گنجور

غزل شمارهٔ ۶۷۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

چنان کز غم دل دانا گریزد

دو چندان غم ز پیش ما گریزد

مگر ما شحنه‌ایم و غم چو دزدست

چو ما را دید جا از جا گریزد

بغرد شیر عشق و گله غم

چو صید از شیر در صحرا گریزد

ز نابینا برهنه غم ندارد

ز پیش دیده بینا گریزد

مرا سوداست تا غم را ببینم

ولیکن غم از این سودا گریزد

همه عالم به دست غم زبونند

چو او بیند مرا تنها گریزد

اگر بالا روم پستی گریزد

وگر پستی روم بالا گریزد

خمش باشم بود کاین غم درافتد

غلط خود غم ز ناگویا گریزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام