹۰: چو عشق آمد که جان با من سپاری
غزل شماره ۲۶۹۱: نگفتم دوش ای زین بخاری
غزل شماره ۲۶۹۲: به جان تو پس گردن نخاری
غزل شماره ۲۶۹۳: به تن با ما به دل در مرغزاری
غزل شماره ۲۶۹۴: مرا بگرفت روحانی نگاری
غزل شماره ۲۶۹۵: متاز ای دل سوی دریای ناری
غزل شماره ۲۶۹۶: مرا در خنده میآرد بهاری
غزل شماره ۲۶۹۷: بدید این دل درون دل بهاری
غزل شماره ۲۶۹۸: خداوندا زکات شهریاری
غزل شماره ۲۶۹۹: ندارد مجلس ما بیتو نوری
غزل شماره ۲۷۰۰: ز هر چیزی ملول است آن فضولی
غزل شماره ۲۷۰۱: مرا هر لحظه قربان است جانی
غزل شماره ۲۷۰۲: مگیر ای ساقی از مستان کرانی
غزل شماره ۲۷۰۳: ز مهجوران نمیجویی نشانی
غزل شماره ۲۷۰۴: برون کن سر که جان سرخوشانی
غزل شماره ۲۷۰۵: مرا هر لحظه منزل آسمانی
غزل شماره ۲۷۰۶: چه دلشادم به دلدار خدایی
غزل شماره ۲۷۰۷: کجایید ای شهیدان خدایی
غزل شماره ۲۷۰۸: تو هر روزی از آن پشته برآیی
غزل شماره ۲۷۰۹: دلاراما چنین زیبا چرایی
غزل شماره ۲۷۱۰: بیا ای غم که تو بس باوفایی
غزل شماره ۲۷۱۱: بیا ای یار کامروز آن مایی
غزل شماره ۲۷۱۲: بیا جانا که امروز آن مایی
غزل شماره ۲۷۱۳: چنان گشتم ز مستی و خرابی
غزل شماره ۲۷۱۴: چو اسم شمس دین اسما تو دیدی
غزل شماره ۲۷۱۵: مرا اندر جگر بنشست خاری
غزل شماره ۲۷۱۶: بگفتم با دلم آخر قراری
غزل شماره ۲۷۱۷: تو جانا بیوصالش در چه کاری
غزل شماره ۲۷۱۸: بیا ای آنک سلطان جمالی
غزل شماره ۲۷۱۹: مگر تو یوسفان را دلستانی
غزل شماره ۲۷۲۰: تو تا بنشستهای بر دار فانی
غزل شماره ۲۷۲۱: نه آتشهای ما را ترجمانی
غزل شماره ۲۷۲۲: به کوی دل فرورفتم زمانی
غزل شماره ۲۷۲۳: دیدی که چه کرد یار ما دیدی
غزل شماره ۲۷۲۴: روز ار دو هزار بار میآیی
غزل شماره ۲۷۲۵: مندیش از آن بت مسیحایی
غزل شماره ۲۷۲۶: ای دیده ز نم زبون نگشتی
غزل شماره ۲۷۲۷: گر وسوسه ره دهی به گوشی
غزل شماره ۲۷۲۸: باغ است و بهار و سرو عالی
غزل شماره ۲۷۲۹: با این همه مهر و مهربانی
غزل شماره ۲۷۳۰: آورد خبر شکرستایی
غزل شماره ۲۷۳۱: بشنیده بدم که جان جانی
غزل شماره ۲۷۳۲: ای ساقی باده معانی
غزل شماره ۲۷۳۳: ای وصل تو آب زندگانی
غزل شماره ۲۷۳۴: ای بیتو حرام زندگانی
غزل شماره ۲۷۳۵: برجه که بهار زد صلایی
غزل شماره ۲۷۳۶: چون سوی برادری بپویی
غزل شماره ۲۷۳۷: مجلس چو چراغ و تو چو آبی
غزل شماره ۲۷۳۸: من پار بخوردهام شرابی
غزل شماره ۲۷۳۹: ای یار یگانه چند خسبی
غزل شماره ۲۷۴۰: بازم صنما چه میفریبی
غزل شماره ۲۷۴۱: ای آنک تو خواب ما ببستی
غزل شماره ۲۷۴۲: ای آنک تو خواب ما ببستی
غزل شماره ۲۷۴۳: رو رو که از این جهان گذشتی
غزل شماره ۲۷۴۴: روز طرب است و سال شادی
غزل شماره ۲۷۴۵: آخر گل و خار را بدیدی
غزل شماره ۲۷۴۶: آن را که به لطف سر بخاری
غزل شماره ۲۷۴۷: خضری به میان سینه داری
غزل شماره ۲۷۴۸: میآید سنجق بهاری
غزل شماره ۲۷۴۹: ای چشم و چراغ شهریاری
غزل شماره ۲۷۵۰: ای جان و جهان چه میگریزی
غزل شماره ۲۷۵۱: از قصه حال ما نپرسی
غزل شماره ۲۷۵۲: ای دلبر بیدلان صوفی
غزل شماره ۲۷۵۳: ای آنک تو شاه مطربانی
غزل شماره ۲۷۵۴: روزی که مرا ز من ستانی
غزل شماره ۲۷۵۵: چون عشق کند شکرفشانی
غزل شماره ۲۷۵۶: ای وصل تو اصل شادمانی
غزل شماره ۲۷۵۷: کژزخمه مباش تا توانی
غزل شماره ۲۷۵۸: مست می عشق را حیا نی
غزل شماره ۲۷۵۹: گویم سخن لب تو یا نی
غزل شماره ۲۷۶۰: با دل گفتم چرا چنینی
غزل شماره ۲۷۶۱: در خون دلم رسید فتوی
غزل شماره ۲۷۶۲: در عشق هر آنک شد فدایی
غزل شماره ۲۷۶۳: عشق است دلاور و فدایی
غزل شماره ۲۷۶۴: ماها چو به چرخ دل برآیی
غزل شماره ۲۷۶۵: آن شمع چو شد طرب فزایی
غزل شماره ۲۷۶۶: ای بیتو محال جان فزایی
غزل شماره ۲۷۶۷: گر یار لطیف و باوفایی
غزل شماره ۲۷۶۸: ساقی انصاف خوش لقایی
غزل شماره ۲۷۶۹: برخیز و بزن یکی نوایی
غزل شماره ۲۷۷۰: رخها بنگر تو زعفرانی
غزل شماره ۲۷۷۱: ای قلب و درست را روایی
غزل شماره ۲۷۷۲: ای آنک تو خواب ما ببستی
غزل شماره ۲۷۷۳: با یار بساز تا توانی
غزل شماره ۲۷۷۴: در فنای محض افشانند مردان آستی
غزل شماره ۲۷۷۵: مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی
