گنجور

غزل شمارهٔ ۹۷۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

زندگانی صدر عالی باد

ایزدش پاسبان و کالی باد

هر چه نسیه‌ست مقبلان را عیش

پیش او نقد وقت و حالی باد

مجلس گرم پرحلاوت او

از حریف فسرده خالی باد

جان‌ها واگشاده پر در غیب

بسته پیشش چو نقش قالی باد

بر یمین و یسار او دولت

هم جنوبی و هم شمالی باد

دو ولایت که جسم و جان خوانند

بر سر هر دو شاه و والی باد

بخت نقدست شمس تبریزی

او بسم غیر او ملی باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام