گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

مرغان که کنون از قفس خویش جدایید

رخ باز نمایید و بگویید کجایید

کشتی شما ماند بر این آب شکسته

ماهی صفتان یک دم از این آب برآیید

یا قالب بشکست و بدان دوست رسیدست

یا دام بشد از کف و از صید جدایید

امروز شما هیزم آن آتش خویشید

یا آتشتان مرد شما نور خدایید

آن باد وبا گشت شما را فسرانید

یا باد صبا گشت به هر جا که درآیید

در هر سخن از جان شما هست جوابی

هر چند دهان را به جوابی نگشایید

در هاون ایام چه درها که شکستید

آن سرمه دیدست بسایید بسایید

ای آنک بزادیت چو در مرگ رسیدید

این زادن ثانیست بزایید بزایید

گر هند وگر ترک بزادیت دوم بار

پیدا شود آن روز که روبند گشایید

ور زانک سزیدیت به شمس الحق تبریز

والله که شما خاصبک روز سزایید

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی نوشته:

یک بیت مانده به آخر، یک واو کم دارد: گر هندو و گر ترک بزادیت دگربار …

کانال رسمی گنجور در تلگرام