غزل شماره ۲۷۷۶: ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی
غزل شماره ۲۷۷۷: شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی
غزل شماره ۲۷۷۸: ای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویی
غزل شماره ۲۷۷۹: بانگ میزن ای منادی بر سر هر رستهای
غزل شماره ۲۷۸۰: در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
غزل شماره ۲۷۸۱: ساقیا بر خاک ما چون جرعهها میریختی
غزل شماره ۲۷۸۲: گر شراب عشق کار جان حیوانیستی
غزل شماره ۲۷۸۳: ای نرفته از دل من اندرآ شاد آمدی
غزل شماره ۲۷۸۴: در جهان گر بازجویی نیست بیسودا سری
غزل شماره ۲۷۸۵: گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمی
غزل شماره ۲۷۸۶: آتشینا آب حیوان از کجا آوردهای
غزل شماره ۲۷۸۷: ای مهی کاندر نکویی از صفت افزودهای
غزل شماره ۲۷۸۸: آه از آن رخسار برق انداز خوش عیارهای
غزل شماره ۲۷۸۹: پیش شمع نور جان دل هست چون پروانهای
غزل شماره ۲۷۹۰: بار دیگر ملتی برساختی برساختی
غزل شماره ۲۷۹۱: هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی
غزل شماره ۲۷۹۲: سر نهاده بر قدمهای بت چین نیستی
غزل شماره ۲۷۹۳: این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی
غزل شماره ۲۷۹۴: ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی
غزل شماره ۲۷۹۵: ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی
غزل شماره ۲۷۹۶: ای که جانها خاک پایت صورت اندیش آمدی
غزل شماره ۲۷۹۷: تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری
غزل شماره ۲۷۹۸: در دو چشم من نشین ای آن که از من منتری
غزل شماره ۲۷۹۹: بی گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری
غزل شماره ۲۸۰۰: در میان جان نشین کامروز جان دیگری
غزل شماره ۲۸۰۱: عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی
غزل شماره ۲۸۰۲: آخر ای دلبر تو ما را مینجویی اندکی
غزل شماره ۲۸۰۳: ساقیا شد عقلها هم خانه دیوانگی
غزل شماره ۲۸۰۴: چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی
غزل شماره ۲۸۰۵: ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظارهای
غزل شماره ۲۸۰۶: آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایهای
غزل شماره ۲۸۰۷: گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی
غزل شماره ۲۸۰۸: گر چه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی
غزل شماره ۲۸۰۹: ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی
غزل شماره ۲۸۱۰: ای بداده دیدههای خلق را حیرانیی
غزل شماره ۲۸۱۱: از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
غزل شماره ۲۸۱۲: ای دهان آلوده جانی از کجا می خوردهای
غزل شماره ۲۸۱۳: اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی
غزل شماره ۲۸۱۴: خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری
غزل شماره ۲۸۱۵: بمشو همره مرغان که چنین بیپر و بالی
غزل شماره ۲۸۱۶: که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی
غزل شماره ۲۸۱۷: مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی
غزل شماره ۲۸۱۸: صنما چونک فریبی همه عیار فریبی
غزل شماره ۲۸۱۹: اگر او ماه منستی شب من روز شدستی
غزل شماره ۲۸۲۰: چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی
غزل شماره ۲۸۲۱: تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری
غزل شماره ۲۸۲۲: تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری
غزل شماره ۲۸۲۳: ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی
غزل شماره ۲۸۲۴: مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی
غزل شماره ۲۸۲۵: مثل ذره روزن همگان گشته هوایی
غزل شماره ۲۸۲۶: همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی
غزل شماره ۲۸۲۷: بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی
غزل شماره ۲۸۲۸: خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری
غزل شماره ۲۸۲۹: تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری
غزل شماره ۲۸۳۰: هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی
