گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد

قیامت‌های پرآتش ز هر سویی برانگیزد

دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد

دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد

ملک‌ها را چه مندیلی به دست خویش درپیچد

چراغ لایزالی را چو قندیلی درآویزد

چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آید

بجز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد

چو هفت صد پرده دل را به نور خود بدراند

ز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزد

چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرد

از آن دریا چه گوهرها کنار خاک درریزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » لاله بهار » تصنیف مرا عاشق ۱

شهرام ناظری » لاله بهار » تصنیف مرا عاشق ۲

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی نوشته:

سلام و خسته نباشید

با توجه به معنا به نظر می‌رسد در بیت سوم، مصرع اول، “چه” باید به “چو” تغییر یابد.

پاسخ: دوستان لطفاً با منبع چاپی مقایسه کنند نتیجه را اطلاع دهند تا اگر لازم است تصحیح کنیم. فکر می‌کنم در غزلیات شمس «چه» به جای «چو» زیاد به کار رفته باشد و این یا زبان خاص مولوی یا رسم‌الخط معمول دیوان او بوده.

رضا نوشته:

چه باید به چو تغییر یابد…

هانیه نوشته:

در دیوان شمس گزیده ی دکتر شفیعی:
فلک ها را چو مندیلی…

ممنون. :)

علیرضا نوشته:

منابع دیگری که این شعر رو در آنها دیدم در مصرع دوم بیت اول “پیامدهای پرآتش ….” استند.

سید عباس نوشته:

سلامو ادب
در بیت سوم برای مندیلی معنایی یافت نشد

بابک نوشته:

جناب سید عباس،
از فرهنگ معین
مندیل: دستمال، دستار، عمامه

حسین فرزین نوشته:

چه بجای چو زیاد بکار رفته است لکن اینجا در نوشته ها ” چو ” آمده است . نیز معنای مندیل ، همان عمامه یا دستاری است که عموما توانگران و آبرومندان بر سر می نهاده اند .
درود و بدرود

کانال رسمی گنجور در تلگرام