گنجور

غزل شمارهٔ ۸۴۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند

هر سنگ دل در این ره قلب از گهر نداند

هر عنکبوت جوله در تار و پود آن چه

از ذوق صنعت خود ذوق دگر نداند

وان کو ز چه برافتد در جام و ساغر افتد

مستیش در سر افتد پا را ز سر نداند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

با درود به دوستان
در بیماران هپاتیت یا به قول خودم جگراک بیمار بخاطر اسیب دیدن بافتار جگرش نمی تواند نشاسته زیادی انبار کند و نیز کاهش قند خون در این بیماران بسیار روایی دارد و بیمار هپاتیتی نیز از چای و قهوه و سیگار می گریزد گویا مولانا به بد پسندی و بد بیزی بیمار هپاتیت اگاهی داشته است . ( بد بیزی لری است معنی بد گزینی می دهد ) .

کانال رسمی گنجور در تلگرام