غزل شماره ۲۸۳۱: چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی
غزل شماره ۲۸۳۲: صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی
غزل شماره ۲۸۳۳: سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری
غزل شماره ۲۸۳۴: به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامی
غزل شماره ۲۸۳۵: ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی
غزل شماره ۲۸۳۶: به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی
غزل شماره ۲۸۳۷: هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی
غزل شماره ۲۸۳۸: صفت خدای داری چو به سینهای درآیی
غزل شماره ۲۸۳۹: بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی
غزل شماره ۲۸۴۰: منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی
غزل شماره ۲۸۴۱: به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبی
غزل شماره ۲۸۴۲: بت من ز در درآمد به مبارکی و شادی
غزل شماره ۲۸۴۳: هله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدی
غزل شماره ۲۸۴۴: تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی
غزل شماره ۲۸۴۵: بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی
غزل شماره ۲۸۴۶: چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی
غزل شماره ۲۸۴۷: دل بیقرار را گو که چو مستقر نداری
غزل شماره ۲۸۴۸: سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری
غزل شماره ۲۸۴۹: ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری
غزل شماره ۲۸۵۰: ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشی
غزل شماره ۲۸۵۱: شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی
غزل شماره ۲۸۵۲: چو یقین شدهست دل را که تو جان جان جانی
غزل شماره ۲۸۵۳: تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی
غزل شماره ۲۸۵۴: برسید لک لک جان که بهار شد کجایی
غزل شماره ۲۸۵۵: هله ای دلی که خفته تو به زیر ظل مایی
غزل شماره ۲۸۵۶: صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
غزل شماره ۲۸۵۷: چه جمال جان فزایی که میان جان مایی
غزل شماره ۲۸۵۸: صنما تو همچو آتش قدح مدام داری
غزل شماره ۲۸۵۹: برو ای عشق که تا شحنه خوبان شدهای
غزل شماره ۲۸۶۰: هست در حلقه ما حلقه ربایی عجبی
غزل شماره ۲۸۶۱: چند روز است که شطرنج عجب میبازی
غزل شماره ۲۸۶۲: هله هشدار که با بیخبران نستیزی
غزل شماره ۲۸۶۳: وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی
غزل شماره ۲۸۶۴: به شکرخنده اگر میببرد دل ز کسی
غزل شماره ۲۸۶۵: در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی
غزل شماره ۲۸۶۶: گر گریزی به ملولی ز من سودایی
غزل شماره ۲۸۶۷: نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
غزل شماره ۲۸۶۸: در دلت چیست عجب که چو شکر میخندی
غزل شماره ۲۸۶۹: هست اندر غم تو دلشده دانشمندی
غزل شماره ۲۸۷۰: ای دریغا در این خانه دمی بگشودی
غزل شماره ۲۸۷۱: به دغل کی بگزیند دل یارم یاری
غزل شماره ۲۸۷۲: مرغ اندیشه که اندر همه دلها بپری
غزل شماره ۲۸۷۳: رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
غزل شماره ۲۸۷۴: سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری
غزل شماره ۲۸۷۵: نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری
غزل شماره ۲۸۷۶: شکنی شیشه مردم گرو از من گیری
غزل شماره ۲۸۷۷: بر یکی بوسه حقستت که چنان میلرزی
غزل شماره ۲۸۷۸: هله تا ظن نبری کز کف من بگریزی
غزل شماره ۲۸۷۹: ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی
غزل شماره ۲۸۸۰: به حق و حرمت آنک همگان را جانی
غزل شماره ۲۸۸۱: گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی
غزل شماره ۲۸۸۲: تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی
غزل شماره ۲۸۸۳: چه حریصی که مرا بیخور و بیخواب کنی
غزل شماره ۲۸۸۴: به شکرخنده بتا نرخ شکر میشکنی
غزل شماره ۲۸۸۵: هله آن به که خوری این می و از دست روی
غزل شماره ۲۸۸۶: اگر امشب بر من باشی و خانه نروی
غزل شماره ۲۸۸۷: بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی
غزل شماره ۲۸۸۸: به شکرخنده اگر میببرد جان ز کسی
غزل شماره ۲۸۸۹: ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی
غزل شماره ۲۸۹۰: سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
غزل شماره ۲۸۹۱: هر کی از نیستی آید به سوی او خبری
غزل شماره ۲۸۹۲: ای شه جاودانی وی مه آسمانی
غزل شماره ۲۸۹۳: قدر غم گر چشم سر بگریستی
غزل شماره ۲۸۹۴: با چنین رفتن به منزل کی رسی
غزل شماره ۲۸۹۵: چارهای کو بهتر از دیوانگی
غزل شماره ۲۸۹۶: قره العین منی ای جان بلی
غزل شماره ۲۸۹۷: بوی باغ و گلستان آید همی
غزل شماره ۲۸۹۸: هر دم ای دل سوی جانان میروی
غزل شماره ۲۸۹۹: بار دیگر عزم رفتن کردهای
غزل شماره ۲۹۰۰: بوی مشکی در جهان افکندهای
غزل شماره ۲۹۰۱: فارغم گر گشت دل آوارهای
غزل شماره ۲۹۰۲: ای درآورده جهانی را ز پای
غزل شماره ۲۹۰۳: باوفا یارا جفا آموختی
غزل شماره ۲۹۰۴: عاقبت از عاشقان بگریختی
غزل شماره ۲۹۰۵: اندرآ در خانه یارا ساعتی
غزل شماره ۲۹۰۶: گوید آن دلبر که چون همدل شدی
غزل شماره ۲۹۰۷: آفتابا سوی مه رویان شدی
غزل شماره ۲۹۰۸: باوفاتر گشت یارم اندکی
غزل شماره ۲۹۰۹: هست امروز آنچ میباید بلی
غزل شماره ۲۹۱۰: باز گردد عاقبت این در بلی
غزل شماره ۲۹۱۱: طبع چیزی نو به نو خواهد همی
غزل شماره ۲۹۱۲: با من ای عشق امتحانها میکنی
غزل شماره ۲۹۱۳: باز چون گل سوی گلشن میروی
غزل شماره ۲۹۱۴: ناگهان اندردویدم پیش وی
غزل شماره ۲۹۱۵: خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
غزل شماره ۲۹۱۶: مرحبا ای پرده تو آن پردهای
غزل شماره ۲۹۱۷: هیچ خمری بیخماری دیدهای
غزل شماره ۲۹۱۸: میزنم حلقه در هر خانهای
غزل شماره ۲۹۱۹: گر سران را بیسری درواستی
غزل شماره ۲۹۲۰: ای بهار سبز و تر شاد آمدی
غزل شماره ۲۹۲۱: ساقی این جا هست ای مولا بلی
غزل شماره ۲۹۲۲: هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
غزل شماره ۲۹۲۳: باد بین اندر سرم از بادهای
غزل شماره ۲۹۲۴: آه از عشق جمال حوریی
غزل شماره ۲۹۲۵: ای دلی کز گلشکر پروردهای
غزل شماره ۲۹۲۶: گر در آب و گر در آتش میروی
غزل شماره ۲۹۲۷: ز کجا آمدهای میدانی
غزل شماره ۲۹۲۸: آنچ در سینه نهان میداری
غزل شماره ۲۹۲۹: ای خیالی که به دل میگذری
غزل شماره ۲۹۳۰: تو چرا جمله نبات و شکری
غزل شماره ۲۹۳۱: از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی
غزل شماره ۲۹۳۲: چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
غزل شماره ۲۹۳۳: ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی
غزل شماره ۲۹۳۴: گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی
غزل شماره ۲۹۳۵: گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی
غزل شماره ۲۹۳۶: ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
غزل شماره ۲۹۳۷: از بهر مرغ خانه چون خانهای بسازی
غزل شماره ۲۹۳۸: آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی
غزل شماره ۲۹۳۹: ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسی
غزل شماره ۲۹۴۰: چون زخمه رجا را بر تار میکشانی
غزل شماره ۲۹۴۱: ای گوهر خدایی آیینه معانی
غزل شماره ۲۹۴۲: اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی
غزل شماره ۲۹۴۳: گرمی مجوی الا از سوزش درونی
غزل شماره ۲۹۴۴: ای مبدعی که سگ را بر شیر میفزایی
غزل شماره ۲۹۴۵: ای حیلههات شیرین تا کی مرا فریبی
غزل شماره ۲۹۴۶: دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی
غزل شماره ۲۹۴۷: یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی
غزل شماره ۲۹۴۸: ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی
غزل شماره ۲۹۴۹: در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی
غزل شماره ۲۹۵۰: ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی
غزل شماره ۲۹۵۱: زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری
غزل شماره ۲۹۵۲: گر از شراب دوشین در سر خمار داری
غزل شماره ۲۹۵۳: بازآمدی که ما را درهم زنی به شوری
غزل شماره ۲۹۵۴: گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری
غزل شماره ۲۹۵۵: چون روی آتشین را یک دم تو مینپوشی
غزل شماره ۲۹۵۶: دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی
غزل شماره ۲۹۵۷: اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی
غزل شماره ۲۹۵۸: مطرب چو زخمهها را بر تار میکشانی
غزل شماره ۲۹۵۹: ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی
غزل شماره ۲۹۶۰: رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی
غزل شماره ۲۹۶۱: در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
غزل شماره ۲۹۶۲: با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی
غزل شماره ۲۹۶۳: میزن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی
غزل شماره ۲۹۶۴: دی دامنش گرفتم کای گوهر عطایی
غزل شماره ۲۹۶۵: ای برده اختیارم تو اختیار مایی
غزل شماره ۲۹۶۶: هر چند بیگه آیی بیگاه خیز مایی
غزل شماره ۲۹۶۷: آمد ز نای دولت بار دگر نوایی
غزل شماره ۲۹۶۸: ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی
غزل شماره ۲۹۶۹: بوی کباب داری تو نیز دل کبابی
غزل شماره ۲۹۷۰: با صد هزار دستان آمد خیال یاری
غزل شماره ۲۹۷۱: اندر قمارخانه چون آمدی به بازی
غزل شماره ۲۹۷۲: ای آن که مر مرا تو به از جان و دیدهای
غزل شماره ۲۹۷۳: ای از جمال حسن تو عالم نشانهای
غزل شماره ۲۹۷۴: آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی
غزل شماره ۲۹۷۵: هر روز بامداد به آیین دلبری
غزل شماره ۲۹۷۶: شد جادوی حرام و حق از جادوی بری
غزل شماره ۲۹۷۷: هر روز بامداد درآید یکی پری
غزل شماره ۲۹۷۸: ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری
غزل شماره ۲۹۷۹: هر روز بامداد طلبکار ما تویی
غزل شماره ۲۹۸۰: آن لحظه کفتاب و چراغ جهان شوی
غزل شماره ۲۹۸۱: ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهی
غزل شماره ۲۹۸۲: ای ساقیی که آن می احمر گرفتهای
غزل شماره ۲۹۸۳: ای ساقیی که آن می احمر گرفتهای
غزل شماره ۲۹۸۴: ای مرغ گیر دام نهانی نهادهای
غزل شماره ۲۹۸۵: مه طلعتی و شهره قبایی بدیدهای
غزل شماره ۲۹۸۶: ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای
غزل شماره ۲۹۸۷: ای جان و ای دو دیده بینا چگونهای
غزل شماره ۲۹۸۸: هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتی
غزل شماره ۲۹۸۹: رویش ندیده پس مکنیدم ملامتی
غزل شماره ۲۹۹۰: جان خاک آن مهی که خداش است مشتری
غزل شماره ۲۹۹۱: ای عشق پرده در که تو در زیر چادری
غزل شماره ۲۹۹۲: ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری
غزل شماره ۲۹۹۳: شاها بکش قطار که شهوار میکشی
غزل شماره ۲۹۹۴: ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی
غزل شماره ۲۹۹۵: اندر میان جمع چه جان است آن یکی
غزل شماره ۲۹۹۶: گر من ز دست بازی هر غم پژولمی
غزل شماره ۲۹۹۷: ای آسمان که بر سر ما چرخ میزنی
غزل شماره ۲۹۹۸: سوگند خوردهای که از این پس جفا کنی
غزل شماره ۲۹۹۹: تا چند از فراق مرا کار بشکنی
غزل شماره ۳۰۰۰: ساقی بیار باده سغراق ده منی
غزل شماره ۳۰۰۱: ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی
غزل شماره ۳۰۰۲: شوری فتاد در فلک ای مه چه شستهای
غزل شماره ۳۰۰۳: ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی
غزل شماره ۳۰۰۴: بزم و شراب لعل و خرابات و کافری
غزل شماره ۳۰۰۵: آن دل که گم شدهست هم از جان خویش جوی
غزل شماره ۳۰۰۶: سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
غزل شماره ۳۰۰۷: دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبی
غزل شماره ۳۰۰۸: خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی
غزل شماره ۳۰۰۹: آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی
غزل شماره ۳۰۱۰: روی من از روی تو دارد صد روشنی
غزل شماره ۳۰۱۱: هر نفسی از درون دلبر روحانیی
غزل شماره ۳۰۱۲: ای دل چون آهنت بوده چو آیینهای
غزل شماره ۳۰۱۳: یار در آخرزمان کرد طرب سازیی
غزل شماره ۳۰۱۴: رو که به مهمان تو مینروم ای اخی
غزل شماره ۳۰۱۵: جان و جهان میروی جان و جهان میبری
غزل شماره ۳۰۱۶: بازرهان خلق را از سر و از سرکشی
غزل شماره ۳۰۱۷: لاله ستانست از عکس تو هر شورهای
غزل شماره ۳۰۱۸: ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتری
غزل شماره ۳۰۱۹: ای که تو عشاق را همچو شکر میکشی
غزل شماره ۳۰۲۰: پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
غزل شماره ۳۰۲۱: شیردلا صد هزار شیردلی کردهای
غزل شماره ۳۰۲۲: گفت مرا آن طبیب رو ترشی خوردهای
غزل شماره ۳۰۲۳: قصر بود روح ما نی تل ویرانهای
غزل شماره ۳۰۲۴: بستگی این سماع هست ز بیگانهای
غزل شماره ۳۰۲۵: جای دگر بودهای زانک تهی رودهای
غزل شماره ۳۰۲۶: خیره چرا گشتهای خواجه مگر عاشقی
غزل شماره ۳۰۲۷: نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری
غزل شماره ۳۰۲۸: ای صنم گلزاری چند مرا آزاری
غزل شماره ۳۰۲۹: آه که دلم برد غمزههای نگاری
غزل شماره ۳۰۳۰: سلمک الله نیست مثل تو یاری
غزل شماره ۳۰۳۱: خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
غزل شماره ۳۰۳۲: از پگه ای یار زان عقار سمایی
غزل شماره ۳۰۳۳: چند دویدم سوی افندی
غزل شماره ۳۰۳۴: میرسد ای جان باد بهاری
غزل شماره ۳۰۳۵: دوش همه شب دوش همه شب
غزل شماره ۳۰۳۶: گاه چو اشتر در وحل آیی
غزل شماره ۳۰۳۷: به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی
غزل شماره ۳۰۳۸: ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
غزل شماره ۳۰۳۹: هزار جان مقدس هزار گوهر کانی
غزل شماره ۳۰۴۰: چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی
غزل شماره ۳۰۴۱: اگر مرا تو ندانی بپرس از شب تاری
غزل شماره ۳۰۴۲: چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری
غزل شماره ۳۰۴۳: ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی
غزل شماره ۳۰۴۴: گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی
غزل شماره ۳۰۴۵: من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی
غزل شماره ۳۰۴۶: چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی
غزل شماره ۳۰۴۷: به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی
غزل شماره ۳۰۴۸: تو آسمان منی من زمین به حیرانی
غزل شماره ۳۰۴۹: ربود عقل و دلم را جمال آن عربی
غزل شماره ۳۰۵۰: خدایگان جمال و خلاصه خوبی
غزل شماره ۳۰۵۱: به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی
غزل شماره ۳۰۵۲: چه باده بود که در دور از بگه دادی
غزل شماره ۳۰۵۳: ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی
غزل شماره ۳۰۵۴: منم که کار ندارم به غیر بیکاری
غزل شماره ۳۰۵۵: بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری
غزل شماره ۳۰۵۶: خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری
غزل شماره ۳۰۵۷: اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری
غزل شماره ۳۰۵۸: ز بامداد درآورد دلبرم جامی
غزل شماره ۳۰۵۹: چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی
غزل شماره ۳۰۶۰: نهان شدند معانی ز یار بیمعنی
غزل شماره ۳۰۶۱: اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی
غزل شماره ۳۰۶۲: اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی
غزل شماره ۳۰۶۳: به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی
غزل شماره ۳۰۶۴: ز بامداد دلم میپرد به سودایی
غزل شماره ۳۰۶۵: شدم به سوی چه آب همچو سقایی
غزل شماره ۳۰۶۶: رسید ترکم با چهرههای گل وردی
غزل شماره ۳۰۶۷: تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری
غزل شماره ۳۰۶۸: فرست باده جان را به رسم دلداری
غزل شماره ۳۰۶۹: نگاهبان دو دیدهست چشم دلداری
غزل شماره ۳۰۷۰: اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری
غزل شماره ۳۰۷۱: دلا همای وصالی بپر چرا نپری
غزل شماره ۳۰۷۲: به من نگر که بجز من به هر کی درنگری
غزل شماره ۳۰۷۳: بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری
غزل شماره ۳۰۷۴: مسلم آمد یار مرا دل افروزی
غزل شماره ۳۰۷۵: بیا بیا که تو از نادرات ایامی
غزل شماره ۳۰۷۶: بلندتر شدهست آفتاب انسانی
غزل شماره ۳۰۷۷: ایا مربی جان از صداع جان چونی
غزل شماره ۳۰۷۸: ز آب تشنه گرفتهست خشم میبینی
غزل شماره ۳۰۷۹: بیامدیم دگربار سوی مولایی
غزل شماره ۳۰۸۰: تو نور دیده جان یا دو دیده مایی
غزل شماره ۳۰۸۱: تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی
غزل شماره ۳۰۸۲: رهید جان دوم از خودی و از هستی
غزل شماره ۳۰۸۳: بیا بیا که چو آب حیات درخوردی
غزل شماره ۳۰۸۴: به جان تو که بگویی وطن کجا داری
غزل شماره ۳۰۸۵: به حق آنک تو جان و جهان جانداری
غزل شماره ۳۰۸۶: شبی که دررسد از عشق پیک بیداری
غزل شماره ۳۰۸۷: اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری
غزل شماره ۳۰۸۸: حرام گشت از این پس فغان و غمخواری
غزل شماره ۳۰۸۹: به اهل پرده اسرارها ببر خبری
غزل شماره ۳۰۹۰: بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی
غزل شماره ۳۰۹۱: اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی
غزل شماره ۳۰۹۲: هزار جان مقدس فدای سلطانی
غزل شماره ۳۰۹۳: نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی
غزل شماره ۳۰۹۴: بگو به جان مسافر ز رنجها چونی
غزل شماره ۳۰۹۵: از این درخت بدان شاخ و بر نمیبینی
غزل شماره ۳۰۹۶: ز بامداد دلم میجهد به سودایی
غزل شماره ۳۰۹۷: بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
غزل شماره ۳۰۹۸: ترش ترش بنشستی بهانه دربستی
غزل شماره ۳۰۹۹: بداد پندم استاد عشق از استادی
غزل شماره ۳۱۰۰: ببست خواب مرا جاودانه دلداری
غزل شماره ۳۱۰۱: کسی که باده خورد بامداد زین ساقی
غزل شماره ۳۱۰۲: برست جان و دلم از خودی و از هستی
غزل شماره ۳۱۰۳: پدید گشت یکی آهوی در این وادی
غزل شماره ۳۱۰۴: طواف کعبه دل کن اگر دلی داری
غزل شماره ۳۱۰۵: ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی
غزل شماره ۳۱۰۶: فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری
غزل شماره ۳۱۰۷: میان تیرگی خواب و نور بیداری
غزل شماره ۳۱۰۸: به دست هجر تو زارم تو نیز میدانی
غزل شماره ۳۱۰۹: کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی
غزل شماره ۳۱۱۰: جان جان مایی، خوشتر از حلوایی
غزل شماره ۳۱۱۱: تو چنین نبودی تو چنین چرایی
غزل شماره ۳۱۱۲: تو خدای خویی تو صفات هویی
غزل شماره ۳۱۱۳: نه ز عاقلانم که ز من بگیری
غزل شماره ۳۱۱۴: عشق تو خواند مرا کز من چه میگذری
غزل شماره ۳۱۱۵: در لطف اگر بروی شاه همه چمنی
غزل شماره ۳۱۱۶: دلا گر مرا تو ببینی ندانی
غزل شماره ۳۱۱۷: پذیرفت این دل ز عشقت خرابی
غزل شماره ۳۱۱۸: نگارا، چرا قول دشمن شنیدی
غزل شماره ۳۱۱۹: نشانت کی جوید که تو بینشانی
غزل شماره ۳۱۲۰: اگر چه لطیفی و زیبالقایی
غزل شماره ۳۱۲۱: هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
غزل شماره ۳۱۲۲: الا میر خوبان هلا تا نرنجی
غزل شماره ۳۱۲۳: به حیلت تو خواهی که در را ببندی
غزل شماره ۳۱۲۴: چو عشقش برآرد سر از بیقراری
غزل شماره ۳۱۲۵: بتا گر مرا تو ببینی ندانی
غزل شماره ۳۱۲۶: گل سرخ دیدم شدم زعفرانی
غزل شماره ۳۱۲۷: عجبالعجایب توی در کیایی
غزل شماره ۳۱۲۸: تو هر چند صدری شه مجلسی
غزل شماره ۳۱۲۹: رضیت بما قسمالله لی
غزل شماره ۳۱۳۰: تماشا مرو نک تماشا تویی
غزل شماره ۳۱۳۱: الا هات حمرا کالعندم
غزل شماره ۳۱۳۲: خواهیم یارا کامشب نخسپی
غزل شماره ۳۱۳۳: حدی نداری در خوش لقایی
غزل شماره ۳۱۳۴: تو جان مایی، ماه سمایی
غزل شماره ۳۱۳۵: با چرخ گردان تیره هوایی
غزل شماره ۳۱۳۶: خواهی ز جنون بویی ببری
غزل شماره ۳۱۳۷: سلطان منی سلطان منی
غزل شماره ۳۱۳۸: آن به که مرا تمکین نکنی
غزل شماره ۳۱۳۹: صنما خرگه توم که بسازی و برکنی
غزل شماره ۳۱۴۰: صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری
غزل شماره ۳۱۴۱: ای خجل از تو شکر و آزادی
غزل شماره ۳۱۴۲: حکم نو کن که شاه دورانی
غزل شماره ۳۱۴۳: مستی و عاشقانه میگویی
غزل شماره ۳۱۴۴: بحر ما را کنار بایستی
غزل شماره ۳۱۴۵: آوخ آوخ چو من وفاداری
غزل شماره ۳۱۴۶: ای دلزار محنت و بلا داری
غزل شماره ۳۱۴۷: ساقیا ساقیا روا داری
غزل شماره ۳۱۴۸: تا شدستی امیر چوگانی
غزل شماره ۳۱۴۹: مستم از بادههای پنهانی
غزل شماره ۳۱۵۰: من مرید توام مراد تویی
غزل شماره ۳۱۵۱: چند اندر میان غوغایی
غزل شماره ۳۱۵۲: گر چه تو نیم شب رسیدستی
