گنجور

غزل شمارهٔ ۷۳۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود

از شراب لایزالی جان ما مخمور بود

ما به بغداد جهان جان اناالحق می‌زدیم

پیش از آن کاین دار و گیر و نکته منصور بود

پیش از آن کاین نفس کل در آب و گل معمار شد

در خرابات حقایق عیش ما معمور بود

جان ما همچون جهان بد جام جان چون آفتاب

از شراب جان جهان تا گردن اندر نور بود

ساقیا این معجبان آب و گل را مست کن

تا بداند هر یکی کو از چه دولت دور بود

جان فدای ساقیی کز راه جان در می‌رسد

تا براندازد نقاب از هر چه آن مستور بود

ما دهان‌ها باز مانده پیش آن ساقی کز او

خمرهای بی‌خمار و شهد بی‌زنبور بود

یا دهان ما بگیر ای ساقی ور نی فاش شد

آنچ در هفتم زمین چون گنج‌ها گنجور بود

شهر تبریز ار خبر داری بگو آن عهد را

آن زمان کی شمس دین بی‌شمس دین مشهور بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فخار نوشته:

درود و سپاس
سیروس شمیسا در کتاب عروض و قافیه صفحه ۴۷ تمرینات ، شماره ی ۳ نوشته اند( ما به بغداد جهان لاف اناالحق می زدیم ) و در این صفحه ( ما به بغداد جهان جان اناالحق می زدیم) بنابراین مایلم بدانم کدام مصرع صحیح می باشد جان انالحق یا لاف اناالحق
متشکرم.

شمس الحق نوشته:

فخار عزیز نسخه چاپ سنگی حقیر لاف اناالحق است و بنده نمی داند جان اناالحق به چه معنیست . اگر کسی میداند لطفاً بفرماید .

مرتضی نوشته:

سلام خسته نباشید این غزل بالایی خیلی عیبو اشتباه داره که من تک تک ابن عیبهارو بعدا میگم توروخدا نسخه اشتباه چاپ‌نکنید.خیلی واژه اشتباه توشه.

رضا عظیمی نوشته:

درود بر دوستان. به نظر می رسد بغداد جهان جان مقصود است، در مقابل بغداد جهان جسم که شهر بغداد است، قبل از انکه حلاج در زمین بلوای دار بر پا کند ما در بغداد سماوی جهان جان بانگ اناالحق را سر داده ایم. در حالی که لاف انا الحق زدن خواننده را از مقصود کلی غزل دور می نماید.

فروزانفر نوشته:

در یکی از نسخ تقریبا معتبر و قابل اعتنا ، بیت دوم این غزل را به صورت زیر دیدم
ما به بغداد جهان (بانگ) انلحق می زدیم
پیش از آن کین دار و گیر (نغمه )منصور بود
تصور میکنم بانگ در مصرع مناسب تر باشد

علی عباسی نوشته:

بیت اول یاد اور مضمون زیباییست که صوفی ابن فارض مصری در ان خمریه زیبای خود گفتست:
شربنا علی ذکر الحبیب مدامه
سکرنابها من قبل ان یخلق الکرم
.
در گزیده جناب دکتر شمیسا از افلاکی درشان سرودن این غزل چنین امدست:
“چون شیخ مظهرالدین ولد شیخ سیف الدین باخَرزی رحمه الله علیهما به شهر قونیه رسید،کافّهٔ اعاظم و افاضل به زیارت مذکور رفته او را به غایت معزّز داشتند.اتفاقا آن روز حضرت مولانا باجمع یاران به سوی مسجد حرام رفته بودند.شیخ مظهرلدین گفته باشد که عجبا این خبر به سمع مبارک مولانا نرسیده که اَلْقادِمُ یُزار؟[وارد شده را زیارت کنند].مگر دانشمندی از اصحاب مولانا انرا میشنید.ازین جانب حضرت مولانا دربیان تقریر حقایق،بغتةً سرآغاز کرد که ای برادر،قادم ماییم نه تو!تورا و امثال تورا لازم است که به زیارت ما آیید و مشرّف شوید.حاظران مجلس درین نکته و اشارت حیران شدند تا خطاب برکجاست و کیست.بعد ازآن،مثال فرمود که:یکی از بغداد آید ودیگری از خانه و محلهٔ خود بیرون شد،کدام را زیارت اولىٰ تر باشد؟گفتند اوراکه خطهٔ بغداد می آید. زیارت وتعظیم او از واجبات است.فرمود که درحقیقت حال،مااز خطِّهٔ بغدادِ لامکان رسیده ایم.و این شیخ زادهٔ عزیز که رسیده است از محلهٔ این جهان می آید،پس به زیارت و تعظیم اولىٰ تر ماییم نه او!شعر مابه بغداد جهان جان…”(ص۱۴۴_۱۴۳)

کانال رسمی گنجور در تلگرام