گنجور

غزل شمارهٔ ۸۵۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند

دیوانگان بندی زنجیرها دریدند

بس احتیاط کردیم تا نشنوند ایشان

گویی قضا دهل زد بانگ دهل شنیدند

جان‌های جمله مستان دل‌های دل پرستان

ناگه قفس شکستند چون مرغ برپریدند

مستان سبو شکستند بر خنب‌ها نشستند

یا رب چه باده خوردند یا رب چه مل چشیدند

من دی ز ره رسیدم قومی چنین بدیدم

من خویش را کشیدم ایشان مرا کشیدند

آن را که جان گزیند بر آسمان نشیند

او را دگر کی بیند جز دیده‌ها که دیدند

یک ساقیی عیان شد آشوب آسمان شد

می تلخ از آن زمان شد خیکش از آن دریدند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا افتخاری » تازه به تازه » تصنیف یک خانه پر زمستان

احمد شاملو » غزلیات مولوی » یک خانه پر زمستان،مستان نو رسیدند

علیرضا افتخاری » مقام صبر » تصنیف پروانه

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسن نوشته:

بیت ششم ، مصرع دوم
او را دگر ” که ” بیند . صحیح است

امین کیخا نوشته:

آشوب اسمان شد شکرین است واقعا

امین کیخا نوشته:

من خویش را کشیدم ایشان مرا کشیدند شاید حس bi-locality باشد .

امین کیخا نوشته:

دیار به فارسی معنی عیان و فاش و اشکار می دهد و نیز به کردی

امین کیخا نوشته:

با پوزش منظورم دیار به لری بود

امین کیخا نوشته:

قفس به فارسی و قفص به عربی هردو از kapsa یونانی هستند در فرهنگ اسدی کابک معنی قفس می دهد در فرهنگ برهان قاطع کوفجان و لی به فارسی سره پنجر و خوگاره معنی قفس می دهند .

کانال رسمی گنجور در تلگرام