غزل شماره ۳۱۵۳: ز اول بامداد سر مستی
غزل شماره ۳۱۵۴: ز اول بامداد سرمستی
غزل شماره ۳۱۵۵: در غم یار یار بایستی
غزل شماره ۳۱۵۶: در غم یار، یار بایستی
غزل شماره ۳۱۵۷: آنکه چون ابر خواند کف ترا
غزل شماره ۳۱۵۸: رو، مسلم تراست بیکاری
غزل شماره ۳۱۵۹: زندگانی مجلس سامی
غزل شماره ۳۱۶۰: جان جانی و جان صد جانی
غزل شماره ۳۱۶۱: خامشی ناطقی مگر جانی
غزل شماره ۳۱۶۲: ای که مستک شدی و میگویی
غزل شماره ۳۱۶۳: عشق در کفر کرد اظهاری
غزل شماره ۳۱۶۴: مست و خوشی باده کجا خوردهٔ
غزل شماره ۳۱۶۵: جان و جهان! دوش کجا بودهٔ
غزل شماره ۳۱۶۶: ای دل سرمست، کجا میپری
غزل شماره ۳۱۶۷: از مه من مست دو صد مشتری
غزل شماره ۳۱۶۸: یا ملک المغرب والمشرق
غزل شماره ۳۱۶۹: گر نه شکار غم دلدارمی
غزل شماره ۳۱۷۰: ای که تو از عالم ما میروی
غزل شماره ۳۱۷۱: خشم مرو خواجه! پشیمان شوی
غزل شماره ۳۱۷۲: ای که ازین تنگ قفص میپری
غزل شماره ۳۱۷۳: باده ده، ای ساقی هر متقی
غزل شماره ۳۱۷۴: صد دل و صد جان بدمی دادمی
غزل شماره ۳۱۷۵: کار به پیری و جوانیستی
غزل شماره ۳۱۷۶: کردم با کان گهر آشتی
غزل شماره ۳۱۷۷: آدمیی، آدمیی، آدمی
غزل شماره ۳۱۷۸: در دل من پردهٔ نو میزنی
غزل شماره ۳۱۷۹: این طریق دارهم یا سندی و سیدی
غزل شماره ۳۱۸۰: اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی
غزل شماره ۳۱۸۱: ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی
غزل شماره ۳۱۸۲: بغداد همانست که دیدی و شنیدی
غزل شماره ۳۱۸۳: ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی
غزل شماره ۳۱۸۴: کسی کو را بود خلق خدایی
غزل شماره ۳۱۸۵: عزیزی و کریم و لطف داری
غزل شماره ۳۱۸۶: بگو ای تازه رو، کم کن ملولی
غزل شماره ۳۱۸۷: اتیالنیروز مسرورالجنان
غزل شماره ۳۱۸۸: ادر کاسی و دعنی عن فنونی
غزل شماره ۳۱۸۹: یا ساقی اسقنی براح
غزل شماره ۳۱۹۰: سلبالعشق فادی، حصلالیوم مرادی
غزل شماره ۳۱۹۱: کالی تیشی آینوسؤای افندی چلبی
غزل شماره ۳۱۹۲: لا یغرنک سد هوس عن رایی
غزل شماره ۳۱۹۳: غدرالعشق فزلت قدمی
غزل شماره ۳۱۹۴: وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری
غزل شماره ۳۱۹۵: درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی
غزل شماره ۳۱۹۶: بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی
غزل شماره ۳۱۹۷: سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی
غزل شماره ۳۱۹۸: گهی پردهسوزی، گهی پردهداری
غزل شماره ۳۱۹۹: الام طماعیة العاذل
غزل شماره ۳۲۰۰: هذا طبیبی، عند الدوآء
غزل شماره ۳۲۰۱: یا ساقی الحی اسمع سؤالی
غزل شماره ۳۲۰۲: هذا سیدی، هذا سندی
غزل شماره ۳۲۰۳: طیبالله عیشکم، لا اوحشالله من ابی
غزل شماره ۳۲۰۴: یا ملک المبعث والمحشر
غزل شماره ۳۲۰۵: روزن دل! آه چه خوش روزنی
غزل شماره ۳۲۰۶: اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی
غزل شماره ۳۲۰۷: قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری
غزل شماره ۳۲۰۸: الا فیالغشق تشریفی و عیدی
غزل شماره ۳۲۰۹: نسیت الیوم من عشقی صلاتی
غزل شماره ۳۲۱۰: اتاک الصوم فی حلل السعود
غزل شماره ۳۲۱۱: نسیمالصبح جد بابتشار
غزل شماره ۳۲۱۲: الا یا مالکا رقالزمان
غزل شماره ۳۲۱۳: املا قدح البقا ندیمی
غزل شماره ۳۲۱۴: یا مالک دمة الزمان
غزل شماره ۳۲۱۵: یا ساقیةالمدام هاتی
غزل شماره ۳۲۱۶: طارت حیلی و زال حیلی
غزل شماره ۳۲۱۷: قالت الکأس ارفعونی کم تحبسونی
غزل شماره ۳۲۱۸: ترکبن طبقا عن طبق مولائی
غزل شماره ۳۲۱۹: اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری
غزل شماره ۳۲۲۰: لا قیالفراش نارا کن هکذا حبیبی
غزل شماره ۳۲۲۱: الا حریم لیلی، علیکم سلامی
غزل شماره ۳۲۲۲: اخرج عنالمکان، یا صارمالزمان
غزل شماره ۳۲۲۳: یا من یزید حسنک حقا تحیری
غزل شماره ۳۲۲۴: یا ویح نفسنا بفوات الفضائل
غزل شماره ۳۲۲۵: یا ملکالمحشر، ترحم لا ترتشی
غزل شماره ۳۲۲۶: قلت له مصیحا یا ملکالمشرق
غزل شماره ۳۲۲۷: یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی
غزل شماره ۳۲۲۸: ایا ملتقی العیش کم تبعدی
غزل شماره ۳۲۲۹: یا ولی نعمتی و سلطانی

