گنجور

غزل شمارهٔ ۸۴۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

از چشم پرخمارت دل را قرار ماند

وز روی همچو ماهت در مه شمار ماند

چون مطرب هوایت چنگ طرب نوازد

مر زهره فلک را کی کسب و کار ماند

یغمابک جمالت هر سو که لشکر آرد

آن سوی شهر ماند آن سو دیار ماند

گلزار جان فزایت بر باغ جان بخندد

گل‌ها به عقل باشد یا خار خار ماند

جاسوس شاه عشقت چون در دلی درآید

جز عشق هیچ کس را در سینه یار ماند

ای شاد آن زمانی کز بخت ناگهانی

جانت کنار گیرد تن برکنار ماند

چون زان چنان نگاری در سر فتد خماری

دل تخت و بخت جوید یا ننگ و عار ماند

می‌خواهم از خدا من تا شمس حق تبریز

در غار دل بتابد با یار غار ماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

بیت نخست هر دو لتش را می توان پرسشی خواند . یعنی
ایا از چشم بیمار تو دل ما ارامیده خواهد شد ? و ایا از روی چون ماهت ماه هنوز به شمارش ( که کارش است ) ادامه می دهد ؟ ( یا مبهوت روی یک روز می ماند و تغییر دیگر نمی کند از شیفتگی و اشفته سری)

امین کیخا نوشته:

بیت ٥ لت دوم ولی باید ناگزیر پرسشی خوانده شود یعنی اینکه جدای از حضرت عشق یاری برای کسی در سینه اش می ماند ؟

شمس الحق نوشته:

دکتر جان مصرع شد لت . پس آهنگ اعراب گزاری اش را هم بفرمایید که درست تلفظ کنیمش . اگر دستگاه آی پدتان امکان این کار را ندارد فینگلیش هم قبول است ، کدامیک از این سه :
lat
let
lot

امین کیخا نوشته:

بیت عربی نیست زیرا حرف بتا دومین حرف الفبا است و در خانه دو لنگه دارد و بیت دو مصرع دارد پس کلا بیت باید از روی یونانی درست شده باشد تا اینجا .اما در کتاب تاریخ ماد نوشته دیاکونف استاد روسی روی یک نقشه که از مردم ماد کشیده است چند منطقه را نامگذاری کرده است به عنوان بیت سانگی و بیت فلانی و بیت بهمانی و در انجا گفته بیت به معنی محل سکونت است و من دیگر هیج جای دیگری ندیده ام اینجا احتمال فارسی بودن یا هندی اروپایی بودنش مطرح می شود .

امین کیخا نوشته:

اما لت که یعنی پاره همانکه در لت و پار مانده است و در دریچه دولتی و سه لتی قلب معنی دو جزوی و سه بخشی را می دهد اینجا هم لت lat معنی مصرع یعنی بخش را می دهد

امین کیخا نوشته:

یکی هم که متاسفانه نامش را فراموش کرده ام گفته تبلت را می توان دبلت بگوییم زیرا دب یعنی نگاشتن و لت معنی صفحه هم می دهد

امین کیخا نوشته:

دب به معنی نگاشتن در دبیر و دبستان مانده است

شمس الحق نوشته:

درود برتو امین کیخا جان که هرسخنت حرف وچیزی نو به حقیر می آموزاند
دَب یعنی نگاشتن که دبیر ودبستان و دبیرستان هم از آن آمده .

شمس الحق نوشته:

بِتا بکسر ب به معنی بگزار هم آمده [اجازه بده] که متأسفانه با ذال می نویسند واین اشتباه رایج حتی به چاپ لغتنامۀ دهخدا هم سرایت کرده است . به اینصورت بگذار
بتا هلاک شود دوست در محبّت دوست
که زندگانی او در هلاک بودن اوست
سعدی

درزبان فارسی هم اسم مصدر گذاشتن یا گذاردن وجود دارد وهم گزاشتن یا گزاردن
تفاوت این دو درمعانی آنهاست . گذاشتن زمانی واقع می شود که سخن از قصد جابجا کردن یا حرکت دادن شیی یا جانداری درمیان است ، مثل لوله گذاری - تاجگذاری - فشنگ گذاری وغیره
اما گزاشتن یا گزاردن بر قصد انجام عملی یا نیتی و دینی دلالت دارد و چیزی حرکت نمیکند مثل :
نمازگزاری - خدمتگزاری - واگزاری و غیره
لازم به توضیح است که اگرچه ممکن است خدمتگزار درحال انجام کارش صد چیز را حرکت داده و جابجا کند ، اما عمل او که خدمتگزاری است دلالت برقصد ادای دین وانجام کاریست . پس با ز نوشته میشود .
” بتا یا بگزار هم نوعی اجازه خواستن یا تمنای انجام کاریست لاجرم باید با ز نوشته شود وکلمۀ بگذار واژه ای فاقد معنی خواهد بود .

امین کیخا نوشته:

گزارش یک فعل هم دارد و ان گزاردن است و معنی توضیح دادن می دهد

امین کیخا نوشته:

سپاس شمس جانم بزار یا بتا نگریستنی بود . وه که چه غور می کاوی و چه بکامم ( بکام /خرسند ) می کنی .

امین کیخا نوشته:

شمس من اکنون دشواریی پیش می اید و آن این است که در برابر کارواژه هایی( فعل ) که از ترگمان متن های انگلیسی و فرانسه دست امده اند چه کنیم مثلا وقت گذاشتن یا وقت گزاشتن ؟

شمس الحق نوشته:

دکترکیخای عزیز وقت گزاری وقرارگزاری وجلسه گزاری و مشابهاتشان همه مشمول این دستور زبان است که قصد انجام کار یا نیّتی را گزارش میکنند ، پس با [ز] نبشته میشوند . مگر آنکه حقیرمقصود حضرتت را ازترگمان شدن از سایر زبانها به درستی فهم نکرده باشم .

امین کیخا نوشته:

سپاس استاد در گوش می گیریم

عباس نوشته:

با سلام و عرض ادب خدمت ادب دوستان
به نظر حقیر مصرع اول و تمامی مصراعهای زوج پرسشی اند که به گمانم این نوع پرسشی را استفهام انکاری گویند که جواب نیاز نیست مثلا می گوید
قرار ماند؟ معلوم است نه نمی ماند
خار خار ماند؟ نه نمی ماند
اما به نظرم جالبتر مصرع دوم است
مه در شمار ماند؟ نه نمی ماند اضافه کنم اینجا مولانا خواسته بگوید با وجود تو کسی توجهش جانب ماه نمی ماند و حساب ماه از دستشان در خواهد رفت

بودن یا خواستن | فان گستر نوشته:

[…] ganjoor.netکه زندگانی او در هلاک بودن اوست سعدی … بتا یا بگزار هم نوعی اجازه خواستن یا تمنای انجام کاریست لاجرم باید با ز نوشته شود وکلمۀ بگذار واژه ای فاقد معنی خواهد بود .که زندگانی او در هلاک بودن اوست سعدی … بتا یا بگزار هم نوعی اجازه خواستن یا تمنای انجام کاریست لاجرم باید با ز نوشته شود وکلمۀ بگذار واژه ای فاقد معنی خواهد بود . […]

کانال رسمی گنجور در تلگرام