گنجور

غزل شمارهٔ ۸۳۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

شب شد و هنگام خلوتگاه شد

قبله عشاق روی ماه شد

مه پرستان ماه خندیدن گرفت

شب روان خیزید وقت راه شد

خواب آمد ما و من‌ها لا شدند

وقت آن بی‌خواب الاالله شد

مغزها آمیخته با کاه تن

تن بخفت و دانه‌ها بی‌کاه شد

هندوان خرگاه تن را روفتند

ترک خلوت دید و در خرگاه شد

گفت و گوهای جهان را آب برد

وقت گفتن های شاهنشاه شد

شمس تبریزی چو آمد در میان

اهل معنی را سخن کوتاه شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام