گنجور

غزل شمارهٔ ۷۰۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

پرکندگی از نفاق خیزد

پیروزی از اتفاق خیزد

تو ناز کنی و یار تو ناز

چون ناز دو شد طلاق خیزد

ور زان که نیاز پیش آری

صد وصلت و صد عناق خیزد

از ناز شود ولایتی تنگ

در دل سفر عراق خیزد

تو خون تکبر ار نریزی

خون جوش کند خناق خیزد

رو دردی ناز را بپالا

زیرا طرب از رواق خیزد

یار آن طلبد که ذوق یابد

زیرا طلب از مذاق خیزد

یارست نه چوب مشکن او را

چون برشکنی طراق خیزد

این بانگ طراق چوب ما را

دانیم که از فراق خیزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام