گنجور

غزل شمارهٔ ۸۲۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود

هر چه کشت افزاست آتش چون بود

نقش‌هایی که نگارد آن نگار

عقل آن را جز که مفرش چون بود

شربتی را کو به مست خود دهد

جز لطیف و پاک و دلکش چون بود

کشتی شش گوشه‌ست این شش جهت

بحر بی‌پایان در این شش چون بود

نرگس چشمی کز این بحر آب یافت

در شناس بحر اعمش چون بود

چون گشادی یافت چشمی در رضا

از سخط هر لحظه اخفش چون بود

هین خموش و از خمول حق بترس

مؤمن اقبال مرعش چون بود

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام