گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

دلی دارم که گرد غم نگردد

میی دارم که هرگز کم نگردد

دلی دارم که خوی عشق دارد

که جز با عاشقان همدم نگردد

خطی بستانم از میر سعادت

که دیگر غم در این عالم نگردد

چو خاص و عام آب خضر نوشند

دگر کس سخره ماتم نگردد

اگر فاسق بود زاهد کنندش

وگر زاهد بود بلعم نگردد

چو یابد نردبان بر چرخ شادی

ز غم چون چرخ پشتش خم نگردد

چو خرمشاه عشق از دل برون جست

که باشد که خوش و خرم نگردد

ز سایه طره‌های درهم او

ز هر همسایه‌ای درهم نگردد

بکن توبه ز گفتار ار چه توبه

از آن توبه شکن محکم نگردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام