گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

آن شعله نور می‌خرامد

وان فتنه حور می‌خرامد

شب جامه سپید کرد زیرا

کان ماه ز دور می‌خرامد

مستان شبانه را بشارت

ساقی به سحور می‌خرامد

جان را به مثال عود سوزیم

کان کان بلور می‌خرامد

آن فتنه نگر که بار دیگر

با صد شر و شور می‌خرامد

آن دشمن صبرهای عاشق

در خون صبور می‌خرامد

جانم به فدای آن سلیمان

کو جانب مور می‌خرامد

جز چهره عاشقان مبینید

کان شاه غیور می‌خرامد

در قالب خلق شمس تبریز

چون نفخه صور می‌خرامد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام