گنجور

غزل شمارهٔ ۷۶۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد

بنگر به سوی دردی که ز کس دوا ندارد

ز فلک فتاد طشتم به محیط غرقه گشتم

به درون بحر جز تو دلم آشنا ندارد

ز صبا همی‌رسیدم خبری که می‌پزیدم

ز غمت کنون دل من خبر از صبا ندارد

به رخان چون زر من به بر چو سیم خامت

به زر او ربوده شد که چو تو دلربا ندارد

هله ساقیا سبکتر ز درون ببند آن در

تو بگو به هر کی آید که سر شما ندارد

همه عمر این چنین دم نبدست شاد و خرم

به حق وفای یاری که دلش وفا ندارد

به از این چه شادمانی که تو جانی و جهانی

چه غمست عاشقان را که جهان بقا ندارد

برویم مست امشب به وثاق آن شکرلب

چه ز جامه کن گریزد چو کسی قبا ندارد

به چه روز وصل دلبر همه خاک می‌شود زر

اگر آن جمال و منظر فر کیمیا ندارد

به چه چشم‌های کودن شود از نگار روشن

اگر آن غبار کویش سر توتیا ندارد

هله من خموش کردم برسان دعا و خدمت

چه کند کسی که در کف به جز از دعا ندارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » دل مجنون » تصنیف "صنما"

همایون شجریان » آب، نان، آواز » مقدمه دشتی، آوازهای ریتمیک «بی دل و بی زبان» و «صنما»

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

Reza نوشته:

مصرع اول بیت سوم اشتباه املایی دارد. درست آن به صورت زیر می باشد:
ز صبا همی رسیدم خبری که می پریدم
(ر بجای ز)

پاسخ: از دوستانی که به دیوان چاپی دسترسی دارند، خواهشمندم در این زمینه ما را راهنمایی کنند.

شاه رخ نوشته:

به نظر مدرباره ی مصراع اول بیت سوم همین می پزیدم درست تره - ای نفقط نظر شخصی منه -

جواد یاوری نوشته:

آقای شجریان در تصنیف “صنما” در آلبوم “مجنون” بیت سوم را “می پزیدم” میخواند .

جواد یاوری نوشته:

بیت پایانی به قسمتی از دعای کمیل اشاره دارد:
(اغفِر لِمَنْ لایَمْلکُ الا الدُّعا)
ببخش بر کسی که چیزی جز دعا در دست ندارد

سینا نوشته:

مصرع دوم بیت ششم “به حق وفای یاری که دلش وفا ندارد”
به این تریت اصلاح شود “به حق وفای یاری که ز کس وفا ندارد”
با تشکر

ولی زاده نوشته:

در مصراع اول بیت سوم طبق تصحیح استاد فروزانفر می پزیدم درست است

سید محمد حسین هاشمی نوشته:

یحتمل مصراع در شانزدهم «که» باید جایگزین «چه» شود. یعنی بشود که ز جامه کن گریزد

سراج نوشته:

در نسخه تصحیح و طبع استاد بدیع الزمان فروزانفرمصرع اول بیت سوم به همین طور که در گنجور آمده صحیح است،» ز صبا همی‌رسیدم خبری که می‌پزیدم « لطفاً تغییر ندهید،بی کران درود و مهر…سراج

سید عارف حسینی نوشته:

استاد بزرگوار شجریان چه زیبا این شعر را خوانده اند.

فضه نوشته:

زفلک فتاد طشتم به چه معنایی است؟

7 نوشته:

تشت درست است نه طشت
ز فلک فتاد تشتم: بیچاره شدم.بدبخت شدم
یک مثلی هم هست که: تشت فلانی از بام افتاد: رسوا شد
زنی حائضه همیشه کاری می کرد پارچه های قرمز رنگ حیض را در جایی پنهان کند که حتی کسی از خانواده چشمش ناگهانی نیز به آن نیفتد.
برای این کار هیچ جایی بهتر از پشت بام نبود زیرا در بلند ترین نقاط خانه و دور از چشم و رفت و آمد قرار داشت.
گاهی اتفاق می افتاد که باد شدیدی می وزید و تشت از پشت بام به حیاط منزل پرتاب میشد. از بر خورد تشت با کف حیاط منزل صدای مهیبی بلند میشد و پارچه های حیض به زمین می ریخت و تمام افراد خانواده و حتی همسایگان متوجه آن صدا می شدند و راز پنهان فاش می گردید.
تشت رسوایی همان تشت محتوی پارچه های مورد بحث است که چون آشکار می شد زنان عفیفه از این برملایی احساس شرم و آزرم می کردند و تا مدتی روی نشان نمی دادند .
مولوی در اینباره ضرب المثل بالا سروده:
دردمندی کش ز بام افتاده تشت
زو نهان کردیم حق پنهان نگشت

فضه نوشته:

@۷ ریشه ی این کنایه خیلی جالب و خنده دار بود ممنونم.

7 نوشته:

به این دلیل صدای مهیب میداد که در آن روزگار مانند این زمانه تشت پلاستیکی نبود و جنس تشت چه بسا از مس بوده با آن سنگینی که هر بار که بادکی میوزید و پرت میشد احتمال تلفات و آسیب مغزی این و آن کم نبود.

کانال رسمی گنجور در تلگرام