گنجور

غزل شمارهٔ ۷۰۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

آن خواجه خوش لقا چه دارد

آیینه‌اش از صفا چه دارد

هان تا نروی تو در جوالش

رختش بطلب که تا چه دارد

اندر سخنش کشان و بو گیر

کز بوی می بقا چه دارد

در گلشن ذوق او فرورو

کز نرگس و لاله‌ها چه دارد

هر چند کز انبیا بلافید

از گوهر انبیا چه دارد

گر چه صلوات می‌فرستند

از صفوت مصطفی چه دارد

یا سایه خود بر او مینداز

کو خود چه کس است یا چه دارد

در ساقی خویش چنگ درزن

مندیش که آن سه تا چه دارد

عمری پی زید و عمرو بردی

زین پس بنگر خدا چه دارد

از سرمجموع اصل مگذر

کاین اصل جدا جدا چه دارد

این کاه سخن دگر مپیما

بندیش که کهربا چه دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام