گنجور

غزل شمارهٔ ۷۷۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند

دلتان به چرخ پرد چو بدن گران نماند

دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید

هله تا دو چشم حسرت سوی خاکدان نماند

نه که هر چه در جهانست نه که عشق جان آنست

جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند

عدم تو همچو مشرق اجل تو همچو مغرب

سوی آسمان دیگر که به آسمان نماند

ره آسمان درونست پر عشق را بجنبان

پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند

تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیده‌ست

چو دو دیده را ببستی ز جهان جهان نماند

دل تو مثال بامست و حواس ناودان‌ها

تو ز بام آب می‌خور که چو ناودان نماند

تو ز لوح دل فروخوان به تمامی این غزل را

منگر تو در زبانم که لب و زبان نماند

تن آدمی کمان و نفس و سخن چو تیرش

چو برفت تیر و ترکش عمل کمان نماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

هژیر مهرافروز » آیان » آیان

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی خاتونی نوشته:

عالی و فوق العادس حضرت مولانا

پارسا نوشته:

شعری زیبا از مولانای جان که زبان را از بیان کمال بیت ها قاصر مینماید.

مهناز ، س نوشته:

مصرع دوم از بیت سوم
جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند
به گمانم ناقص است ، شاید اینطور باشد:
بجز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند
البته مستند نیست

سعید نوشته:

احسنت بر شما خانم مهناز س.

علیرضا نوشته:

یادداشت خانم مهناز نمیتونه درست باشه. اگرچه عبارتی که در اصل شعر نوشته شده شکست وزنی داره و عبارتی که خانم مهناز نوشتن در ظاهر این شکست رو رفع میکنه، اما واقعیت چیز دیگری ست.
اول این که این گونه شکست های وزنی در شعر قدما گاهی اوقات دیده میشه و حتی کتب عروض قدیمی در هر بیت یک بار رو مجاز میدونن.
امانکته دوم؛ در عبارتی که خانم مهناز نوشتن ما نمیتونیم «بجز عشق» رو به صورت «بجزِشق» بخونیم. این گونه تسهیل صرفا برای الف مجازه و برای عین مجاز نیستیم.
مثلا در همین غزل داریم «دل تو مثال بام است و …» و اینجا مجازیم که الف رو در کلمه است تسهیل کنیم، یعنی بخونیم «دل تو مثال بامَ ست و…» اما برای حرف عین چنین اجازه ای نداریم.
هرجا چنین چیزی مشاهده فرمودید با قدرت و اطمینان میتونید ایراد بگیرید، حتی اگر شاعر بزرگی باشه!

سعید رضایی نوشته:

با سپاس از خانم مهناز و آقا سعید . به گمانم ناقص نیست ، اگر جز با کسره خوانده شود نیازی به اضافه کردن ب نیست . و وزن شعر هم کامل است .
گذشته از آن حضرت مولانا می فرماید:

رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل
مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر
پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا

با سپاس فراوان ، حقیر سراپا تقصیر ، سعید رضایی .

خرم روزگار نوشته:

یادداشت مهناز گرامی ۱۰۱٪ درست است،”جز”دراین نیم بیت حرف اضافه است به مانای مگر و…
چنانکه می گویند ” ممکن الاضافه ” نیست.

حسین ۲ نوشته:

با مهناز خانم موافقم ، چون ”عینِ“ عشق کسره دارد ،
اگر ساکن بود با آقای علیرضا هم نظر بودم ولی اشتباه میکنند
به خدمت سعید خان نیز عارضم که : ممکن است مولوی در بند قافیه و عروض نباشد ولی این دلیل نمی سود که ما نقد نکنیم

سعید رضایی نوشته:

با سلام خدمت عزیزان “خرم روزگار و جناب حسین ۲″ عرض شود که ما عنوان نمودیم بر فرض محال اگر وزن و قافیه شعر درست نباشد حضرت مولانا چنین فرموده “قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر….”.در صورتیکه وزن شعر با تلفظ صحیح کامل می باشد و اینقدر مساله ی پیچیده ای نمی باشد . و مولانا شاعری نیست که شکی در استادی ایشان باشد . می ماند یک احتمال و آن هم اینکه در تمامی نسخ دیوان این حرف “ب” از اول کلمه ” جز” افتاده باشد و بنده برای این احتمال فقط می توانم بگویم ” در عجبم ” . سپاسگزارم .

خرم روزگار نوشته:

جناب سعید،
عرض شود ، ما عنوان نمودیم حرف اضافه “جز” رانمی توان به عشق اضافه نمود. ما در استادی ایشان شک نمی کنیم و هم در بی توجهیشان به وزن و قافیه
و البته این مساله ای پیچیده نیست.
سپاس می گزاریم.

سعید رضایی نوشته:

جناب خرم روزگار:
عرض شود ، شما عنوان نمودید حرف اضافه “جز” رانمی توان به عشق اضافه نمود. و از طرفی نظر خانم مهناز را ۱۰۱% تایید نمودید . در صورتیکه ایشان نوشته اند:
“به گمانم ناقص است ، شاید اینطور باشد:
بجز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند”
باز هم سپاسگزارم .

علیرضا نوشته:

جناب حسین آقای ۲
مساله حرکت کسره و فتحه و … نیست. اگر طبق پیشنهاد خانم مهناز این عبارت رو بخونیم، حرف عین کلاً حذف میشه و در دستور زبان فارسی ما چنین اجازه ای نداریم! فقط در باره حرف الف میشه این کارو کرد!

حسین ۲ نوشته:

علیرضا خان
نمی دانم شما چطور میخوانید که ” عین “ حذف می شود
با خوانش من هم” بجز “ کامل است و هم عشق
متأسفانه درین جا اثبات نظر را با صوت نداریم
جنابعالی هر طور می خواهی بخوان و لذتتش را ببر
شاد باشی

همایون نوشته:

غزل مرام نامه ای‌ و مانیفستی که باید حفظ بودش

بیت‌ها همه حفظ شدنی اند تنها ترتیب آنها بهم می‌خورد که:

هله دل‌

نه‌ عدم ر‌ه تو

دل‌ تو تن‌

دنیای درون را چگونه میتوان یافت؟ با حس مشترک!

آنچه که در بیرون است اگر با هوش ویژه ای‌ در هم آمیخته شود

میشود درون، چون دیگر آن‌ آمیختگی در بیرون نیست و به دنیای درون تعلق درد

آن هوش ویژه را از جلال دین میتوان بخود انتقال داد

کانال رسمی گنجور در تلگرام